جمعه یازده مرداد (دوم اوت) تاریخ پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد (INF) که یکی از مهم‌ترین معاهدات خلع سلاح هسته‌ای در جهان بود به پایان رسید. این پیمان توافقی بود که سال ۱۹۸۷ آمریکا و شوروی آن را امضاء کرده بودند. حال این دو کشور می‌توانند بدون محدودیت، موشک‌های هسته‌ای میان برد بسازند. ناتو و اتحادیه اروپا نگران پیامدهای آن هستند و وزیر خارجه آلمان درباره آغاز یک مسابقه تسلیحاتی جدید هشدار داده است.

این در حالی است که پیش‌بینی می‌شد باقدرت گرفتن جمهوری‌خواهان به‌ویژه شخص دونالد ترامپ، رقابت تسلیحاتی بین روسیه و آمریکا بالا بگیرد. چراکه آمریکایی‌ها مدت‌ها بود که روسیه را متهم می‌کردند که از پیمان عدم تجاوز که بین ریگان و گورباچف امضا شده بود، تعدی کرده است. به‌ویژه واشنگتن احساس می‌کرد که چون این پیمان بین شوروی سابق و آمریکا امضاشده بود فقط مسائل موشکی و هسته‌ای دو کشور را در بر می‌گرفت. در شرایطی که بعدازآن زمان چین به‌عنوان یک قدرت جهانی با آزمایش موشک‌های قاره‌پیما مطرح‌شده که ازنظر آمریکا باید کنترل شود.

درواقع آمریکا معتقد است محدودیتی که با امضای آن پیمان بین گورباچف و ریگان به وجود آمده تنها بین روسیه و آمریکا است بدون آنکه چین که درحال‌توسعه‌ قدرت نظامی‌اش است در نظر گرفته شود. لذا آمریکایی‌ها به دنبال بهانه بودند که این پیمان را برهم زنند و اگر هم قرار باشد پیمانی امضا شود باید پیمانی باشد که چین نیز در آن دخالت داشته باشد. لذا فعلاً فقط در حد حرف امضای یک پیمان جدید مطرح شده و باید ببینیم که در آینده چه تحولاتی رخ خواهد داد.

از سوی دیگر مدتی است که شرایط بین آمریکا و روسیه نامناسب شده و این شرایط، شرایطی نیست که روسیه به دوران یلتسین و توانمندسازی کشور در حوزه قدرت اقتصادی و صنعتی بازگردد. به‌ویژه بعد از مسائل مربوط به اوکراین و گرجستان و تحریم‌هایی که علیه روسیه اعمال شد این مسئله قابل مشاهده بود. در مقطع فعلی به نظر می‌رسد که شاهد نوعی از جنگ سرد بین آمریکا و روسیه هستیم البته نه مانند جنگ سردی که قبل از فروپاشی شوروی اتفاق افتاد.

واقعیت این است که آمریکایی‌ها نمی‌خواهند روس‌ها با توجه به دوستی‌ و هم‌پیمانی‌شان با چین از نظر اقتصادی قوی شوند.

شاید هم آمریکا در نظر دارد که بار دیگر روسیه را به سمت یک رقابت تسلیحاتی سوق دهد تا روسیه بخش عمده‌ای از درآمدش را صرف هزینه‌های تسلیحاتی کند. وقتی هم که روسیه درآمدش را در این حوزه صرف کند دیگر نمی‌تواند مانند چین به‌عنوان یک قدرت اقتصادی قد علم کند.

کلاً تصور نمی‌شود روند سیاست‌های بین روسیه و آمریکا، روند مطلوبی باشد و این احتمال می‌رود که بعد از انتخابات یک سال و نیم آینده در آمریکا چه ترامپ در کاخ سفید حضور داشته باشد چه نداشته باشد وضعیت روابط بهتر از وضعیت فعلی نشود.

در حال حاضر ترامپ تا حدودی به دلیل روابط خاصی که با کرملین بر سر مسئله انتخابات دارد، یک سری ملاحظات را در نظر می‌گیرد. هرچند که دمکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در کنگره و سنا این ملاحظات را ندارند و در رابطه با روسیه به کاخ سفید فشارهایی وارد می‌آورند.

اما بعد از انتخابات اگر ترامپ بار دیگر انتخاب شود دیگر ملاحظات فعلی را در قبال روسیه نخواهد داشت و احتمالا روس‌ها را بیش از گذشته تحت‌فشار قرار خواهد داد.

به‌این‌ترتیب به نظر می‌رسد که ترامپ برای لغو توافق تسلیحاتی با روسیه تحت‌فشار بوده است؛ چراکه وی مایل نیست تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا خیلی روسیه را تحریک کند. چون می‌داند که روس‌ها اسناد و مدارکی در اختیاردارند که اگر قبل از انتخابات رو کنند چون علیه ترامپ است، شاهد اثرگذاری آن بر نتیجه انتخابات 2020 به ضرر دونالد ترامپ خواهیم بود.