آدام میچالسکی در تحلیلی که مرکز لهستانی مطالعات شرق منتشر کرد، نوشت: مرکزیت گازی جدید قرار است در تراکیه ساخته شود، منطقه‌ای که در حال حاضر پتانسیل قابل توجهی برای توسعه زیرساخت‌های انتقال و ذخیره سازی گاز در آن وجود دارد.

در حال حاضر، جزئیات مربوط به آماده سازی موافقت نامه‌ها و ایجاد مرکزیت گازی و یعنی محدوده، جدول زمانی، هزینه‌ها و شرایط اجرای آن، فاش نشده است؛ اما  سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده در تاریخ 19 اکتبر از این توافق انتقاد کرد.

از نظر آنکارا، پیشنهاد روسیه برای ایجاد مرکزیت گازی بخشی از چشم‌انداز ترکیه برای تحقق جاه‌طلبی‌های دیرینه‌اش در حوزه انرژی است و در همین حال، فرصتی برای تامین گاز با قیمت‌های مطلوب‌تر، امضای قراردادهای بهتر برای این منبع با روسیه و تقویت موقعیت آنکارا به عنوان یک بازیگر کلیدی انرژی در منطقه محسوب می‌شود.

ترکیه بیش از یک دهه است که روی توسعه شبکه‌های خط لوله و زیرساخت‌های گاز سرمایه‌گذاری کرده است و هدف آن نه تنها تامین حجم کافی از این منبع انرژی، بلکه افزایش نقش خود در تجارت گاز به عنوان دلال در بازار فروش و انتقال است.

این راهبرد تاکنون با تلاش آنکارا برای تقویت همکاری با صادرکنندگانی مانند ایران و جمهوری آذربایجان، اسرائیل و مصر و مهم‌تر از همه با روسیه پیگیری شده است. به ویژه در خصوص روسیه، به دلیل جنگ جاری در اوکراین و درگیری انرژی بین کرملین و غرب، صادرات گاز روسیه از طریق مسیرهای سنتی به اروپا به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. در نتیجه، مسکو پیگیر مسیرها و بازارهای حمل و نقل جایگزین است و این وضعیت انگیزه مسکو را برای تقویت همکاری با ترکیه افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، آنکارا امیدوار است از این موقعیت استفاده کند و موقعیت مذاکره خود را با مسکو از طریق توافق اولیه در خصوص ساخت این مرکزیت گازی بهبود بخشد تا گاز بیشتری را از روسیه با قیمت پایین‌تری در اختیار گیرد. چنین اقدامی نه تنها به ترکیه اجازه می‌دهد تا نیازهای خود را برآورده کند، بلکه امکان صادرات مجدد مازاد گاز را به کشورهای اتحادیه اروپا یا ذخیره (و احتمالاً سود ترانزیت) فراهم می‌آورد.

رد پیشنهاد روسیه برای ایجاد مرکزیت گازی، به ویژه با توجه به مزایای بالقوه مالی و انرژی ناشی از این پروژه، برای آنکارا دشوار است؛ با این حال، ساخت آن همچنان پرچالش‌ خواهد بود. زیرساخت‌های صادراتی موجود در روسیه (خطوط لوله ترک استریم و بلو استریم) برای چنین پروژه‌ای کافی نیست و نیاز به توسعه بیشتر دارد.

با توجه به نبود تجربه کافی در ترکیه در این زمینه، دولت باید از شرکت‌های غربی برای احداث لوله‌های گاز جدید در بستر دریای سیاه کمک بخواهد. در همین حال، به دلیل دخالت روسیه در این پروژه، ممکن است جلب حمایت غرب برای ایجاد مرکزیت گاز – در زمان جنگ و تحریم‌ها علیه مسکو – غیرممکن باشد.

به علاوه، حتی اگر آنکارا بتواند بر همه این محدودیت‌ها غلبه کند، توسعه زیرساخت‌ها حداقل چندین سال طول می‌کشد. در همین حال، چشم انداز تقاضای آینده اروپا برای گاز روسیه نیز نامعلوم است. در حال حاضر، از نظر آنکارا، همکاری با مسکو در این مرکزیت گازی در درجه اول، ماهیت سیاسی دارد و به آن اجازه می‌دهد در راستای تعدادی از اهداف دیگر در روابط دوجانبه خود با روسیه فعالیت کند.

در بعد انرژی، بررسی امکان سنجی پروژه و چشم انداز ساخت آن برای آنکارا بسیار مهم است. نتیجه این بررسی تعیین خواهد کرد که آیا ترکیه به صورت الزام‌آور به این پروژه متعهد خواهد شد یا خیر.

آنکارا همچنین آگاه است که تصمیم برای ایجاد یک مرکزیت گازی، امکان تعمیق همکاری راهبردی در حوزه انرژی (امکان ساخت یک نیروگاه هسته‌ای دیگر) با روسیه را  که به طور فزاینده و در سطح بین‌المللی منزوی شده است، فراهم می‌آورد.

اطمینان از هماهنگی بیشتر در فعالیت‌ها در مناطق مورد مناقشه (مانند قفقاز، سوریه یا آسیای مرکزی) و در درازمدت، برای ترکیه سود مالی خواهد داشت. همزمان، این اقدام پتانسیل تبدیل شدن به عنصر دیگری در مناقشه ترکیه با غرب را دارد.

آنکارا ممکن است امیدوار باشد که شرکای غربی خود را وادار کند تا اقداماتی (از جمله پیشنهاد همکاری در حوزه انرژی) را برای منصرف کردن این کشور از طرح خود برای ساخت این مرکزیت گازی انجام دهند.

پیش از این در 13 اکتبر، وزیر امور خارجه آمریکا پیشنهادی را به ترکیه ارائه داد که شامل امکان همکاری واشنگتن با آنکارا در زمینه تامین LNG، ساخت نیروگاه‌های گازی و راکتورهای هسته‌ای کوچک بود. با این حال، پیشنهادات غربی در حال حاضر جذابیت کمتری نسبت به پیشنهادات روسیه دارند. از این رو، تصمیم ترکیه برای ورود به پروژه مرکزیت گازی با مسکو ممکن است با هدف زیر فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیازات جدید از غرب، به عنوان مثال بازگشت به برنامه فروش جنگنده‌های F-35 و لغو تحریم‌های CAATSA توسط واشنگتن باشد.