اکبر قاسمی – سفیر پیشین در اوکراین و رئیس اسبق دفتر حفاظت منافع در مصر

وقتی  دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با انتشار بیانیه معروف ۴ ماده‌ای خود به تاریخ ۲۲ دی ۹۶ عزم خود را برای خروج از برجام تحت عنوان آخرین تمدید صادر کرد، درواقع جنگ اقتصادی و روانی سنگینی را علیه ایران در همان زمان آغاز کرد و تصمیم 18 اردیبهشت و برنامه‌اش برای ازسرگیری تحریم‌ها ادامه این روند است.

اینک می‌توان گفت دولت آمریکا هر آنچه در چنته داشت، رو کرده و فعلاً در قالب گروه اقدام علیه ایران با وظایف (مدیریت، تجدیدنظر و هماهنگی) که ظاهراً حساب‌شده‌تر و توأم با برنامه  نرم‌افزاری و دیپلماتیک است، در دو عرصه قصد فعالیت دارد: یکی  کنترل حساب شده کشورهای متحد خود جهت به صفر رساندن خرید نفت از ایران و دیگری، گشودن دریچه دیپلماسی به سمت اتحادیه اروپا و دیگر اعضای برجام برای یافتن راه‌حل مرضی‌الطرفین تا ضرب‌الاجل 13 آبان.

مؤلفه‌های زیر در شکل دادن به مسیری که دولت آمریکا قصد دارد با تشکیل گروه اقدام علیه ایران طی کند، مؤثر می‌نماید:

1- ترامپ  در دو پروژه‌اش درباره کره شمالی و روسیه دستاوردی نداشته و آثار منفی آن، عوارض ناخوشایندی در کارنامه سیاست خارجی‌اش ثبت کرده و این برای او آزاردهنده است. دلیل اینکه از چند روز پیش دوباره تیم ترامپ شامل پمپئو و بولتون با رایزنی‌های خود در تکاپو هستند تا مجدداً با روس‌ها به یک برنامه جدید مذاکراتی برسند، مؤید این شکست‌هاست.

2- ماهیت معامله‌ای که تیم ترامپ قصد پخت‌وپز آن را دارد، یافتن مخرج مشترکی برای بحران سوریه و اوکراین در قالب بده بستانی سنجیده است.

3- دیپلماسی روسیه در چند هفته گذشته به‌طور فکورانه‌ای در چند عرصه، خالق فرصت‌های طلایی در راستای راهبرد ژئوپلیتیک انبساطی مسکو بوده که ویژگی برجسته آن، یارگیری‌ها و ائتلاف‌سازی‌های جدید با بازیگران متنفذ اروپایی همچون آلمان، فرانسه و همچنین با ترکیه بوده و همین تحول، عامل تحریک و تشویق رسیدگی مجدد به پرونده روسیه در مدار ذهنی ترامپ شده است.

4- مسکو هم‌زمان در محور چین و کره شمالی نیز به‌طور خلاقانه و هوشمندانه‌ای عمل کرده، به‌طوری که با دعوت از سران چین و کره شمالی به روسیه و گشایش حاصل شده برای پذیرش دوباره نیروهای کره شمالی در روسیه، ظرفیت جدیدتری فراروی پکن و پیونگ‌یانگ برای چرخش به‌سوی مسکو ایجاد کرده است. ترامپ در هلسینکی به‌شدت پیگیر سازوکار توافقی با ولادیمیر پوتین برای مقابله با چالش‌های ناشی از راهبردهای چین بود، اما پوتین این خواسته را مسکوت گذاشت.

5- روس‌ها در ارتباط با دیپلماسی خزر نیز با پذیرش فرمول انحصاری سازی مسائل امنیتی، حمل‌ونقل و محیط زیست، عملاً دستاورد مهمی در حوزه راهبردی خطوط گاز موردنظر انرژی مسکو ثبت کردند.

نتیجه گیری

تشکیل گروه اقدام علیه ایران آن هم به مسئولیت برایان هوک که چهره‌ای به جا مانده از دوره اوباماست، در واقع رویکرد اصلی‌اش، یافتن مخرج مشترکی است که بتواند فرصت‌هایی را برای مدیریت تنش بین آمریکا و ایران ایجاد کند.