عباس خامه یار معاون روابط بین الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و رایزن سابق فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قطر  در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: علیرغم روابط سیاسی خوب تهران و دوحه طی سال های اخیر، ایران در پروژه های اقتصادی قطر، مشارکت و حضور مؤثری نداشت و علیرغم امکانات فنی و لجستیکی، شرکت های ایرانی از فرصت حضور در ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قطر بی نصیب مانده است.

آنچه در ادامه می خوانید متن کامل این گفتگوست.

پرسش: فضاهایی که به دلیل تنش اخیر در روابط قطر با برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باز شده است، کدامند؟ و ریشه این اختلافات در چیست؟

فضایی که در منطقه شکل گرفته حاوی چندین نکته است. اولین نکته ای که می توان به آن اشاره نمود مربوط به اختلافات میان کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس است که اختلافات تاریخی است. از دهه 70 میلادی هنگامی که انگلیسی ها اقدام به ترک منطقه کردند، بمب های ساعتی در منطقه کاشتند و هر لحظه امکان وقوع بحران در منطقه وجود دارد. اختلافات مرزی، اختلاف بر سر منافع اقتصادی که اکثر آن ها به چاه های نفت ختم می شود، اختلافات قبیله ای و عشیره ای که چالشی در برابر ساختار اجتماعی کشورهای منطقه محسوب می شود مشکلات جدی در روابط کشورهای منطقه است. نکته دیگری که می توان به آن اشاره نمود این است که فضایی که روابط کشورهای عرب شورای همکاری خلیج فارس را در برگرفته ناشی از عملی است که از سوی دیگران به آنها دیکته شده است و پیامی که می توان برای آن متصور بود این است که منطقه به وضعیتی رسیده که دیگران هر میزان که اراده کنند می توانند در منطقه بحران تولید کنند و این همان اتفاقاتی است که در نشست ریاض؛ توسط قدرت های بزرگ به وجود آمد. مسئله دیگر این است که کنش و واکنش­های منطقه­ای بر منظومه امنیت منطقه تأثیرگذار است و امنیت ملی جمهوری اسلامی را هم تحت تأثیر خود قرار می دهد. برای حل این مسئله سئوالات متعددی جود دارد که باید پاسخ داده شود تا بتوان به پاسخ روشن و مشخصی درباره آن دست یافت. سئوالاتی مثل اینکه آیا بحران امروز به فروپاشی شورای همکاری خلیج فارس خواهد انجامید؟ اگر این فروپاشی صورت بگیرد کشورهای آزاد شده از این شورا، چه راهکاری را در پیش خواهند گرفت و در چه مداری حرکت خواهند کرد و گرد کدام بازیگر منطقه ای جمع خواهند شد؟ این فروپاشی، چه تأثیری بر یمن، سوریه و لیبی خواهد گذاشت؟ آیا منجر به واگرایی در جهان عرب خواهد شد و آیا با واگرایی شورای همکاری خلیج فارس، باز هم با ادبیات سیاسی جهان عرب مواجه خواهیم بود؟ این واگرایی و بحران در جهان عرب آینده چه تأثیری خواهد گذاشت؟ امروز منطقه آماده ورود به یکصدمین سالگرد اجرای طرح سایکس پیکوی شماره یک و یکصدمین سالگرد بیانیه بالفور است. این گزینه محتمل است که بحران شکل گرفته در ادامه تجزیه ای باشد که بازیگران جهانی برای منظومه منطقه و پیرو طرح سایکس پیکوی دو و تغییرات بزرگ در نقشه جغرافیایی در نظر گرفته اند. تمام این ها سئوالات جدی است که باید به آنها پاسخ داده شود و تهدیداتی که ممکن است با خود به همراه داشته باشد در نظر گرفته شود تا امکانپاسخ به سئوال اصلی فراهم شود.

پرسش:آینده این تنش را چگونه ارزیابی می کنید؟

ادامه دار بودن تنش در آینده به چند مسئله وابسته است. اولین مسئله ای که می توان آینده تنش را به آن وابسته دانست به نحوه حمایت و مدیریت آمریکا و انگلیس است. به نظر می رسد شکل گیری و ایجاد تنش، موضوعی است که از سوی غرب دیکته شده ولی با اشاره دیگران به وجود آمده است. تصور من این است که غرب از اینکه از دایره باج خواهی عقب افتاده و نتوانسته عایدی برای خود فراهم کند، اراده کرده بازی را به هم بزند. علیرغم تلاش های وزیر امور خارجه انگلیس و شرکت در اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس که چند ماه پیش در منامه برگزار شد ، از اینکه نتوانسته بود تحفه قابل توجهی به دست بیاورد خشمگین است. انگلیسی ها از این شکست بسیار خشمگین هستند و نسبت به باج فراوانی که اعراب در نشست ریاض به آمریکا داده اند عصبانی شده اند. لذا تصمیم گرفته اند که بازی را بر هم بزنند تا عایدی بیشتری نصیبشان شود. دومین مسئله به مواضع آتی کشورهای بزرگ و بازیگران عمده در منطقه غرب آسیا مربوط می شود. موضع آتی مصر در رابطه با بحران پیش آمده بسیار اهمیت دارد. مصر به عنوان یک کشور بزرگ و مهم منطقه، از حمایت های قطر از اخوان المسلمین ناراضی است و تا به الان از اقدام سعودی ها حمایت کرده و به آن پیوسته است. موضع ترکیه به عنوان هم پیمان بزرگ و متحد با قطر نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است. موضع جنبش اسلام گرای اخوان المسلمین و برخی گروه های تکفیری نیز در بحران شکل گرفته از اهمیت بسیاری برخوردار است و بر آینده منطقه تأثیرگذار خواهد بود. مسئله دیگری که لازم است مورد توجه نظر قرار بگیرد وضعیت درونی قطر است. قطری ها با توجه به اینکه شبه جزیره ای با وسعت 11000 کیلومتر هستند و از امکانات اقتصادی و رفاهی فوق العاده برخوردار بوده اند، باید دید که آیا می‏توانند بدون تکیه به بزرگان، بحران را مدیریت کنند و یا به این تنش ادامه خواهند داد؟ برای رسیدن به این مسئله هم سئوالات متعددی وجود دارد که باید به آن پاسخ داد تا بتوان به پاسخ نسبتاً مشخصی رسید. پرسش نظیر اینکه آیا قطری های می توانند در برابر فشار سعودی ها و خواسته های عربستان مقاومت کند یا خیر؟ با توجه به حجم واردات مواد غذایی قطر از عربستان سالیانه بالغ بر 5 میلیارد دلار است و هم اکنون تمام مرزهای زمینی، دریایی و هوایی قطر بسته شده است آیا جایگزین و بدیلی برای این گذرگاه و ورود مواد غذایی به قطر وجود دارد و اساساً بستن این مرزها چه تأثیری بر امنیت شبه جزیره قطر خواهد گذاشت؟ شرکت هواپیمایی قطر ایرویز که نقش ویژه ای در حمل و نقل بین المللی ایفا می کند آیا با ادامه چنین بحرانی، می تواند فعالیت اقتصادی خود را ادامه بدهد؟ و اساساً چه فکری برای این مسئله شده است؟ آیا از منظر سعودی ها؛ قطر همچنان می تواند نسبت به گذشته به عنوان یک کشور سرکش و گریزپا باقی بماند و زیر چتر سعودی ها قرار نگیرد؟ موضع بقیه کشورهای شواری همکاری همچون عمان و کویت که موضع مستقلی در این بحران اتخاذ کرده اند، در آینده چه خواهد بود؟ آیا ائتلاف دیگری تشکیل خواهند داد؟ وضعیت آینده بحران بستگی به عوامل و چگونگی پاسخ به این پرسش هاست.

پرسش: در این بین جمهوری اسلامی ایران چه برنامه ای را پیگیری کند؟

از گذشته روابط جمهوری اسلامی ایران با قطر، روابط نسبتاً خوبی بوده است. قطری ها در جنگ تحمیلی تا آنجا که می توانستند مواضع بی طرفانه ای اتخاذ می کردند و این مواضع بی طرفانه، در منظومه امنیتی حوزه خلیج فارس بحث کم نظیری بود. در طول سال های اخیر هم نوعی همراهی دوسویه از سوی قطری ها نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ شده بود. هر چند در بحث سوریه قطری ها از برخی گروه های تکفیری حمایت می کردند و این اختلاف نگاه کاملا در قضیه سوریه مشهود بود اما در بسیاری زمینه ها وحدت نظر و هم فکری میان مقامات قطری و مقامات ایرانی مشهود بود. رییس جمهور اسبق کشور ما در اجلاس شورای همکاری که در دوحه برگزار شد، شرکت کرد. با  وجود تمام این مسائل در طی سال های اخیر علیرغم روابط سیاسی خوب، در پروژه های اقتصادی قطر که به شدت رو به گسترش بودند هیچ مشارکتی نداشتیم و علیرغم امکانات فنی و لجستیکی که در اختیار داریم این فرصت به شرکت های ایرانی داده نشد که در ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قطر شرکت کنیم. قطری ها در آستانه برگذاری المپیک 2020، به دنبال بازسازی زیرساخت های خود هستند و همین مسئله افزایش حجم بالای فعالیت های عمرانی در این کشور شده ولی متأسفانه ایران کمترین سهم را در پروژه های اقتصادی قطر داشته است. معتقدم مرحله جدیدی که در حال حاضر به آن مواجه هستیم بسیار حساس است و به هیچ عنوان نبایستی به صورت منفعلانه به این مسائل ورود کرد و باید با عقلانیت تمام شرایط را در نظر بگیریم. چنانکه وزارت خارجه و شخص وزیر امور خارجه ایران نسبت به این مسئله موضع بیطرف اتخاذ کرد نباید به صورت نسنجیده به بحران های منطقه ای ورود کنیم. از طرفی هم باید از شرایط امروز استفاده کنیم و شرایط اقتصادی خودمان را با قطر گسترش بدهیم. این تنش، یک فرصت و ظرفیتی برای جمهوری اسلامی ایران پدید آورده است. اولویت جمهوری اسلامی ایران چنانکه در قانون اساسی هم به آن اشاره شده است، همگرایی ملت های جهان اسلام و ملت های منطقه است. این هدف بلند مدت نباید قربانی منافع زودگذر و آنی ما باشد. هر چند ما در سوریه از سوی سعودی ها جفا دیدیم و سعودی ها در طول این چهار دهه و در مقاطع مختلف ما را آزار دادند اما فکر می کنم که جمهوری اسلامی این عقلانیت و انصاف را دارد که غیرمنفعلانه وارد این بحران نشود و به دور از هرگونه فرصت طلبی نسبت به حل مشکل اقدام کند و در عین حال از این فرصت پیش آمده برای گسترش روابط تجاری، با ملت هایی که در منطقه تحت ستم قرار گرفته اند بهره ببرد. مدلی که مورد اشاره قرار گرفت، مدل دیگری از همیاری با ملت های منطقه است و در دهه 90 نیز شاهد این نوع کمک و همیاری نسبت به مردم کویت از سوی جمهوری اسلامی ایران بوده ایم. کویتی ها علیرغم اینکه نسبت به جمهوری اسلامی جفا کردند وکمک های فوق العاده ای به صدام دادند اما گذشت جمهوری اسلامی و کمک به مردم کویت و باز کردن مرزها برای استقبال از مردم کویت و خاموش کردن چاه های نفت کویت بعد از اشغال توسط ارتش عراق، یک مدل بسیار مهم و قابل توجهی بود که اصول گرایی جمهوری اسلامی را به ملت های منطقه و جهان به نمایش گذاشت. معتقدم در شرایط کنونی و نسبت به ملت و کشور قطر، این مدل بهترین مدلی است که می توانیم بهترین نتیجه را از آن به دست بیاوریم.