جدیدترین مطالب
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
أحدث المقالات
چین چگونه در هوش مصنوعی از غرب پیش افتاد
شورای راهبردی آنلاین-رصد: رهبران غربی به رقابت آمریکا و چین بهعنوان یک رقابت برای برتری در عرصه هوش مصنوعی نگاه میکنند؛ به این معنا که چه کسی میتواند قدرتمندترین مدل زبانی بزرگ را آموزش دهد، به هوش عمومی مصنوعی نزدیکتر شود و سامانه بعدی را با تریلیونها پارامتر بسازد. از رؤسایجمهور آمریکا تا مدیران سیلیکونولی، همگی یک ترجیعبند واحد را تکرار کردهاند و آن این است که «کشورهای غربی باید در نوآوری هوش مصنوعی از چین پیشی بگیرند وگرنه با شکست راهبردی موجودیتی روبهرو خواهند شد.»
بروکسل و پکن؛ همکاری محتاطانه براساس وابستگی با طعم بیاعتمادی

مرتضى مکى – کارشناس مسائل اروپا
در این نشست، اتحادیه اروپا از چین خواست تا بهعنوان عضو دائم شورای امنیت، مسئولیت خود را در قبال جنگ روسیه علیه اوکراین ایفا کرده و از حمایتهای نظامی و تکنولوژیک از مسکو فاصله بگیرد. با این حال، آنچه در پشت پرده این خواسته جریان دارد، توازن حساس میان نیازهای اقتصادی اروپا به چین و دغدغههای ژئوپلیتیک آن در قبال روسیه و آمریکا است. درواقع، بروکسل امروز در موقعیتی قرار گرفته که نمیتواند هزینههای تقابل با چین را تحمل کند؛ بهویژه در شرایطی که سیاستهای تعرفهای دولت ترامپ، اروپا را در تنگنای اقتصادی شدیدی قرار داده است.
ایالات متحده، بهعنوان بزرگترین شریک تجاری کشورهای اروپایی، با اعمال تعرفههای سنگین بر کالاهای صادراتی اروپا، عملاً بخشی از ظرفیت رشد اقتصادی اروپا را مسدود کرده است. در چنین فضایی، چین بهعنوان دومین بازار بزرگ صادراتی اروپا، به یک گزینه حیاتی برای بروکسل تبدیل شده است؛ گزینهای که اروپاییها نمیتوانند بهراحتی از آن چشمپوشی کنند. اما از سوی دیگر، همانطور که اندیشکده چتمهاوس در گزارش اخیر خود هشدار داده، نزدیکی بیش از حد اروپا به چین بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی و سیاسی، میتواند اتحادیه اروپا را در بازی بزرگ قدرتهای جهانی به یک بازیگر منفعل تبدیل کند.
مسئله کسری تجاری شدید اروپا با چین و محدودیتهای متعدد برای دسترسی شرکتهای اروپایی به بازار چین نیز از محورهای کلیدی گفتگوها بود. چین با انحصار منابع معدنی نادر، اهرم فشاری قدرتمند در مذاکرات با اروپا در اختیار دارد و بهخوبی آگاه است که بروکسل در تأمین این مواد حیاتی تا چه اندازه به پکن وابسته است. تحلیلگران اندیشکده بروگل (Bruegel) معتقدند که این وابستگی متقابل، یک موازنه شکننده ایجاد کرده که هرگونه تغییر در آن میتواند پیامدهای سنگینی برای هر دو طرف به دنبال داشته باشد.
با این حال، بُعد ژئوپلیتیک روابط چین و روسیه، یکی از نقاط چالشبرانگیز در مناسبات پکن و بروکسل باقی مانده است. چینیها درک روشنی از اهمیت روسیه بهعنوان یک برگ برنده در چانهزنیهای راهبردی با آمریکا و اروپا دارند. به همین دلیل، افزایش سطح همکاریهای پکن و مسکو در حوزههای انرژی، فناوری و نظامی، بیتوجه به خواستههای اروپا ادامه یافته است. در عین حال، چین با درک ضعف راهبردی اروپا در شرایط پساجنگ اوکراین و شکاف فزاینده در محور امنیتی بروکسل و واشنگتن، سیاستی آمیخته از بیاعتنایی دیپلماتیک و چانهزنی اقتصادی را در قبال اتحادیه اروپا در پیش گرفته است.
رفتار سرد و تشریفاتی چین در قبال هیأت اروپایی در سفر اخیرشان به پکن، بازتاب همین رویکرد واقعگرایانه و مبتنی بر قدرت بود. برخلاف گذشته، پکن تمایل چندانی به برگزاری دیدارهای سطح بالا و استقبال گرم از مقامات اروپایی نشان نداد؛ که میتواند پیامی آشکار به بروکسل باشد مبنی بر این که در معادلات قدرت جهانی، چین دیگر اروپا را در موضعی برابر نمیبیند. بنیاد سیاستهای اروپایی (EPC) در تحلیل اخیر خود یادآور شده است که اروپا امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف جایگاه خود در مناسبات با چین است؛ جایگاهی که نمیتواند بر مبنای تصورات پیشین از قدرت نرم اروپا استوار باشد.
از سوی دیگر، تحلیلگران آمریکایی نظیر ریچارد هاس و ایان برمر تأکید دارند که اتحادیه اروپا در فضای کنونی نه توانایی تقابل با چین را دارد و نه میتواند بهطور کامل از اتحاد با آمریکا در قبال پکن بهرهمند شود. آمریکا و چین علیرغم تمامی تنشهای سیاسی و امنیتی، در همتنیدگی عمیقی از وابستگیهای اقتصادی دارند، در حالی که اروپا از چنین مزیتی برخوردار نیست و به همین دلیل، در بازی رقابتهای جهانی به یک بازیگر ضعیفتر بدل شده است.
واقعیت آن است که اتحادیه اروپا، امروز در حال عبور از مرحلهای است که میتوانست با اتکا به قدرت اقتصادی و سیاسی خود، در برابر پکن مطالبهگری کند، اما فشارهای اقتصادی ناشی از سیاستهای تعرفهای آمریکا، بحران انرژی و امنیت ناشی از جنگ اوکراین و انزوای راهبردی اروپا در معادلات ژئوپلیتیک جهانی، باعث شده که بروکسل با احتیاط بیشتری در برابر چین موضعگیری کند. به همین دلیل، اتحادیه اروپا چارهای جز آن ندارد که خواستههای خود را با در نظر گرفتن موقعیت فعلی خود نزد پکن و در چارچوبی از واقعگرایی و ملاحظهکاری مطرح کند.
در مجموع، چشمانداز روابط چین و اروپا در میانمدت بیش از آنکه به سمت تقابل و تنش سوق پیدا کند، به سمت نوعی همکاری محتاطانه و محافظهکارانه خواهد رفت؛ همکاریای که هر دو طرف در آن تلاش خواهند کرد، ضمن تأمین نیازهای حیاتی خود، از بروز بحرانهای بزرگتر در مناسبات دوجانبه جلوگیری کنند. این همان فضایی است که اندیشکدههای اروپایی از آن به عنوان «مدیریت رقابت در سایه وابستگی» یاد میکنند؛ تعبیری که بهخوبی بیانگر مختصات روابط پکن و بروکسل در دوران پرآشوب کنونی است.
0 Comments