امیلی ب. لاندو و شیمون استین در تحلیلی که مرکز مطالعات راهبردی رژیم صهیونیستی منتشر کرد، نوشتند: در روزهای نخست کنفرانس بازنگری، پیشنهاد مشترک اعراب درباره منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی ثبت شد که با سند نهایی کنفرانس بازنگری سال 2010 تفاوت‌های اساسی داشت. این پیش‌نویس اتفاقات مهم پنج سال اخیر از جمله دیدارهای غیررسمی منطقه‌ای در سال‌های 2013 تا 2014 را نادیده می‌گرفت و همچنین بر درخواست همیشگی مبنی بر پیوستن رژیم صهیونیستی به NPT تاکید می‌کرد.

لحن شدید درخواست سبب شد که رژیم صهیونیستی که در مقام ناظر در کنفرانس بازنگری شرکت کرده بود، در عملی بی سابقه نظر مکتوب خود را در کنفرانس ثبت کند. عنوان این سند “به سوی گفت‌وگوهای منطقه‌ای در خاورمیانه: دیدگاه اسراییل” بود و بر نیاز به گفت‌وگوهای مستقیم و پایدار در منطقه برای پرداختن به طیف گسترده ای از مسائل امنیتی تاکید می‌کرد.

این اسناد مباحثاتی را در میان اعضای NPT برانگیخت و زمانی که سند نهایی کنفرانس بازنگری آماده رای‌گیری شد، طرح پیشنهادی در بخش خاورمیانه که در واقع نسخه معتدل و اصلاح شده پیشنهاد اعراب بود، کماکان برخی عناصر اختلافی را در خود داشت؛ از جمله اینکه رژیم صهیونیستی به شدت بر لزوم تصمیم‌گیری با اجماع تاکید داشت و در طرح پیشنهادی نیز به این مساله توجه شده بود، اما از طرفی بیان شده بود که کنفرانس باید الزاما در مارس 2016 برگزار شود و هیچ طرفی- از جمله رژیم صهیونیستی- قادر به تغییر این زمان نیست.

به علاوه، طرح پیشنهادی به جای چهار برگزار کننده اصلی (یعنی ایالات متحده، بریتانیا، روسیه و سازمان ملل) که در سند 2010 مشخص شده بودند، تصمیم گیری را بر عهده دبیرکل سازمان ملل می‌گذاشت. نهایتا اینکه به دلیل فشارهای مصر و مخالفتش با پیشنهادهای رژیم صهیونیستی، پیشنهاد شد که تسهیلگر فنلاندی اخراج شده و دبیرکل تسهیل گر جدیدی منصوب کند.

گفته می‌شود رژیم صهیونیستی به شدت نگران بود که ایالات متحده، حتی به بهای قربانی کردن این رژیم خواستار امضای سند و حصول اجماع باشد. البته از آنجایی که رژیم صهیونیستی پس از کنفرانس 2010 رویکرد خود را تا حدی تغییر داده و با تسهیل‌گر فنلاندی همکاری‌هایی کرده بود، به نظر می‌رسید تصمیم اوباما به حمایت ایالات متحده از این رژیم ساده‌تر شده باشد. نهایتا ایالات متحده با پیشنهاد مخالفت کرد و نتانیاهو از همکاری جان کری تشکر کرد.

دست آخر عدم حصول اجماع سبب شد که دستور کار 2010 موقتا تعلیق شود و پیشرفت‌های حاصله نیز متوقف شوند.

رُز گوتمولر، معاون وزیر کشور آمریکا، مصر را به خاطر شرایط غیرواقع‌بینانه و غیرعملی که مانع از اجماع میان کشورهای خاورمیانه شده بود، سرزنش کرد.

واقعیت این است که رژیم صهیونیستی بود که از شکست مصر در به کرسی نشاندن پیشنهادش سود برد، گرچه که این مساله هنوز پابرجاست و توافق هسته‌ای ایران نیز ممکن است نیروی محرکه جدیدی برای آن باشد.

به علاوه، این اتفاق برای رابطه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز مثبت بود، چرا که تکرار اتفاقات سال 2010 و آنچه به عنوان خیانت آمریکا به اسراییل تلقی می‌شد، به رابطه این طرفین ضربه سنگینی وارد آورده بود. شاید به همین خاطر است که دیگر کشورها از جمله اتحادیه اعراب و جنبش عدم تعهد از نتایج حاصل از این کنفرانس راضی نیستند.