مهدی خورسند در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی ادامه داد: «آینده تنش چین و آمریکا به شرایط صحنه ‌بین‌الملل و شرایطی که هژمون برتر یعنی آمریکایی‌ها با آن روبرو هستند بازمی‌گردد. آمریکا در اکثر شاخصه‌های قدرت که این شاخصه‌ها باعث سلطه‌طلبی آمریکا و قدرت برتر شدن این کشور شده بود به چالش کشیده شده و آمریکایی‌ها تقریبا بخش زیادی از قدرت‌شان را از دست داده‌اند.»

وی افزود: «از جمله در زمینه نظامی، اقتصادی و حتی رقابت‌های تکنولوژیک، آمریکا گوی سبقت را به چین باخته و طبق برآوردی که بسیاری از نهادهای پولی و مالی دارند آمریکا تقریبا در سال ۲۰۳۰ جایگاه ابرقدرتی اقتصادی خود را در اختیار چین قرار خواهد داد.»

خورسند با اشاره به اینکه آمریکا قدرت سلطه‌طلبانه خود را براساس شاخصه‌های اقتصادی به‌دست آورده بود، گفت: «نظام لیبرال دمکراسی طبق خواست و اراده و محورهای نظام اقتصادی برتون ‌وودز بود که بعد از جنگ جهانی دوم توانست سلطه دلار را بر دنیا عملیاتی کند.»

خورسند با بیان اینکه در چند سال اخیر برخی کشورها به سمت حذف دلار و جایگزین کردن آن با ارزهای ملی پیش رفتند، توضیح داد: «چین به عنوان یکی از پیش‌روترین کشورها در دنیا برای جایگزینی دلار و ارزهای ملی اقدام کرده است.»

به گفته این کارشناس، پکن در این راستا، نهادهای منطقه‌ای و غیرغربی را ایجاد و در آنها کشورها را تشویق می‌کند تا آن کشورها وارد تعاملات دو یا چند جانبه غیردلاری و غیریورویی شوند. نمونه آن نیز سازمان شانگهای است که در اجلاسیه سمرقند شاهد بودیم سازوکار فعالیت و تبادلات مالی بدون دلار و بدون یورو آغاز شد و احتمالا در اجلاسیه بعدی که در دهلی نو برگزار می‌شود مصوب و اجرایی خواهد شد.

کارشناس مسائل اوراسیا ادامه داد: «درواقع می‌توان گفت که اعضای سازمان شانگهای برای دور ماندن از تحریم‌های دلاری و فشارهای آمریکا به سمت دلارزدایی حرکت کرده‌اند.»

وی همچنین توضیح داد: «در چنین فضایی که به جرات می‌توان گفت رهبری بخش بزرگی از این جریان‌سازی‌ها علیه آمریکا کشور چین بوده، آمریکا خطرات راهبردی، استراتژیک و هژمونیکی را از سوی چین برای خود احساس می‌کند. حتی جو بایدن نیز در زمان روی کار آمدنش به عنوان رئیس‌جمهور اعلام کرد که چین محور اصلی خطرات و رقابت آمریکا در صحنه بین‌الملل است.»

خورسند با اشاره به اینکه یک صحنه‌‌آرایی در دنیا توسط آمریکا صورت گرفته است، تشریح کرد: « در این فضا واشنگتن در ابتدا تلاشش بر این است که بال‌های حمایتی پکن قطع شود. یعنی همکاران و همراهانی که چینی‌ها در جنگ بزرگ و هژمونیک آینده نزدیک بین آمریکا و چین خواهند داشت را مشغول پرونده‌های دیگری کرده است.»

وی تاکید کرد:«در چنین شرایطی شاهد هستیم که در یک سو روسیه درگیر یک تنش فرسایشی ژئوپلتیک می‌شود و در سوی دیگر تلاش بر این است که جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از بازیگران موثر در نظام بین‌الملل در این دوران گذار از نظم تک قطبی به نظم چندقطبی درگیر تنش‌هایی در حوزه پیرامونی خود شود؛ به عنوان مثال تنش‌ها در قفقاز جنوبی و فرصت‌سوزی‌هایی که در پرونده‌ هسته‌ای ایران را درگیر کرده است را شاهد هستیم.»

خورسند ادامه داد:  پس از آنکه تاحدودی دل‌مشغولی و درگیری برای دو کشور ایران و روسیه به وجود آمد، می‌بینیم که زمزمه‌هایی مبنی بر عداوت و برخورد آمریکا با چین و همچنین زمزمه چیدن مقدمات و بستر مقابله آمریکا با چین به تدریج در حال فراهم شدن است.»

این کارشناس توضیح داد:«درواقع چین‌هراسی در حال اوج گرفتن است و نمونه و مصداق بارز آن صحبت‌های این مقام سازمان سیا یا صحبت‌های رئیس‌جمهور آمریکا در گفتگو با یکی از خبرگزاری‌های آمریکا است که اعلام کرد اگر چین بخواهد تایوان را به اشغال خود درآورد آمریکا به صورت مستقیم ورود خواهد کرد.»

وی تاکید کرد:« به بیان دیگر آمریکا انقدر آستانه تحریک را بالا می‌برد تا چین را درگیر یک جنگ و تنش کند. کما اینکه در یکی دو ماه گذشته سفر مقامات و نماینده‌های کنگره آمریکا در این فضا دغدغه‌های بسیاری برای چین به وجود آورد. حتی بسیاری پیش‌بینی کردند که چین دست به اقدام عملیاتی نظامی علیه تایوان خواهد زد اما پکن از این قضیه خودداری کرد.

خورسند در نهایت گفت:« به نظر می  رسد در آینده خیلی نزدیک یعنی شاید کمتر از چند سال آینده، چینی‌ها به ناچار وارد یک تنش هژمونیک با آمریکا در دریای چین شرقی و در دریای چین جنوبی خواهند شد و این فضا منجر به یک نبرد بزرگ و جنگ هژمونیک می‌شود.»