جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
دلایل تقویت زرادخانه هستهای چین و نگرانیهای مربوطه

رحمان قهرمانپور در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی درباره گزارشهای رسانهای مبنی بر نگرانی آمریکا، اروپا و روسیه از افزایش زرادخانه هستهای چین و تاثیر آن بر سیاست بینالملل و بازدارندگی هستهای اظهار داشت: اخیرا تقویت زرادخانه چین و تلاش این کشور برای ساخت کلاهکهای هستهای پیشرفته، موشکهای بالستیک بینقارهای و بمبافکنها و زیردریاییهای هستهای باعث نگرانی آمریکا، اروپا و روسیه شده است. بنا بر ارزیابی آمریکاییها، چین تا ده سال آینده، یعنی در 2034 حدود هزار کلاهک هستهای خواهد داشت و این بدان معناست که توان زرادخانه هستهای این کشور با توان هستهای روسیه و آمریکا برابری خواهد کرد. بنابراین برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم و در تاریخ سیاست بینالملل، شاهد ظهور سه ابرقدرت هستهای خواهیم بود.
وی ادامه داد: نظریههایی که تا کنون درباره ثبات هستهای و بازدارندگی هستهای مطرح شده، مبتنی بر حضور دو ابرقدرت هستهای همتا، یعنی آمریکا و روسیه است و نظریههای بازیها هم پیشبینی میکند که با دو بازیگر امکان ثبات استراتژیک هستهای بیشتر است. از این رو، ظهور چین به عنوان سومین قدرت هستهای برتر، چالشهای جدی برای ثبات استراتژیک هستهای در جهان و رویکردها پیرامون بازدارندگی هستهای، اشاعه هستهای و رقابتهای هستهای در هند و پاسیفیک و جنوب آسیا خواهد داشت.
این کارشناس مسائل بینالملل درباره دلایل تمایل و تمرکز چین بر استراتژی هستهای جدید خود و به عبارتی دلایل تغییر استراتژی هستهای چین، دو دیدگاه را مطرح کرد: اول اینکه چین در حال تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی است و چون در رقابت کلی با آمریکا و تغییر نظم موجود لیبرال است، برای تبدیل شدن به یک قدرت همتا و همردیف با آمریکا نیازمند داشتن سلاحهای هستهای بیشتر است، به عبارتی نمیتواند بدون در نظر گرفتن آن، رقیب اصلی آمریکا در سیاست جهانی باشد، از این منظر تلاش چین برای گسترش زرادخانه هستهای خود قابل توجیه است.
قهرمانپور افزود: دیدگاه دوم معتقد است که تهدیدات آمریکا علیه چین و تلاش برای مهار آن از طریق نزدیکی به استرالیا، کره جنوبی، هند و ژاپن، اصلیترین دلیل تلاش چین برای تغییر استراتژی خود است. در این دیدگاه، رویکرد تهدید محور حاکم است، یعنی تهدید شدن چین در سطح نظام بینالملل و منطقه و نیز در هند و پاسیفیک اصلیترین دلیل چین برای گرایش به سمت گسترش زرادخانه هستهای خود است و این رویکرد دوم از نظر نظریههای روابط بینالملل به عنوان رویکردی سیستمی و نئورئالیستی تفسیر میشود.
وی درباره واکنش آمریکا به تصمیم چین برای گسترش زرادخانه هستهای خود اظهار داشت: در این رابطه یک دیدگاه معتقد است که زرادخانه کنونی آمریکا و توان هستهای فعلیاش، قدرت هماوردی با چین را دارد و از این رو، نیازی ندارد که زرادخانه هستهای خود را گسترش دهد و میتواند با مدرنسازی سلاحهای هستهای، روزآمد کردن بمبافکنها، افزایش دقت موشکهای بینقارهای و جلوگیری از حملات سایبری چین، برتری هستهای خود را حفظ کند. موافقان این دیدگاه معتقدند تقویت زرادخانه هستهای الزاما باعث منصرف کردن چین از مسیر کنونی خود نیست و بالعکس هدر رفتن منابع اقتصادی آمریکاست. دیدگاه دیگر این است که آمریکا برای مقابله با قدرت روزافزون هستهای چین و برتری هستهای نسبت به روسیه باید زرادخانه هستهای خود را گسترش دهد. این دیدگاه که مبتنی بر استراتژی “برتری هستهای” است، مدعی است آمریکا در جهان سه قطبی هستهای نخواهد توانست مثل دوران جنگ سرد و سالهای گذشته، توازن و ثبات هستهای ایجاد کند و احتمال رخ دادن جنگ هستهای در شرایط سه قطبی هستهای بیشتر است. در این شرایط، چاره آمریکا در این است که توان زرادخانههای هستهای خود را در حدی افزایش دهد که بتواند به قابلیت بازدارندگی هستهای پیشدستانه در برابر چین دست یابد. یعنی زرادخانه هستهای گسترش یافته آمریکا این امکان را به این کشور بدهد که در صورت تصمیم پکن و مسکو به آغاز جنگ هستهای، بلافاصله بتواند جنگ پیشدستانه علیه آنها ترتیب دهد.
قهرمانپور تصریح کرد: در رویکرد “بازدارندگی هستهای” که تاکنون به کار گرفته شده است، گفته میشود که یک کشور باید توان ضربه دوم هستهای را داشته باشد که این به معنای نابودی مطلق متقابل است. اما در رویکرد “برتری هستهای” آمریکا باید به لحاظ عددی و توان هستهای چنان زرادخانه خود را تقویت کند که اساسا چین و روسیه فکر هر نوع حمله عملی به آمریکا را از سر خود دور کنند. این ادامه تئوری جنگ پیشدستانه است که بعد از 11 سپتامبر توسط نئوکانها در دولت بوش مطرح شد، البته آن موقع این تئوری در بحث سلاحهای متعارف بود و الان درباره سلاحهای هستهای مطرح میشود.
وی با اشاره به موقعیت پیچیده روسیه در برابر وضعیت جدید زرادخانه هستهای چین، تصریح کرد: روسیه از یک طرف تمایل دارد از امتیاز داشتن سلاح هستهای برابر با آمریکا نهایت استفاده را کند و از طرفی نگران است که چین به یک هماورد و رقیب جدید هستهای برای آمریکا و روسیه تبدیل شود. در عین حال امیدوار است که افزایش توان هستهای چین به کاهش نفوذ آمریکا در سیاست بینالملل منجر شود، از این رو در این مورد یک ابهام در سیاست و نگاه روسیه به موضوع گسترش زرادخانه هستهای چین وجود دارد؛ از یک سو از اینکه قدرتیابی چین به تضعیف قدرت آمریکا منجر شود، استقبال میکند، اما از سوی دیگر یک نگرانی جدی درباره عقب افتادن خودش در رقابت با چین و آمریکا هم دارد، بنابراین به نظر میآید، تلاش دارد با تعریف حوزه نفوذ گسترده در اوراسیا برای خودش، این ضعف و عقبافتادگی را جبران کند.
قهرمانپور درباره تاثیر این مساله بر اروپا با بیان این که گسترش زرادخانه چین موضوعی نگرانکننده برای اروپاست، تصریح کرد: اروپا به صورت جدی نگران این مساله است؛ از یک طرف نگران تهدیدات نظامی متعارف و نامتعارف روسیه برای معماری امنیتی اروپا مخصوصا در شرق اروپا، دریای سیاه و بالتیک است و از طرف دیگر نگران است که افزایش قدرت هستهای چین باعث شود اروپا از نظر امنیتی به آمریکا و ناتو وابسته شده و مجبور شود به سمت تقویت چتر هستهای آمریکا از طریق اروپا حرکت کند.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: افزایش قدرت هستهای چین، بحثهای داخلی در اتحادیه اروپا درباره نحوه استفاده از قدرت بازدارندگی هستهای فرانسه و بریتانیا را تشدید کرده است. طبیعی است که این وضعیت به نفع افزایش نفوذ فرانسه در اروپا و کاهش نفوذ آلمان در اتحادیه اروپاست. از طرفی میتواند به تقویت موقعیت بریتانیا در نظام امنیتی اروپا منجر شود که این وضعیت هم به ضرر فرانسه و آلمان است. بنابراین گسترش زرادخانه هستهای چین موجب تشدید اختلافات داخلی در اتحادیه اروپا خواهد شد.
0 Comments