دکتر داوود کیانی در رابطه با اینکه آیا تلاش اروپا برای نزدیک شدن به روسیه و چین و قدرتهای نوظهور منجر به ایجاد فاصله با آمریکا خواهد شد گفت: در بحث به چالش کشیدن قدرت آمریکا در نظام بین الملل توافق بیشتری بین اتحادیه اروپا و چین است تا میان روسیه و اتحادیه اروپا. به این دلیل که اروپایی ها به لحاظ امنیتی به آمریکا متکی هستند و کسب استقلال در امور امنیتی از آمریکا برایشان پرهزینه است و این اقدام حتی می‌تواند بحث همگرایی اقتصادی در اتحادیه اروپا را هم تحت الشعاع قراردهد.

وی اضافه کرد: اروپایی ها هنوز به این جمع‌بندی ژئوپلیتیک نرسیده اند که بخواهند یک نیروی نظامی مستقل از آمریکا در اروپا داشته باشند و امنیت اروپا خارج از چارچوب ناتو و توسط نیروهای خودشان صورت بگیرد، زیرا در این صورت ممکن است رقابتهای ژئوپلیتیک میان کشورهای اصلی اروپا تقویت شود و خود به خود روی روند همگرایی اروپایی تاثیرگذار باشد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: دلیل دومی هم که برای این موضوع وجود دارد این است که میان روسیه و اروپا اختلافات ژئوپلیتیکی هم در اروپا وجود دارد؛ مخصوصا در شرق و مرکز اروپا که در مورد بحران اوکراین نمونه زنده و گویای آن را دیدیم که نشان داد اروپا برای مهار روسیه در شرق اروپا به آمریکا نیاز دارد.

وی توضیح داد: نظریه پردازها در تحلیل اینکه اگر قدرت هژمونیک آمریکا کاهش پیدا کند جهت گیری اروپا به چه سمتی خواهد رفت دچار نوعی ابهام هستند. یک دیدگاه کلی این است که اروپا باید هر چه زودتر نیروی نظامی مستقل در سطح اروپا داشته باشد؛ یعنی همانطور که پول و ویزای واحد دارند یک ارتش واحد هم داشته باشند و مسائل امنیتی شان را در قبال دیگر قدرت‌های بزرگ متکی به خود و در قالب نیروی نظامی مستقل حل و فصل کنند. سالها است که این دیدگاه وجود دارد و با تکیه بر آن توافقاتی انجام می دهند و مذاکراتی می کنند، اما این امر تاکنون عملیاتی نشده است زیرا کشورهای اروپایی در مسائل اقتصادی پذیرای یک نهاد فوق ملی هستند اما در مورد مسائل امنیتی نمی توانند به راحتی یک ارتش واحد و یک نیروی نظامی واحد را بپذیرند. زیرا مسائل امنیتی کالای نادری هستند و کشورها در آن به لحاظ حاکمیت ملی اختلاف دارند.

کیانی تاکیدکرد: نکته دومی که وجود دارد پاسخ به این پرسش است که اگر اروپا اساسا بخواهد یک نیروی نظامی مستقل باشد این خود سبب رقابت های ژئوپلیتیکی قدیمی در اروپا میان آلمان و انگلیس ، انگلیس و فرانسه و فرانسه و آلمان می شود یا خیر. اگر گفتمان امنیتی در اروپا تشدید شود به معنای این نیست که این گفتمان امنیتی، اروپا را به سمت یک همگرایی امنیتی سوق بدهد. بلکه می تواند آنها را به سمت واگرایی امنیتی بکشاند و اروپا را به لحاظ سیاسی و امنیتی به دوران قبل از شکل گیری اتحادیه اروپا برگرداند.

وی با بیان اینکه نظریه پردازان اصلی در روابط بین الملل دو آینده برای اروپا در نظر می گیرند، گفت: یک اروپای متحد برای مهار روسیه و چین و آمریکا و یک اروپای متفرق که هم در قبال یکدیگر سعی می کنند موازنه ایجاد کنند و هم در قبال قدرتهای خارجی. لذا این ابهام وجود دارد و پیش بینی ها در مورد تحقق هر یک از سناریوها چندان دقیق نیستند.

کیانی در عین حال خاطرنشان کرد: تصور من این است که با کم رنگ شدن موقعیت هژمونیک آمریکا در نظام بین الملل، رقابتهای ژئوپلیتیک به اروپا برخواهد گشت و مخصوصا یک طرف این رقابتها آلمان خواهد بود که در شرایط کنونی به غول اقتصادی اروپا تبدیل شده و بیشترین منفعت را از همگرایی اقتصادی برده و با توجه به اینکه گفتمان احزاب افراط گرا اقبال بیشتری نسبت به گذشته نزد شهروندان اروپایی هم پیدا کرده است احتمالا در چشم انداز نه چندان دور شاهد رقابتهای گذشته میان آلمان و انگلیس و آلمان و فرانسه خواهیم بود.

این استاد روابط بین الملل اضافه کرد: نمی خواهم نتیجه گیری افراطی بکنم زیرا بحثهایی که الان می شود هیچ ما به ازای خارجی ندارد اما به نظر می آید فشارهای ساختار بین الملل به زودی کشورهای اروپایی را به سمت نوعی از امنیتی شدن سوق دهد اما اینکه آیا این امنیتی شدن به معنای این است که یک اروپای امنیتی واحد تشکیل خواهد شد یا یک اروپای چند پارچه امنیتی که هر کدام منافع خاص خود را دنبال خواهد کرد. من فکر می کنم گزینه دوم روند غالب تری در آینده خواهد شد.

کیانی درخصوص علل دورنشدن اروپا از آمریکا علی رغم تلاش های فرانسه و آلمان برای رفع تحریم ها از روسیه و برقراری روابط اقتصادی با این کشور و همچنین توسعه روابط با چین گفت: ما در روابط بین الملل دو مفهوم کلیدی منفعت و تهدید را داریم. باید ببینیم منفعت کشورها در چیست و تهدیدشان در کجاست. اگر این دو پرسش پاسخ داده شود سوالات دیگر خود به خود با این جواب پاسخ داده می شوند. آلمان بعد از جنگ جهانی دوم حساسیت تاریخی به اروپا دارد. چون آمریکا را علت شکست آلمان در جنگ جهانی دوم می داند و تحقیری که آمریکا به آلمان تحمیل کرد باعث شده نفرت از آمریکا و آمریکا ستیزی به شکل زیر پوستی در فرهنگ و تاریخ آلمان وجود داشته باشد که نمی شود منکر آن شد.

وی ادامه داد: در ارتباط با روسیه، آلمان با یک وضعیت بغرنجی مواجه است. هم منفعت در قبال روسیه دارد و هم تهدید. منفعتش این است که انرژی گاز روسیه منبع غیرقابل جایگزین برای آلمان است که اتکا حیاتی به انرژی نفت و گاز دارد و به شکل کم هزینه تر و مقرون به صرفه تر و مطمئن تر نمی تواند گاز را از جای دیگری وارد کند و اتکا عمیق اقتصادی به واردات گاز از روسیه دارد. ده‌ها هزار شرکت کوچک متوسط و بزرگ آلمانی در روسیه سرمایه گذاری کرده و کار می کنند و جامعه اقتصادی آلمان از رابطه اقتصادی با روسیه سود بالایی می برد. یکی از عللی که در آلمان به دولت خانم مرکل فشار می آوردند تا تحریم ها برداشته شود تا با روسیه کار کند همین جامعه اقتصادی آلمان است. بنابریان از جهت منفعت فوری آلمان بسیار مصّر است که روابط را با روسیه هر چه زودتر عادی کند و مساله کریمه را به نحوی حل کند. اما از جهت ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی روسیه برای آلمان تهدید به شمار می آید. زیرا آلمان به یک غول اقتصادی در اروپا تبدیل شده و با صادراتی نزدیک به یک تریلیون و 300 میلیارد یورو که با توجه به جمعیت محدود آن بسیار خیره کننده است نیاز به بازارهای جدید و نیروی کار جدید دارد.

کیانی اظهارکرد: اروپا برای اقتصاد آلمان به مرحله اشباع رسیده و آلمان نیاز به فضاهای جدید اقتصادی دارد که یکی از این فضاهای جدید شرق اروپا است؛ یعنی اوکراین و حتی تا قفقاز جنوبی  فضاهای مورد نظر روسیه است. مشکل اینجاست که روسیه سد راه آلمان برای توسعه نفوذ اقتصادی اش در شرق اروپا است و یکی از دلایلی هم که روسها به اتحادیه اقتصادی ارواسیا متوسل شدند مسدود کردن مسیر اقتصادی اتحادیه اروپا است. اوکراین در واقع جنگ روسیه و آمریکا نبود بلکه جنگ اقتصادی بین اروپا و روسیه بود.

وی تاکید کرد: آلمانی ها احساس می کنند که روسها در مسیر گسترش اقتصادی اروپا به سمت شرق تبدیل به سدی شده اند؛ جایی که بازار خوبی و نیروی کار خوبی برای آلمان دارد. بیشتر هم این سد منافع آلمان را تهدید می کند تا منافع فرانسه. زیرا بازار فرانسه شرق و مرکز اروپا نیست و جنوب اروپا است. انگلیسی ها هم که حالت جزیره ای دارند منافعشان در شرق و مرکز اروپا نیست. بنابراین در دیدگاه اقتصاد سیاسی بین الملل، روسیه برای آلمان تهدیدی برای جلوگیری از نفوذ اقتصادش و حتی سیاستش در شرق و مرکز اروپا و حتی قفقاز و اوراسیا به شمارمی آید. اما به لحاظ منافع فوری در سطح خرد یک فرصت برای آلمان است. به همین خاطر ما می بینیم که در آلمان جمعبندی دقیق و نهایی ای راجع به نحوه تنظیم سیاست با روسیه وجود ندارد و دو نیروی متفاوت سیاست خارجی آلمان را به سمت خود می کشند و آلمان با اینکه که موضع رسمی اش تحریم روسیه است اما در اتاق های فکر و گروه های فشارش تمایل به سمت نزدیکی با روسیه و رفع تحریم ها است.

این استاد دانشگاه درارتباط با نقشی که که ایران می تواند در این شرایط برای تامین حداکثری منافعش داشته باشد نیز گفت: ابتدا باید با یک گزاره شروع کنم. ایران باید برای جلوگیری از اجماع بین المللی علیه خود نهایت تلاشش را بکند تا اروپا به سمت آمریکا گرایش پیدا نکند. چرا که تجربه نشان داده که اگر اروپا به سمت آمریکا برود مقاومت روسیه و چین در مقابل بلوک غرب خیلی کاهش پیدا می کند. اروپا عملا تحریم ها را اجرا می کند و اما لفظی گفته اند که مقاومت می کنیم و برجام را مبنای کارمان با ایران قرار داده ایم. تا کنون دیپلماسی ایران موفق شده که اروپا را از آمریکا دور نگه دارد و عملا این کار در دولت در حال انجام شدن است.

وی توضیح داد: در اروپا نقش آلمان بسیار مهم است چرا که به لحاظ سیاست اعلامی اش زیاد با ایران همدلی ندارد و سعی می کند سمت آمریکا را بگیرد زیرا به خاطر ملاحظات سیاسی آلمان و حساسیت هایی که آمریکا نسبت به آلمان دارد، این کشور نمی خواهد به عنوان مدافع ایران در چشم سیاستمداران واشنگتن دیده شود؛ اما آلمان بدون ایجاد حساسیت در عمل سعی کرده اجازه ندهد ایران منزوی شود. در همین بحبوحه تحریم های آمریکا علیه ایران با اینکه روابط اروپا با ایران در یک سال گذشته سقوط کرده آلمان شریک اول تجاری ایران در جمع دول اروپایی است. یعنی مشی آلمان این است که به لحاظ کلامی و بیانی موضع انتقادی علیه ایران بگیرد اما در عمل سعی کرده اند به شکلی که حساسیت آمریکا را برنیانگیزد رابطه اقتصادی را با ایران ولو به شکل محدود ادامه دهد.

کیانی با بیان اینکه هر چند که کار دشواری است اما تا انجا که ممکن است باید پروژه های اقتصادی را با آلمان ادامه دهیم افزود: درعین اینکه کاهش تعهداتمان در برجام را ادامه می دهیم باید این کاهش، اروپا و آلمان را ناگزیر به سمت آمریکا سوق ندهد. شرایط بسیار سختی است اما غیر ممکن نیست. مضافا اینکه فرصت اختلافات تجاری که میان اروپا و آمریکا و آلمان وجود دارد فرصت خوبی است که ایران از این شکافها استفاده کند که به نظر می رسد این اقدام را هم دنبال می کند فقط باید مواظب باشد که تنش جدیدی به روابط ما با اروپا اضافه نشود که اوضاع را از کنترل خارج کند.