مرتضی مکیکارشناس مسائل اروپا

همسویی کشورهای شرق اروپا با آمریکا در برگزاری نشست ورشو بیانگر آن است که در اتحادیه اروپا شکاف عمیقی در خصوص سیاست خارجی و امنیتی مشترک در این اتحادیه وجود دارد؛ موضوعی که تا حد زیادی به راهبرد کشورهای شرق اروپا ازجمله لهستان در نزدیکی به آمریکا برای مقابله با قدرت‌های اروپایی بازمی‌گردد.

لهستان، بزرگ‌ترین کشور شرق اروپا است که در سال 1999 وارد پیمان ناتو شد و در سال 2004 نیز به عضویت اتحادیه اروپا درآمد. لهستان جزو اولین کشورهایی بود که به همراه مجارستان و چک وارد پیمان ناتو شد؛ اقدامی که در چارچوب سیاست همسویی با آمریکا باهدف توازن‌بخشی در مناسبات لهستان با آلمان و فرانسه از یک‌سو و روسیه از سوی دیگر بود.

لهستانی‌ها در طول تاریخ همواره نگرانی‌های سیاسی و امنیتی از دو کشور روسیه و آلمان داشتند و پس از فروپاشی نظام کمونیستی نیز بر این تصور بودند که با نزدیکی به آمریکا می‌توانند هم از چتر اقتصادی اتحادیه اروپا بهره‌برداری کنند و هم با تقویت پیوندهای سیاسی و امنیتی‌شان با آمریکا، به‌نوعی موقعیت خود را در اروپا تثبیت نمایند و سیاست مستقل‌تری در پیش بگیرند تا به‌واسطه آن بتوانند از یک‌سو با تهدیدات و فشارهای روسیه مقابله کنند و از سوی دیگر زیر چتر سیاسی- امنیتی اتحادیه اروپا به‌ویژه آلمان و فرانسه نروند.

در این میان، آمریکایی‌ها نیز توانسته‌اند از موقعیت و رویکرد کشورهای شرق اروپا به‌ویژه لهستان به نفع خود بهره‌برداری کنند. بر همین اساس نیز، واشنگتن همواره در پی آن بوده است که چتر سیاسی- امنیتی خود را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بر اروپا حفظ کند؛ سیاستی که از طریق نزدیکی به کشورهای شرق اروپا به‌ویژه لهستان دنبال شده است.

همچنان که در حدود یک دهه پیش و در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما، آمریکا سیاست استقرار سپر موشکی آمریکا را در جمهوری چک و لهستان به اجرا گذاشت که از یک‌سو با مخالفت‌های روسیه و از سوی دیگر با مخالفت‌های آلمان و فرانسه مواجه شد؛ چراکه آلمان و فرانسه به دنبال تنش‌ در روابط‌ خود با روسیه نبودند.

این در حالی است که لهستانی‌ها همواره از کشورهای اروپایی انتظار داشتند که از آن‌ها در مقابل تهدیدات روسیه حمایت کنند. این اختلاف‌نظر میان برلین و پاریس – به‌عنوان موتور محرکه اروپا – با کشورهای شرق این قاره باعث شد که عملاً شکاف عمیقی میان کشورهای شرق و غرب این قاره و همچنین اختلاف‌نظرهای عمیقی بین کشورهای پیشرو در پروژه همگرایی اروپا ایجاد شود.

در چنین فضایی، برگزاری نشست ورشو می‌تواند باعث تعمیق شکاف‌ها‌ میان شرق و غرب اروپا شود؛ همان‌گونه که وزیر خارجه لهستان چندی پیش در سخنانی گفت که اتحادیه اروپا قادر به مقابله باسیاست‌های آمریکا نیست، اکنون نیز آن‌ها در چارچوب سیاست‌های کلان خود در همسویی و همراهی با آمریکا در مقابله با چتر سیاسی و امنیتی فرانسه و آلمان، میزبانی نشست ورشو را پذیرفته‌اند.

درواقع، کشورهای شرق اروپا با مشارکت در سیاست‌های تفرقه‌افکنانه آمریکا در اروپا ازجمله شرکت در نشست ورشو به دنبال حضور قوی‌تر آمریکا در اروپا هستند تا بتوانند سیاست خود را در توازن‌بخشی در روابط با روسیه از یک‌سو و اتحادیه اروپا از سوی دیگر حفظ کنند.

اما در خصوص نتایج احتمالی این نشست باید گفت چون کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان به‌عنوان قدرت‌های بزرگ اقتصادی، سیاسی و امنیتی این قاره، پروژه همگرایی اروپا را پیش می‌برند، بدون شک عدم حضور یا حضور آن‌ها در سطحی پایین در نشست ورشو باعث خواهد شد که واشنگتن نتواند از این نشست بهره‌برداری سیاسی و تبلیغاتی علیه ایران داشته باشد.

بنابراین، نشست ورشو بیش از آنکه بتواند فشارهای سیاسی واقعی بر ایران داشته باشد بیشتر یک موج تبلیغاتی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی است، اگرچه هم‌زمان آمریکا بحث پررنگ‌تر کردن شکاف در اتحادیه اروپا را نیز دنبال می‌کند.

در همین حال، احتمالاً فرانسه و آلمان یعنی دو کشور بزرگ و اثرگذار اروپایی اجازه نخواهند داد که کشورهای شرق اروپا به مرحله‌ای برسند که بتوانند در سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا اختلالی ایجاد کنند. همچنان که این نگاه در بروکسل حاکم شده است که اعضای این اتحادیه تنها نباید به دنبال بهره‌مندی اقتصادی از اتحادیه اروپا باشند، بلکه می‌بایست در تمامی حوزه‌ها با سیاست‌های اتحادیه همراه و همسو باشند.