بهروز ایاز در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به برگزاری دو نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل درباره وضعیت افغانستان در جمعه 6 اوت و دوشنبه 16 اوت اظهارداشت: این نشست‌ها با ریاست دوره‌ای هند و با سخنان تند نماینده افغانستان علیه طالبان و محکوم کردن این گروه توسط شورای امنیت سازمان ملل و تاکید دبیرکل سازمان ملل بر حمایت از مردم افغانستان و مردود شمردن خشونت همراه بود.

وی با بیان اینکه در نشست 6 اوت نماینده افغانستان با انتقاد تند از اقدامات طالبان، شش پیشنهاد را مطرح کرد، افزود: ارائه بیانیه‌ای قاطع و شفاف از سوی شورای امنیت برای توقف جنگ، تاکید کشورهای مشارکت‌کننده در این نشست بر مذاکرات و آتش‌بس، معافیت‌های منع سفر برای اعضای مذاکره‌کننده طالبان، وادارکردن این گروه به آتش‌بس و رعایت حقوق بشر توسط کشورهایی که با این گروه در ارتباط هستند و پاسخگو کردن مجرمان و عاملان این وضع به پاسخگویی توسط شورای امنیت و سازمان ملل از موضوعاتی بود که در این نشست مورد تاکید قرار گرفت.

 

ناتوانی شورای امنیت در اتخاذ ابتکار عملی به موقع

این کارشناس مسائل آسیا با یادآوری اینکه در نشست 16 اوت کشورهای شرکت کننده بر حمایت از حقوق زنان، کودکان، غیرنظامیان و اقلیت‌های قومی و مذهبی تاکید کردند، گفت: بررسی این بیانیه‌ها در وهله اول نشان‌دهنده این است که شورای امنیت و سازمان ملل متحد نتوانستند و یا شاید مایل نبودند ابتکار عمل مناسب و به موقعی برای مسئله بغرنج افغانستان اتخاذ کنند. نشست‌های دیرهنگام و با فاصله زمانی به نسبت زیاد این سازمان، در مقایسه با تحولات زودگذر در این کشور و تنها اکتفا کردن به «ابراز نگرانی» و «ابراز امیدواری به رعایت حقوق بشر توسط طالبان» و عدم صدور قطعنامه موثری در این مورد، گواه روشنی بر این ادعا است.

ایاز با بیان اینکه دولت افغانستان چاره‌ای جز توسل به مراجع حقوقی و سازمان‌های بین‌المللی نداشت، افزود: این دولت نه تنها امیدی به جلوگیری از سقوط دومینووار ایالات خود به دست طالبان نداشت، بلکه این گروه را پیروز وقایع پیش رو می‌دانست. توسل به راه‌های حقوقی و سازمان‌های بین‌المللی آخرین تلاش‌های دولت کابل برای رساندن پیام خود به دنیا و اعتراض به تحرکات این گروه شبه نظامی بود.

وی در عین حال با تاکید بر اینکه همان طور که حضور نظامی 20 ساله ایالات متحده و انگلیس، به عنوان اعضای قدرتمند شورای امنیت، منجر به جلوگیری از پیشروی طالبان نشد، بیانیه و قطعنامه‌های شورای امنیت نیز تغییری ایجاد نخواهد کرد، ادامه داد: آنچه این دو نشست اخیر و بیانیه‌های منتج از آن را نسبت به دیگر بیانیه‌های مربوط به وضعیت سیاسی – اجتماعی در افغانستان متمایز می‌کند، توجه بیشتر نسبت به وضعیت حقوق‌بشر و آینده زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی است.

 

پذیرش تسلط کامل طالبان در شورای امنیت

ایاز نکته مهم این بیانیه‌ها را پذیرش تسلط کامل طالبان بر افغانستان و شکست دولت کابل در صحنه قدرت سیاسی این کشور دانست و گفت: نکته دیگری که از بیانیه مطرح شده در نشست اخیر می‌توان نتیجه گرفت احتمال تشکیل دولت انتقالی افغانستان در مقابل طالبان خواهد بود که اجرای آن بستگی به وقایع پیش رو و وفاق دولت‌های غربی دارد.

این تحلیلگر مسائل آسیا ضمن یادآوری اینکه بیانیه‌های اخیر شورای امنیت درخصوص افغانستان بیشتر جنبه صوری داشته و حاکی از موضع اعلامی کشورها و نه موضع اعمالی آن‌ها می‌باشد، اضافه کرد: طالبانِ امروز، قوی‌تر و با تجربه تر از طالبان 20 سال گذشته در امور سیاسی و نظامی است. این گروه طی این سال‌ها توان دیپلماسی و نظامی خود را افزایش داده و با نگاهی روشن‌تر در پی ارتباط با دنیا است.

وی تاکید کرد: از آنجایی که قطعنامه‌ها و بیانیه‌های سازمان‌های بین‌المللی، همواره تابع قدرت و واقعیت‌های موجود سیاسی بوده، می‌توان گفت موضع تند دبیرکل سازمان ملل و اعضای شورای امنیت در محکوم کردن پیشروی‌های گروه طالبان بیشتر جنبه صوری و موقتی داشت.

این کارشناس مسائل آسیا با بیان اینکه چین و روسیه به عنوان دو رکن قدرتمند شورای امنیت تمایلی به اقدامات قهریه علیه طالبان ندارند، اظهارداشت: به نظر می‌رسد دولت‌های غربی نیز به رسمیت شناختن دولت طالبان را منوط به برقراری امنیت و حقوق بشر کنند و در کوتاه مدت آن را به رسمیت بشناسند.

 

مرحله جدیدی از معادلات منطقه‌ای در جنوب آسیا

ایاز با یادآوری اینکه دولت طالبان روابط حسنه‌ای را با پاکستان، چین و روسیه در پیش خواهد گرفت، اضافه کرد: چین با نگاهی راهبردی و اقتصادی به سمت ایجاد رابطه با دولت آینده افغانستان پیش خواهد رفت که این خود در راستای طرح بزرگ «یک کمربند، یک جاده» و جلوگیری از نفوذ دوباره واشنگتن در افغانستان و همچنین استفاده از منابع عظیم طبیعی این کشور خواهد بود. دولت پاکستان نیز برای بازیابی عمق استراتژیک خود و زدودن جای پای هند در این کشور روابط گسترده‌ای را با دولت طالبان از سرخواهد گرفت. بنابراین انتظار می‌رود معادلات منطقه‌ای در جنوب آسیا وارد مرحله جدیدی شود و قطب بندی‌های کنونی کشورها را در سطح منطقه تغییر دهد.

به گفته این تحلیلگر مسائل آسیا، وقایع اخیر بیانگر شکست ایالات متحده در پروژه دولت-ملت سازی، حقوق بشر، حمایت از حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی و حقوق زنان، پیاده کردن دموکراسی و ایجاد دولتی قدرتمند در افغانستان است و سرمایه‌گذاری عامدانه یا غیرعامدانه واشنگتن بر شخصیت‌های فاسد سیاسی برای برقراری نظم، و محول کردن پروژه‌های بزرگ اقتصادی به پیمانکاران فاسد اقتصادی در افغانستان را به خوبی نشان می‌دهد.

در پایان، ایاز با اشاره به خروج ناگهانی و غیرمسئولانه آمریکا از افغانستان و طرح پرسش‌هایی در خصوص اهداف واقعی ایالات متحده از حضور نظامی در افغانستان، گفت: آیا واشنگتن با حضور 20 ساله در افغانستان و از دست دادن 2هزار نفر و مجروح شدن حدود 20هزار نفر از نیروهای خود، آواره کردن بیش از 2میلیون افغان و کشتن نزدیک به 50 هزار نفر غیرنظامی در این کشور و هزینه کردن بیش از 2تریلیون دلار، در پی ایجاد نظم، امنیت، اجرای حقوق بشر و دموکراسی در افغانستان بود؟ یا هدف حضور در یکی از مناطق حساس و استراتژیک جهان، نزدیکی به چند قدرت بزرگ هسته‌ای و کنترل آن‌ها به ویژه چین بود؟ داده‌های میدانی و شرایط کنونی در افغانستان حاکی از آن است که دولت آمریکا در پی ناکامی در تحقق اهدافش در افغانستان، ناچارشده است با سرافکندگی خاک این کشور را ترک نماید.