عربستان سعودی، روسیه و سایر کشورهای صادرکننده نفت در جلسه اخیر وزیران نفت سازمان اوپک و کشورهای غیرعضو که روز پنجشنبه به رهبری روسیه و به صورت مجازی یعنی ویدیوکنفرانس صورت گرفت، توافق کردند که کاهش تولید نفت به میزان قابل توجهی صورت پذیرد تا شکاف میان عرضه در بازار و کاهش قیمت‌ها به میزان پایین‌ترین نرخ، کم شود. براساس مفاد این توافق، اوپک و کشورهای هم‌پیمان به رهبری روسیه به اجماع رسیدند که تولیدات نفت خود را به میزان ۱۰ میلیون بشکه در روز در ماه‌های می ‌و ژوئن کاهش دهند. عربستان سعودی ۳/۳ میلیون بشکه در روز و روسیه ۲ میلیون بشکه در روز تولیدات نفتی خود را کاهش می‌دهند. این توافقنامه از اول ماه می  ‌اجرایی می‌شود. پس از دو ماه،‌ کاهش تولیدات نفت تا دسامبر سال ۲۰۲۰ به ۸ میلیون بشکه در روز و سپس از ماه ژانویه ۲۰۲۱ به ۶ میلیون بشکه در روز خواهد رسید.

در توافقی که بین سران اوپک حاصل شد به چند نکته باید توجه داشت؛ نخست اینکه روسیه و عربستان سعودی جایگاه اصلی را در تنظیم بازار نفت برعهده خواهند گرفت. همچنین این توافق، نقش آمریکا را که در نتیجه ارزان شدن قیمت نفت و نداشتن صرفه اقتصادی در استخراج نفت شیل در حال فراموش شدن بود، دوباره احیا کرد و آمریکا عملا نقشی تاثیرگذار در بازار نفت جهانی برعهده گرفته است.

از نظر کاهش این حجم از تولید نفت باید گفت عملا این حجم، معادل مقداری است که در بازار جهانی فعلا اضافه بر مصرف تولید می‌شود و با حذف این مقدار اضافه تولید نسبت به نیاز بازار جهانی، به تدریج قیمت نفت افزایش پیدا خواهد کرد. همچنین نرخ نفت به میزانی می‌رسد که آمریکا مجددا به تولید نفت شیل تشویق خواهد شد و یک معادله جدیدی از لحاظ تولید نفت میان مهم‌ترین کشورهای مطرح در این بازار ایجاد خواهد شد.

از طرف دیگر نحوه تقسیم کاهش تولید نفت نیز از جمله مسائل مطروحه بود مبنی بر اینکه آیا همه کشورهای تولیدکننده باید سهمی از این کاهش ۱۰ میلیون بشکه را متحمل شوند یا کشورهایی که بیشترین حجم از تولید را دارند فقط مشمول هستند.

توافقات اوپک و اوپک پلاس ظاهرا روی تقسیم این حجم با استثناء کردن چند کشور از جمله ایران، ونزوئلا و لیبی صورت گرفته است. درحقیقت ورود به اینگونه از توافقات نوعی کمک به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا است تا از چندین بحران که اکنون با آنها روبرو است نجات پیدا کند؛ نخست بحث بحران کرونا مطرح است که روز به روز نیز بر حجم مبتلایان در آمریکا افزوده می‌شود.

کرونا از جهات مختلفی اکنون بر آمریکا و سیاست‌های ترامپ تاثیر گذاشته است و وی با مسائلی همچون تامین بودجه‌های مختلف برای راه‌اندازی اشتغال، کمک کردن به بیکاران، افزایش حجم بیکاران یا تاثیر این وضعیت بر انتخابات آینده آمریکا مواجه است. مسئله دیگر به شرکت‌های آمریکایی که سرمایه‌گذاری‌های زیادی در استخراج و صادرات نفت شیل انجام داده بودند مربوط می‌شود. ظاهرا این شرکت‌ها فشار بسیاری بر ترامپ وارد آورده بودند و در صورت تداوم این شرایط می‌توانستند بر سرنوشت دونالد ترامپ و انتخابات آتی اثرگذار باشند.

ترامپ با در نظر گرفتن تمام این سلسله مسائل و اقدامات وارد عرصه شد و طی تماس‌هایی که با محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه داشت آنها را متقاعد کرد تا چنین توافقی را بپذیرند.

حال ممکن است برخی دادوستدهای سیاسی نیز در پشت پرده میان رهبران این کشورها صورت گرفته باشد که اعلام نشده اما به هر حال اکنون ترامپ از حالت اضطرار و اورژانسی خارج می‌شود و بن‌سلمان هم از یک سلسله اقدامات سیاسی با هدف عزل احتمالی وی نجات پیدا خواهد کرد.

چشم‌انداز این توافق نفتی نیز به دو عامل اصلی بستگی دارد؛ نخستین عامل بحث عبور از بحران کرونا است. بحران کرونا نیاز به نفت در سطح جهان را بسیار کاهش داده است. زیرا حمل و نقل هوایی، زمینی و دریایی غالبا کمتر شده و به تبع آن نیاز به انرژی نیز کاهش پیدا کرده است. در واقع طی این مدت، نفتی که در مخازن بزرگ وجود داشت نیز عملا مصرف نشده است.

همچنین مسئله دیگر که مرتبط با کروناویروس است، آثار اقتصادی ناشی از این بحران است که منجر به ورشکستگی هزاران شرکت شده است. حال بحث این است که آیا این بحران اقتصادی قابل ترمیم خواهد بود یا خیر.

عامل دوم ورود به فصل بهار و تابستان است؛ زیرا در این فصول یک دوره ۱۰ تا ۱۵ روزه پالایشگاه‌های جهان دوره تعمیر سالانه خواهند داشت که این مسئله نیز به کاهش مصرف نفت منجر خواهد شد. در این بازه ۱۰، ۱۵ روزه در نتیجه عدم مصرف روزانه،‌ عرضه نفت در بازار بیش‌تر خواهد شد که این مسئله نیز باز منجر به کاهش قیمت نفت می‌شود.