جدیدترین مطالب

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تداوم جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر افزایش هزینه‌های عملیاتی، ظرفیت واقعی زرادخانه آمریکا برای ایفای هم‌زمان تعهدات امنیتی در چند جبهه را زیر سؤال برده است؛ موضوعی که بر بازدارندگی، توان تولید دفاعی و اولویت‌بندی منابع واشنگتن اثر می‌گذارد.

ناکارآمدی رزمایش منطقه‌ای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفت‌وگوهای دیپلماتیک منطقه‌ای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، به‌عنوان نشانه‌ای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشست‌های دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»

اهمیت شکل دهی متناسب سیاست خارجی ایران در پرتو تحولات امنیتی منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات امنیتی دو سال اخیر، اهمیت شکل دهی متناسب سیاست خارجی ایران را با محوریت پیوند بازدارندگی، دیپلماسی همسایگی، ژئو اکونومی و تنوع‌بخشی به روابط خارجی بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخته است.

تحلیلی بر پیمان دفاعی مکه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: روز جمعه ۱۶ مرداد، رؤسای سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان متنی را تحت عنوان «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» امضا کردند.

تقویت حضور آفریقا در بریکس، فرصت‌های جدید برای همکاری اقتصادی و سیاسی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گسترش بریکس در سال ۲۰۲۴ با عضویت دو کشور آفریقایی اتیوپی و مصر و الحاق نیجریه و اوگاندا به عنوان کشورهای شریک در سال ۲۰۲۵، بحث‌هایی را درباره شکل‌گیری یک محور آفریقایی در درون این بلوک برانگیخته است.»

هرمز پس از جنگ؛ گذار از نظم دریایی لیبرال به ژئوپلیتیک چندقطبی انرژی

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: بحران تنگه هرمز دیگر صرفاً پیامد یک رویارویی نظامی نیست، بلکه نشانه گذار از نظم دریایی آمریکا محور به ساختار جدید امنیت انرژی با مشارکت قدرت‌های نوظهور و نقش‌آفرین است.

Loading

أحدث المقالات

واقعیت های پیمان سه‌جانبه مکه

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: امضای توافق مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، پرسش‌هایی درباره آینده ساختار امنیتی منطقه و جایگاه این کشورها در معادلات غرب آسیا ایجاد کرده است. آیا این توافق می‌تواند به یک سازوکار واقعی دفاع جمعی تبدیل شود یا بیش از آنکه ظرفیت نظامی جدیدی ایجاد کنند، کارکرد سیاسی و بازدارنده دارد؟

شکل‌گیری نظم جدید در روابط بین قدرت‌ها

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: جنگ روسیه و اوکراین و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، با اهداف و بازیگران متفاوتی شکل‌گرفته‌اند، اما تحولات میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که به طور کامل از یکدیگر جدا نیستند.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تداوم جنگ آمریکا علیه ایران، علاوه بر افزایش هزینه‌های عملیاتی، ظرفیت واقعی زرادخانه آمریکا برای ایفای هم‌زمان تعهدات امنیتی در چند جبهه را زیر سؤال برده است؛ موضوعی که بر بازدارندگی، توان تولید دفاعی و اولویت‌بندی منابع واشنگتن اثر می‌گذارد.

ناکارآمدی رزمایش منطقه‌ای شرق آسیا به رهبری آمریکا در برابر چین

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به مانیل برای گفت‌وگوهای دیپلماتیک منطقه‌ای که در اواسط ژوئیه انجام گرفت، به‌عنوان نشانه‌ای مستقیم از تعهد آمریکا به امنیت اقیانوس آرام معرفی شد. اما پیش از پایان همان هفته، یک افسر گارد ساحلی چین در جریان یک رویارویی در منطقه «سکند توماس شول»، یک ملوان فیلیپینی را مجروح کرد و به یک قایق نیروی دریایی فیلیپین آسیب رساند. این ماجرا در حالی رخ داد که نشست‌های دیپلماتیک سطح بالا در پایتخت در جریان بود.»

اهمیت شکل دهی متناسب سیاست خارجی ایران در پرتو تحولات امنیتی منطقه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات امنیتی دو سال اخیر، اهمیت شکل دهی متناسب سیاست خارجی ایران را با محوریت پیوند بازدارندگی، دیپلماسی همسایگی، ژئو اکونومی و تنوع‌بخشی به روابط خارجی بیش از هر زمان دیگری آشکار ساخته است.

پیامدهای تفاهم ایران و عمان برای امنیت خلیج‌فارس و تنگه هرمز

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اخبار اعلام شده درباره تفاهم ایران و عمان درباره مدیریت تردد دریایی در تنگه هرمز، بار دیگر ظرفیت سازوکارهای منطقه‌ای برای کاهش تنش و مدیریت امنیت خلیج‌فارس را به نمایش گذاشته است، هرچند که هنوز این توافق نهایی و اجرایی نشده است.

تحلیلی بر پیمان دفاعی مکه

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: روز جمعه ۱۶ مرداد، رؤسای سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان متنی را تحت عنوان «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» امضا کردند.

تقویت حضور آفریقا در بریکس، فرصت‌های جدید برای همکاری اقتصادی و سیاسی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «گسترش بریکس در سال ۲۰۲۴ با عضویت دو کشور آفریقایی اتیوپی و مصر و الحاق نیجریه و اوگاندا به عنوان کشورهای شریک در سال ۲۰۲۵، بحث‌هایی را درباره شکل‌گیری یک محور آفریقایی در درون این بلوک برانگیخته است.»

Loading

با خاتمه «نیو استارت» آینده امنیت هسته‌ای چگونه رقم می‌خورد؟

شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: با فروپاشی آخرین ستون کنترل تسلیحات هسته‌ای میان واشنگتن و مسکو، جهان در آستانه نظمی بی‌قاعده ایستاده است که هم بوی رقابت نامحدود می‌دهد و هم امکان چانه‌زنی‌های نوین را در خود پنهان کرده است.

اشکان خاکیان – کارشناس کنترل تسلیحات

با انقضای پیمان نیو استارت، جهان وارد فضایی شده است که در آن محدودیت‌های حقوقی الزام‌آور بر زرادخانه‌های راهبردی دو قدرت بزرگ فرو ریخته و ابهام جای شفافیت متقابل را گرفته است. با این حال، همین خلأ می‌تواند به‌جای آنکه صرفاً مقدمه‌ای برای مسابقه تسلیحاتی باشد، به میدان بازآرایی قواعد بازی در نظمی چندقطبی بدل شود.

پرسش محوری آن است که آیا پایان آخرین پیمان کنترل تسلیحات هسته‌ای میان آمریکا و روسیه الزاماً به بی‌ثباتی غیرقابل مهار می‌انجامد، یا می‌تواند فرصتی تاکتیکی برای بازیگران جدید و حتی کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای در یک نظام در حال گذار فراهم آورد.

فرض تحلیلی این نوشتار آن است که فروپاشی نظام کلاسیک کنترل تسلیحات، اگرچه مخاطرات کوتاه‌مدت را افزایش می‌دهد، اما به‌طور هم‌زمان فضای چانه‌زنی نوینی را ایجاد می‌کند که در آن قالب‌های انعطاف‌پذیرتر، چندجانبه‌تر و منطقه‌محور می‌توانند جایگزین معماری دوقطبی پیشین شوند.

 

خلأ حقوقی و بازگشت منطق رقابت نامحدود

تحلیل‌های منتشرشده در  اندیشکده «رند» هشدار می‌دهد که پایان نیو استارت جهان را «نا‌امن‌تر» می‌سازد، زیرا نظام راستی‌آزمایی، تبادل داده و سقف‌گذاری بر کلاهک‌های راهبردی از میان می‌رود و عدم قطعیت راهبردی افزایش می‌یابد. در چنین فضایی، هر دو طرف ممکن است برای پر کردن خلأ اطلاعاتی به توسعه ظرفیت‌های افزوده روی آورند و منطق بدترین سناریوها بر محاسبات غلبه یابد.

با این حال، مؤسسه تحقیقاتی «کنترل تسلیحات وونک» تأکید می‌کند که حتی پیش از انقضا، این پیمان عملاً به‌دلیل تعلیق بازرسی‌ها کارکرد کامل خود را از دست داده بود و آنچه پایان یافته، بیش از آنکه یک رژیم عملیاتی باشد، یک چارچوب نمادین بوده است. از این منظر، جهان پیشاپیش وارد وضعیت «پسا-کنترل تسلیحات» شده بود و انقضای پیمان پیش‌گفته صرفاً رسمیت‌بخشیدن به واقعیتی موجود تلقی می‌شود.

در محافل نزدیک به جریان‌های محافظه‌کار در آمریکا، از جمله تحلیل‌های منتشرشده در مؤسسه «هوور»، این استدلال مطرح می‌شود که محدودیت‌های یک‌جانبه در محیط رقابت راهبردی فشرده با روسیه و چین، انعطاف‌پذیری بازدارندگی آمریکا را کاهش می‌دهد و خروج از قیود قدیمی می‌تواند قدرت مانور بیشتری ایجاد کند. این نگاه، پایان پیمان را نه تهدید، بلکه بازگشت به منطق رقابت نامحدود میان قدرت‌های بزرگ می‌داند.

اما همین بازگشت به رقابت نامحدود، یک پیامد متناقض نیز به همراه دارد: افزایش هزینه‌های عدم توافق. هنگامی که سقف‌های کمّی و سازوکارهای شفافیت از میان می‌رود، انگیزه برای جلوگیری از سوءبرداشت و مهار تصاعد ناخواسته بحران افزایش می‌یابد و همین امر می‌تواند محرکی برای مذاکرات جدید باشد.

 

اروپا و چندقطبی‌شدن دستورکار کنترل تسلیحات

در تحلیل‌های مؤسسه «راسی» و «سیپری» تأکید شده است که اروپا بیش از هر بازیگر دیگری از پایان نیو استارت متأثر می‌شود، زیرا میدان جغرافیایی اصلی رقابت هسته‌ای آمریکا و روسیه محسوب می‌شود. فقدان محدودیت‌های کمّی می‌تواند به استقرار مجدد سامانه‌های راهبردی و میان‌برد پیرامون اروپا منجر شود و محاسبات بازدارندگی را پیچیده‌تر سازد.

با این حال، همین نگرانی می‌تواند اروپا را به کنشگری فعال‌تر در حوزه کنترل تسلیحات بدل کند. سیپری پیشنهاد می‌کند که اروپا باید ابتکارهای «گام‌به‌گام» برای شفافیت، اعتمادسازی و محدودیت‌های منطقه‌ای را پیگیری کند، حتی اگر توافق جامع دوجانبه میان واشنگتن و مسکو در کوتاه‌مدت دست‌یافتنی نباشد. این رویکرد نشان می‌دهد که دستورکار کنترل تسلیحات از قالب دوقطبی خارج و به عرصه‌ای چندسطحی و چندبازیگری منتقل می‌شود.

اندیشکده «ریسپانسیبل استیتکرافت» و اندیشکده «کویینسی» نیز بر این نکته تأکید می‌کنند که فضای پس از نیو استارت می‌تواند به‌جای بازتولید الگوی جنگ سرد، به سمت چارچوب‌هایی حرکت کند که چین و در آینده سایر قدرت‌های هسته‌ای را نیز در بر گیرد. هرچند پکن تاکنون تمایلی به پیوستن به رژیم‌های محدودکننده مشابه نشان نداده است، اما فقدان هرگونه قاعده الزام‌آور میان آمریکا و روسیه، فشار سیاسی برای ورود به گفت‌وگوهای چندجانبه را افزایش می‌دهد.

 

فرصت‌های تاکتیکی برای بازیگران غیرهسته‌ای

فروپاشی نظام کلاسیک کنترل تسلیحات، فقط تهدیدی برای کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای نیست، بلکه می‌تواند برای آنان نیز فرصت‌هایی ایجاد کند. در نظم دوقطبی گذشته، این کشورها عمدتاً تابع قواعدی بودند که دیگران می‌نوشتند، اما در نظام چندقطبی در حال شکل‌گیری، امکان ایفای نقش فعال‌تری در شکل‌دهی هنجارها و ابتکارهای منطقه‌ای فراهم می‌شود.

تحلیل‌های «رند» و «راسی» نشان می‌دهد که در غیاب توافقات الزام‌آور، ابتکارهای «شفافیت داوطلبانه»، «بیانیه‌های سیاسی» و «محدودیت‌های موضوع‌محور» می‌تواند به‌عنوان ابزارهای موقت مهار رقابت به کار رود. این ابزارها الزاماً معادل پیمان‌های کلاسیک نیستند، اما می‌توانند چارچوبی برای کاهش ریسک ایجاد کنند. کشورهای غیرهسته‌ای می‌توانند در قالب مجامع چندجانبه، بر ضرورت چنین سازوکارهایی تأکید کنند و از موقعیت خود برای میانجی‌گری یا میزبانی گفت‌وگوها بهره گیرند.

در این چارچوب، بحران به فرصتی تاکتیکی تبدیل می‌شود. هنگامی که قدرت‌های بزرگ به‌دلیل رقابت فشرده حاضر به امضای پیمان‌های جامع نیستند، توافقات محدود، منطقه‌ای یا موضوعی می‌تواند جایگزین شود. برای مثال، تمرکز بر جلوگیری از استقرار سامانه‌های خاص در مناطق حساس، یا ایجاد خطوط تماس اضطراری و سازوکارهای مدیریت بحران، می‌تواند نخستین گام‌های بازسازی اعتماد باشد.

برای کشورهایی مانند ایران که در معرض تحولات رژیم‌های منع اشاعه، اعمال استانداردهای دوگانه و فشارهای تحریمی قرار دارند، این وضعیت دو پیامد هم‌زمان دارد. از یک‌سو، فرسایش هنجارهای کنترل تسلیحات می‌تواند استانداردهای دوگانه را آشکارتر سازد و فضای نقد نظم پیشین را تقویت کند. از سوی دیگر، افزایش رقابت هسته‌ای قدرت‌های بزرگ می‌تواند حساسیت‌ها نسبت به برنامه‌های هسته‌ای منطقه‌ای را نیز افزایش دهد. در چنین شرایطی، بهره‌گیری هوشمندانه از گفتمان چندجانبه‌گرایی و مشارکت فعال در ابتکارهای اعتمادساز می‌تواند به ارتقای جایگاه دیپلماتیک بینجامد.

پایان نیو استارت صرفاً نقطه‌ای در مسیر فروپاشی یک رژیم حقوقی نیست، بلکه نشانه گذار از معماری دوقطبی کنترل تسلیحات به نظمی سیال‌تر و چندقطبی‌تر محسوب می‌شود. این گذار، بی‌تردید با افزایش ابهام و ریسک همراه است و خطر مسابقه تسلیحاتی را تقویت می‌کند، اما هم‌زمان هزینه‌های بی‌قاعدگی را برای قدرت‌های بزرگ افزایش می‌دهد و آنان را به جست‌وجوی قالب‌های جدید وادار می‌سازد.

فرصت تاکتیکی در دل این بحران آن است که بازیگران متنوع‌تری وارد صحنه شوند، شکل‌های انعطاف‌پذیرتری از توافق شکل گیرد و کنترل تسلیحات از انحصار دو قدرت خارج شود. در چنین چشم‌اندازی، آینده امنیت هسته‌ای نه در بازگشت به گذشته، بلکه در طراحی سازوکارهایی متناسب با واقعیت چندقطبی قرن بیست‌ویکم رقم خواهد خورد.

0 Comments