دکتر نوذر شفیعی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی تأکید کرد: «در حال حاضر طالبان موفق شده‌اند در مناطق خاکستری پیشرفت‌های مهمی داشته باشند؛ بنابراین هرچه زمان می‌گذرد برخلاف گذشته که طالبان تمایل داشت به‌جای تسلط بر زمین بر زمان مسلط شود، الان تمایل دارد هم بر زمین هم بر زمان مسلط شود؛ یعنی تمایل دارد مناطقی که تحت کنترل درمی‌آورد همچنان تحت کنترلش باقی بماند.»

این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه چه عواملی باعث این پیشروی شد، توضیح داد: «بدون تردید اولین عامل خروج آمریکا و ناتو از افغانستان است. کاملاً قابل پیش‌بینی بود که به‌محض خروج آمریکا و ناتو از افغانستان، طالبان بتوانند به پیشروی‌های این‌چنینی دست پیدا کنند.»

وی عامل دوم را ضعف ارتش افغانستان عنوان کرد و افزود: «ارتش افغانستان نه به دلیل تعداد نفرات، آموزش و تسلیحات بلکه به دلیل نامتقارن بودن جنگ دچار مشکل شده است؛ یعنی ارتش افغانستان برای یک جنگ منظم و کلاسیک آموزش دیده است اما عملیاتی که طالبان انجام می‌دهد عمدتاً نامنظم است و این مسئله، کار ارتش را در مقابله با طالبان دشوار می‌کند.»

به گفته این کارشناس، سومین عامل، ضعف در حکومت است؛ چرا که حکومت افغانستان یک حکومت قراردادی یعنی حاصل قرارداد بین‌ نیروهای مختلف است. وی افزود: «این نیروهای مختلف دائماً بر سر کسب سهم بیشتر از قدرت با یکدیگر در حال منازعه هستند؛ بنابراین این آسیب در داخل حکومت، زمینه را برای قدرت‌نمایی طالبان فراهم کرده است.»

شفیعی، عامل چهارم را بعد روانی قضیه عنوان کرد و گفت: «پیش از سال 2001 زمانی که طالبان عملیاتی را انجام می‌دادند این عملیات عمدتاً حالت انتحاری داشت یعنی مستقیم به سمت خطوط مقدم جبهه دشمن حمله می‌کردند و هرچند ممکن بود تلفاتی هم بدهند اما به‌هرحال خط مقدم دشمن را در هم می‌شکستند. اکنون آن ترس و نگرانی که بعد از سال 2001 وجود داشت کماکان در مردم، دولت، نیروهای نظامی و گروه‌های شبه‌نظامی افغانستان وجود دارد، لذا بخشی از این پیشرفت‌های سریع طالبان ناشی از تسلیم شدن فوری و خالی کردن صحنه توسط نیروهای وابسته به دولت است.»

این کارشناس مسائل افغانستان، چراغ سبز و حمایت‌هایی که برخی کشورهای منطقه و به‌طور مشخص چین و پاکستان به طالبان نشان داده‌اند را عامل پنجم دانست و توضیح داد: «به‌بیان‌دیگر پاکستان به‌طورقطع از طالبان حمایت می‌کند و چین نیز موضع مخالفی در مقابل طالبان نمی‌گیرد. دلیل این امر نیز این است که چین از طریق پاکستان بر طالبان تأثیرگذار است.»

وی بدنه اجتماعی وابسته به طالبان را نیز حائز اهمیت دانست و از آن به‌عنوان عامل ششم یاد کرد. شفیعی در این رابطه افزود: «طالبان جزء قومیت پشتون است و جامعه پشتون یکی از سنتی‌ترین قبایل افغانستان و حتی جهان به شمار می‌رود. لذا تفکر طالبان در میان این قوم، خریداران زیادی دارد.»

این کارشناس عامل هفتم پیشروی طالبان را نیز فقر در افغانستان توصیف کرد و گفت: «اکنون طیف وسیعی از جامعه افغانستان به‌خصوص جوانان بیکار هستند و این‌ها در حقیقت از جنگ به‌عنوان یک فرصت شغلی استفاده می‌کنند. لذا هر گروهی که پول بیشتری بپردازد بخشی از این جوانان در آن گروه قرار می‌گیرد. این در حالی است که طالبان به‌واسطه تجارت مواد مخدر و پشتیبانی مالی که از سوی برخی از کشورها می‌شود توانایی به خدمت گرفتن این نیروها را دارد.»

به گفته شفیعی، ناکارآمدی دولت و فساد در دولت نیز یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی است که در بین مردم افغانستان وجود دارد و لذا دولت را از سرمایه اجتماعی تهی کرده است؛ بنابراین مردم نه نسبت به دولت استقبال چندانی نشان می‌دهند و نه در مقابل پیشروی‌های طالبان مقاومت چندانی می‌کنند.

شفیعی معتقد است که به‌رغم همه این مسائل، صحنه افغانستان، صحنه ممکن‌ها است و هر اتفاقی احتمال دارد که در این کشور حادث شود.

این کارشناس درباره پیامدهای ناامنی در افغانستان و امکان تسری آن به کشورهای همسایه نیز گفت: «در حال حاضر برای برخی کشورها رفتار طالبان و تحولاتی که بعد از قدرت گرفتن احتمالی طالبان در افغانستان حادث می‌شود کاملاً روشن و برای برخی مبهم است. به‌عنوان‌مثال برای کشوری چون پاکستان همه‌چیز روشن است و موفقیت طالبان موفقیت پاکستان قلمداد می‌شود. همچنین امکان مصالحه با طالبان برای چین وجود دارد که این مسئله به دلیل پیوند عمیق بین اسلام‌آباد و پکن است.»

وی در رابطه با روابط طالبان با ایران، روسیه، هندوستان، آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی با اشاره به اینکه در خصوص این روابط ابهامات جدی وجود دارد، توضیح داد: «درصورتی‌که طالبان قدرت را در اختیار بگیرد منافع این کشورها با ابهامی جدی مواجه خواهد شد. چراکه شاید اکنون برخی کشورها تصور کنند که تحولات افغانستان کنترل‌شده است اما واقعیت این است که وقتی یک نیروی سیاسی و نظامی از یک مرحله حاد عبور کرده و قدرت خود را تثبیت می‌کند ممکن است الگوی رفتاری‌اش نیز تغییر کند.»