جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
شمالگان؛ از انجماد جغرافیایی تا جوشش ژئوپلیتیک

لطیف قاسمی – کارشناس مسائل ژئوپلیتیک
تحول شمالگان بیش از آنکه صرفاً محصول تغییرات اقلیمی باشد، نتیجه بازگشت جغرافیا به مرکز سیاست بینالملل است. کاهش ضخامت یخها و طولانیتر شدن فصلهای کشتیرانی، «مسیر دریای شمال» را از یک ایده نظری به گزینهای عملی برای تجارت جهانی بدل کرده است. همین تغییر، کافی بود تا منطقهای که زمانی در حاشیه محاسبات راهبردی قرار داشت، به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
گزارشهای منتشرشده در اندیشکده «شورای آتلانتیک» درباره راهبرد جدید سوئد نشان میدهد که کشورهای نوردیک، شمالگان را نه صرفاً یک موضوع محیطزیستی، بلکه بخشی از معماری امنیتی اروپا تلقی میکنند. در همین چارچوب، مسئله تهدیدات ترکیبی، حفاظت از زیرساختهای دریایی و امنیت خطوط کشتیرانی به اولویتهای تازه بدل شده است.
در سوی دیگر، تحلیلهای منتشرشده در «اوراسیا ریویو» تأکید میکند که شمالگان وارد مرحلهای از «رقابت پایدار» شده است؛ رقابتی که نه به سطح جنگ مستقیم میرسد و نه به همکاری بیدغدغه گذشته بازمیگردد. این منطقه امروز نمونهای روشن از رقابت کنترلشده است: بازیگران بزرگ بااحتیاط پیش میروند، اما عقب نمینشینند.
راهبرد روسیه؛ تثبیت تدریجی، نه نمایش پرهیاهو
روسیه بیش از هر بازیگر دیگری در شمالگان سرمایهگذاری راهبردی کرده است. طولانیترین خط ساحلی، دسترسی مستقیم به منابع و تجربه تاریخی حضور در این پهنه، مسکو را در موقعیتی ممتاز قرار داده است. اما آنچه اهمیت دارد، نه صرف حضور آن بلکه شیوه عمل روسیه است.
تحلیلهای منتشرشده در «شورای روابط بینالملل روسیه» نشان میدهد که کرملین شمالگان را بخشی از امنیت ملی و حتی هویت ژئوپلیتیک خود میداند. در عمل، راهبرد روسیه بر سه ستون استوار شده است:
نخست، بازسازی و نوسازی پایگاههای نظامی دوران شوروی. این اقدام صرفاً جنبه نمادین ندارد؛ بلکه شبکهای از نقاط اتکا برای پشتیبانی لجستیکی، نظارت هوایی و دریایی و تضمین حضور مستمر ایجاد میکند.
دوم، توسعه ناوگان یخشکنهای هستهای و زیرساختهای بندری. روسیه با در اختیار داشتن پیشرفتهترین ناوگان یخشکن جهان، عملاً کنترل عملیاتی مسیر دریای شمال را در دست دارد. این کنترل، به معنای قدرت اقتصادی و سیاسی همزمان است.
سوم، پیگیری ادعاهای حقوقی در چارچوب کنوانسیون حقوق دریاها. مسکو میکوشد حضور میدانی خود را با مشروعیت حقوقی تقویت کند. این تلفیق قدرت سخت و ابزار حقوقی، همان الگویی است که در سایر مناطق راهبردی نیز دیده میشود: تثبیت پیش از نهاییشدن قواعد.
در واقع، روسیه در شمالگان نه با شتاب و هیجان، بلکه با صبر و برنامه پیش میرود. این «تثبیت آرام» شاید کمسروصداتر از رزمایشهای بزرگ باشد، اما اثرگذاری عمیقتری دارد.
گرینلند به یکی از نقاط حساس این رقابت تبدیل شده است. تحلیلهای منتشرشده در «استیمسون سنتر» نشان میدهد که این جزیره هم از منظر منابع معدنی حیاتی و هم به دلیل موقعیت راهبردی خود در نظارت بر اقیانوس اطلس شمالی اهمیت بسیاری دارد.
در این پرونده، تنها رقابت میان روسیه و غرب مطرح نیست؛ بلکه روابط درون ائتلافی نیز تحتفشار قرار گرفته است. آمریکا، اروپا و کشورهای اسکاندیناوی هر یک برداشت خاص خود را از نحوه مدیریت این فضا دارند. همین تفاوت برداشتها نشان میدهد که شمالگان صرفاً میدان تقابل بلوکها نیست؛ بلکه عرصه تنظیم مجدد روابط درون بلوکها نیز هست.
الگوهای رفتاری قدرتهای بزرگ در شمالگان
با کنار هم گذاشتن رفتار روسیه، آمریکا و کشورهای نوردیک، میتوان چند الگوی رفتاری مشخص را شناسایی کرد:
نخست، حضور پیشدستانه؛ هیچ قدرتی منتظر تثبیت کامل قواعد نمیماند؛ همه میکوشند پیش از نهاییشدن ترتیبات حقوقی، جای پای خود را محکم کنند.
دوم، پیوند اقتصاد و امنیت؛ سرمایهگذاری در بندر، انرژی و کریدورهای دریایی، صرفاً اقتصادی نیست؛ ابزاری برای نفوذ و بازدارندگی است.
سوم، مدیریت تنش زیر آستانه جنگ؛ رقابت شدید است، اما همه میدانند که درگیری مستقیم در شمالگان هزینهای غیرقابلپیشبینی خواهد داشت؛ بنابراین، بازیگران به ابزارهای خاکستری، دیپلماسی گزینشی و نمایش قدرت محدود روی میآورند.
چهارم، استفاده همزمان از ابزارهای سخت و نرم؛ از رزمایش دریایی گرفته تا استدلال حقوقی و روایتسازی رسانهای، همه در خدمت تثبیت موقعیت قرار میگیرند.
این الگوها محدود به شمالگان نیست. آنچه در این پهنه یخزده میبینیم، در دیگر مناطق دریایی نیز در حال تکرار است؛ با این تفاوت که شمالگان به دلیل نوظهور بودن مسیرها و منابع، شفافتر و عریانتر این رفتارها را نشان میدهد.
پیامدها برای امنیت دریایی آینده
امنیت دریایی در قرن بیستویکم دیگر صرفاً به تعداد ناوها و زیردریاییها وابسته نیست. زیرساخت بندری، شبکههای نظارتی ماهوارهای، توان یخشکن، مشروعیت حقوقی و حتی مدیریت روایت، همگی اجزای قدرت دریایی نویناند. شمالگان این تحول را با وضوح بیشتری آشکار کرده است.
رقابت در این منطقه نشان میدهد که قدرت دریایی آینده، شبکهای و چندلایه خواهد بود. کشوری که بتواند حضور فیزیکی، زیرساخت اقتصادی و مشروعیت حقوقی را همزمان پیش ببرد، در موقعیت برتر قرار میگیرد. روسیه دقیقاً با چنین رویکردی در حال تثبیت جایگاه خود است.
شمالگان در نهایت یک استثنا نیست؛ پیشنمایش است. آنچه امروز در آبهای سرد شمال رخ میدهد، فردا در سایر دریاهای راهبردی تکرار خواهد شد. فهم پویایی موجود در این منطقه، درک الگوهای رفتاری قدرتهای بزرگ را ممکن میکند؛ الگوهایی که بر پایه صبر راهبردی، تثبیت تدریجی و ترکیب ابزارهای متنوع شکلگرفتهاند.
در جهانی که رقابت قدرتها دوباره به متن سیاست بازگشته، شمالگان نشان میدهد که دریاها بار دیگر به صحنه اصلی ژئوپلیتیک بدل شدهاند؛ اما این بار نه با توپهای قرن نوزدهم، بلکه با شبکهها، زیرساختها و قواعدی که هنوز در حال شکلگیریاند.
0 Comments