دکتر جهانبخش ایزدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به اظهارات دبیر کل ناتو که به دلیل رشد چین در عرصه‌های مختلف ازجمله نظامی و اقتصادی خواستار اتحاد بیشتر کشورهای عضو ناتو برای مقابله با پکن شده است، خاطرنشان کرد: در محاسبات آمریکایی‌ها رقیب استراتژیک آینده، چین است. اگر به آمار تولید ناخالص داخلی دو کشور در سال 2019 نگاه کنیم، فاصله آمریکا با چین بسیار کمتر از آمریکا با سایر قدرت‌ها است.

وی افزود: تولید ناخالص داخلی آمریکا 21 تریلیون و 400 میلیارد دلار است درحالی‌که تولید ناخالص داخلی چینی‌ها 14 میلیارد دلار برآورد شده است. آمریکایی‌ها حدود 7 و نیم تریلیون دلار با چینی‌ها فاصله دارند؛ درحالی‌که این فاصله با روس‌ها حدود 18 تریلیون دلار است. این ارقام نشان می‌دهد روس‌ها فاصله معناداری برای ایفای نقش قدرت نوظهور دارند، اما چینی‌ها به‌ویژه در حوزه اقتصاد جدی‌تر هستند.

این استاد دانشگاه با اشاره به مقاله منتشر شده از سوی «استفان والت» به‌عنوان یک متفکر نوواقع گرا و نویسنده کتاب جهنم نیت‌های خوب در نشریه فارن پالیسی اشاره کرد و گفت: بر اساس دیدگاه‌های والت آمریکا باید تمام تمرکزش را روی چین بگذارد، حتی اگر 20 سال هم طول بکشد که می‌کشد، آمریکا باید تمرکزش را از چین برندارد.

ایزدی تأکید کرد: این دیدگاه و ابراز نگرانی‌ها هیچ ارتباطی به اینکه چه حزب و جریانی در آمریکا روی کار باشد هم ندارد و همه آن‌ها خطر چین را جدی می‌گیرند. برنامه‌ای که اوباما تحت عنوان تغییر راهبردی داشت که بر اساس آن آمریکا باید حجم تمرکزش را از خاورمیانه عربی، نه خلیج‌فارس و اروپای غربی بردارد و متوجه چین شود، سر جای خود قرار دارد و به جد دنبال می‌شود.

وی با اشاره به اظهارات دبیر کل ناتو که به استرالیا و نیوزیلند توصیه کرده بود ارتباط نزدیک‌تری با ناتو اتخاذ کنند تا بتوانند برای پاسخ به تهدید چین رویکرد جهانی‌تری داشته باشند، ادامه داد: تمرکز آن‌ها روی هند به‌عنوان پنجمین اقتصاد دنیا و همین‌طور ژاپن و کره به‌عنوان سومین و دوازدهمین اقتصاد دنیا و همچنین کشورهای اقماری دیگری مانند استرالیا که به جد وارد شده‌اند، خواهد بود. این‌ها برنامه‌هایی است که غرب برای شرق به معنای چین دارد.

 

چینی‌ها در مقام تقابل با آمریکا نیستند

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در خصوص مواضع چینی‌ها در قبال این رویکرد غرب نیز اظهار داشت: چینی‌ها در شرایط فعلی در مقام تقابل با آمریکا نیستند. برنامه پنج‌ساله چینی‌ها مدام تمدید می‌شود و عنصر اساسی در برنامه آن‌ها این است که چینی‌ها هیچ‌گونه تقابلی را با آمریکایی‌ها دنبال نمی‌کنند. ضمن اینکه مؤلفه اصلی قدرت چین اقتصاد است و نه نظامی‌گری، ایدئولوژی و اعتبار بین‌المللی؛ چراکه در این زمینه‌ها چینی‌ها با آمریکایی‌ها فاصله بسیاری دارند و حتی آمادگی این را ندارند که نقشی در عرصه بین‌الملل ایفا کنند، چه رسد به اینکه وارد درگیری با آمریکا شوند؛ بنابراین چین هم مانند روسیه در برخی جهات کشوری تک ساحتی است.

 

بحران‌های عدیده داخلی چین

ایزدی بابیان اینکه نمی‌توان این کاستی‌ها در چین را در محاسبات ندید، تأکید کرد: آمریکایی‌ها ازلحاظ قدرت نظامی و صنایع پیشرفته فاصله زیادی با چینی‌ها دارند. ضمن اینکه چینی‌ها خود را با بحران‌های عدیده‌ای در داخل مواجه می‌بینند.

وی توضیح داد: زمانی چینی‌ها آن‌چنان رشد اقتصادی بالایی داشتند که از بابت آن نگران بودند، اما در شرایط فعلی پیش‌بینی بانک جهانی و سیستم مدیریت یکپارچه IMS این است که رشد اقتصاد این کشور در سال پیش رو به حد صفر می‌رسد. این مسئله برای جمعیت یک میلیارد و 300 میلیون نفر مسئله آسانی نیست؛ بنابراین آن‌ها هم مشکلات خود را دارند و ریسک‌پذیری بالایی ندارند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه قبل از بحران کرونا که همه اقتصادهای بزرگ را متضرر کرده است، چینی‌ها 500 میلیارد دلار به لحاظ تجاری متضرر شده بودند، گفت: پاره‌ای از کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی متوجه شده‌اند که چینی‌ها در رسیدن به اهدافشان دچارمشکل شده اند و این‌ها به اعتبار و حیثیت چین لطمه زده است و روابطشان با بسیاری از کشورها در حال کاهش است. این‌ها نکاتی است که نمی‌شود به‌آسانی از کنارشان عبور کرد و پذیرفت که چین بتواند فاصله‌اش را با آمریکا کم کند.

وی در خصوص مواضع دبیر کل ناتو علیه چین ادامه داد: ناتو را اگر به معنای سازمانی نظامی و امنیتی در نظر بگیریم، اصلا جنگ و تهدیدی را از جانب چین علیه این پیمان متصور نمی‌بینم. آمریکایی‌ها هم در شرایط فعلی ازنظر افکار عمومی، ساختار و سیستم حاکم و محاسبات سود و زیان وارد جنگ نمی‌شوند، اما به‌هرحال این هشدارها معمولاً پیش زمینه تهدیداتی است که در آینده متصور هستند.

 

پساکرونا عرصه مخاصمات میان قدرت‌های بزرگ

ایزدی با بیان اینکه فضای پسا کرونا فضای تشدید شکاف‌ها و طرح جدید برای نظم بین‌الملل مبتنی بر لیبرالیسم و یا غیر آن است، ادامه داد: پسا کرونا فضای مخاصمات در زمینه‌های تجاری، مالی و اقتصادی و اداری است. این تنش‌ها آغاز شده و ما دقیقاً پیامدهای آن را نمی‌دانیم، چراکه گردوغباری به پا شده و باید منتظر بود که فروبنشیند تا دقیقاً پیامدهای آن را دید. به‌هرحال ما با شرایطی مواجه هستیم که در آن 20 درصد اقتصاد انگلیس کوچک‌شده است؛ آمریکا 2 تریلیون دلار از ذخایر خود را به جیب مردم تزریق کرده است و باز هم این سیاست ادامه دارد؛ چرا که کسب کار به شدت مخدوش شده است.

وی با اشاره به هشدارهای دبیر کل ناتو در خصوص تغییر موازنه جهانی درنتیجه رشد چین گفت: پیش‌بینی می‌شود رشد اقتصاد آمریکایی که حدود 3 و نیم درصد بود تا 7 درصد کوچک شود. نمی‌شود این‌ها را در عوامل مؤثر در نظام بین‌الملل و روابط قدرت‌های بزرگ نادیده گرفت.