دکتر حسین مفیدی احمدی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با تاکید بر اینکه باید به این نکته توجه کنیم که ابر عدم قطعیت بر فراز بریتانیا سایه افکنده است و حتی تحقق قطعی برگزیت نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اظهارکرد: این نکته از آنجا واجد اهمیت می‌شود که به‌تدریج با ناتوانی نظام حزبی و حکمرانی بریتانیا در ایجاد وفاق و مصالحه پیرامون برگزیت، مراجعه به آراء عمومی به عنوان سازوکار اصلی تعیین تکلیف آینده برگزیت و خروج از وضعیت انسدادی کنونی جلوه کرده است.

وی افزود: تردیدی نیست که با وجود اهمیت نگرانی‌های دیگر در حوزه پیامدهای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی برگزیت – به ‌ویژه برگزیت سخت – نگرانی از به مخاطره افتادن تمامیت ارضی بریتانیا در صدر دغدغه‌های نخبگان سیاسی بریتانیا قرار دارد. مساله‌ای که باید به آن توجه کرد اینکه مساله برگزیت از آنچه که واگذاری سطوحی از قدرت و اختیار از لندن به مجالس قانون‌گذاری محلی در ایرلند شمالی، اسکاتلند و ولز نامیده می‌شود غیر قابل جدا کردن است.

مفیدی با بیان اینکه این مسئله در مورد ایرلند شمالی خاص‌تر است، چرا که این منطقه از بریتانیا با ایرلند جنوبی و در واقع با اتحادیه اروپا مرز مشترک دارد، گفت: در این چارچوب، با توجه به خطوط قرمز اتحادیه اروپا در خصوص مخالفت با ایجاد مرز فیزیکی بین دو ایرلند، ایرلند شمالی حتی در صورت تحقق برگزیت، به صورت گریزناپذیری، بخشی از نظام تجاری و اقتصادی و تا حدودی نظام هنجاری اروپا باقی خواهد ماند.

این تحلیلگر تحولات اروپا ادامه داد: این مسئله در کنار وجود گرایش‌های قدرتمند اتحاد طلبانه با ایرلند جنوبی، خود بسترساز افزایش گرایش‌های گریز از مرکز در این منطقه خواهد بود. البته وضعیت اسکاتلند از این منظر که واجد مرز مشترک با یک کشور عضو اتحادیه اروپا نیست و سابقه درگیری‌های فرقه‌ای ندارد، با ایرلند متفاوت است.

وی مهم ترین مساله را در مورد اسکاتلند، چشم‌انداز اقتصادی برگزیت دانست و اضافه کرد: در دهه‌های اخیر، اتحادیه اروپا، کمک‌های توسعه‌ای قابل‌توجهی به منطقه اسکاتلند ارائه کرده است. کمک‌هایی که به‌ویژه پس از پیامدهای فاجعه‌بار سیاست‌های خصوصی‌سازی عصر تاچر برای این منطقه، برای صنایع و زیرساخت‌های اسکاتلند حیات آفرین بود.

مفیدی اضافه کرد: این مسئله حتی موجب پیوندهای گسترده اجتماعی مثل پیوند طبقه کارگر اسکاتلند با اتحادیه اروپا شد. به‌گونه‌ای که این نظریه مطرح شده است که ناسیونالیسم اسکاتلندی تا حدودی به پیوندهای این منطقه با اتحادیه اروپا مرتبط است.

وی یادآورشد: در جریان همه‌پرسی برگزیت نیز شاهد بودیم که 62 درصد مردم اسکاتلند مخالف خروج این کشور از اتحادیه اروپا بودند. در این چارچوب تأثیر برگزیت بر تمایلات گریز از مرکز در اسکاتلند، تا حدود زیادی بستگی به نحوه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و تأثیر آن بر پیوندهای اقتصادی گسترده فعلی اسکاتلند با این اتحادیه خواهد داشت. به این معنا که خروج سخت‌تر و یا بدون توافقِ احتمالی از اتحادیه اروپا، مواجهه با امواج جدید استقلال‌طلبی را در اسکاتلند به همراه خواهد داشت.

این تحلیلگر مسائل اروپا درخصوص تأثیر برگزیت بر قدرت و جایگاه بریتانیا در عرصه بین‌الملل خاطرنشان کرد: شاید مهم‌ترین تأثیر تجزیه احتمالی بریتانیا بر قدرت و جایگاه بریتانیا در عرصه نظام بین‌الملل، پیامد ادراکی و ذهنی آن است. به این معنا که نگاه جهانی به بریتانیای متحد، پرنفوذ و با قدرت نرم قابل توجه که هم اکنون نیز از پویش‌های مرتبط با برگزیت متأثر شده است، پس از جدایی مناطقی چون اسکاتلند، به صورت جدی آسیب خواهد دید.

وی افزود: البته رخدادهایی چون استقلال احتمالی اسکاتلند و ایرلند شمالی از منظر پیامدهای عینی اقتصادی و ژئوپلیتیکی نیز موجب تضعیف شدید قدرت بریتانیا خواهد شد. به‌عنوان‌مثال، استقلال احتمالی اسکاتلند به‌احتمال ‌زیاد افول سریع و شدید ارزش پوند را به همراه خواهد آورد. اسکاتلند واجد موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار مهم و با جمعیتی بیش از پنج میلیون نفر و همچنین منطقه‌ای به‌شدت پیوسته با ساختار سیاسی و اقتصادی بریتانیا است. صادرات اسکاتلند به بقیه بخش‌های بریتانیا نزدیک به 50 میلیارد پوند در سال است.

مفیدی با بیان اینکه استقلال اسکاتلند همچنین، دسترسی بریتانیا به نفت و گاز دریای شمال را با ابهام‌های گسترده مواجه خواهد کرد، ادامه داد: میدان‌های نفتی دریای شمال برای بریتانیا واجد اهمیت زیادی هستند و منبع ثابت اشتغال و درآمد مالیاتی و تولید صنعتی بریتانیا هستند. نفت دریای شمال حدود 60 میلیارد پوند درآمد مالیاتی به بریتانیا تزریق می‌کند. این مسئله پیامدهای نظامی نیز در بر خواهد داشت. به ‌عنوان ‌مثال موقعیت خلیجی مناسب غرب اسکاتلند و با قابلیت دسترسی به حوزه استراتژیک اقیانوس اطلس موجب شد که زرادخانه‌های هسته‌ای بریتانیا از سال ۱۹۹۸ در غرب اسکاتلند مستقر شود.

همچنین مفیدی درخصوص آثار احتمالی برگزیت بر سه قرن سیاست‌های بریتانیا، نیز توضیح داد: در خصوص تأثیر برگزیت بر سیاست خارجی بریتانیا از جمله از منظر ساختار تعاملیِ بریتانیا با اروپا، چند سناریوی باورپذیر وجود دارد. یکی از این سناریوها، تحقق بریتانیای جهانی است. یعنی بریتانیایی با حضور جهانی گسترده‌تر البته نزدیک‌تر به آمریکا.

وی ادامه داد: سناریوی دوم سناریوی بریتانیای بیرون از اتحادیه اروپا ولی درون اروپاست. یعنی بریتانیایی با حفظ سطوح قابل توجهی از پیوندهای ژئوپلیتیکی، امنیتی و نظامی با اروپا.

مفیدی سناریوی سوم، را احتمال شکل گیری بریتانیایی منزوی دانست و تصریح کرد: در چنین شرایطی بریتانیا بیشتر درگیر در مسائل و بحران‌های داخلی خواهد بود. سناریوی سوم با توجه به منابع قابل توجه قدرت سخت و قدرت نرم بریتانیا امکان تحقق کمتری دارد. با این ‌وجود، در صورت افزوده شدن پیشرانِ بریتانیای درگیر با فشارهای گسترده تمایلات گریز از مرکز و یا بریتانیای بدون اسکاتلند و یا ایرلند شمالی – البته اگر بتوان همچنان نام آن را بریتانیا نهاد – به نظر می‌رسد تحقق سناریوی سوم گریزناپذیر باشد.

مفیدی گفت: در این موقعیت نه با بریتانیایی که سیاست خارجی‌اش درصدد افزایش قدرت و نفوذ است بلکه با بریتانیایی مواجه خواهیم بود که به صورت ناخواسته نگاه به درون خواهد داشت و حداکثر به قدرتی متوسط در سطح اروپا بدل خواهد شد.