در سال‌های اخیر، اتحادیه اروپا پشتیبان مالی برخی از پروژه‌های اجتماعی و اقتصادی افغانستان بوده و به‌عنوان بزرگ‌ترین کمک‌کننده خارجی در جهان، از سال 2002 و پس از حمله آمریکا به افغانستان بیش از چهار میلیارد یورو به افغانستان کمک کرده است. بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا پیش‌بینی می‌کند در سایه تحولات در افغانستان، آسیای میانه به منطقه مهم‌تر و راهبردی‌تری برای اتحادیه اروپا تبدیل شود و کشورهای آسیای میانه باید تماس‌ دیپلماتیک‌ با اتحادیه اروپا را در کانون توجه خود قرار دهند.

به باور او تحولات افغانستان نشان می‌دهد اروپا نیاز دارد توان و مقدورات نظامی خود را مستقل از آمریکا توسعه دهد. اتحادیه اروپا باید خودش را سازماندهی کند تا با جهان آنطور که هست روبه‌رو شود و نه آنطور که رویای آن را دارد. تجهیز اتحادیه اروپا به 50 هزار نیروی نظامی با هدف مقابله با بحران‌هایی مشابه بحران افغانستان از پیشنهادهای اوست. او عملا گلایه دارد که اروپا فقط در زمان وقوع بحران‌ها دست به اقدام می‌زند و به همین دلیل وقت آن رسیده است که این اتحادیه به نیروی نظامی تجهیز شده و در صورت لزوم قادر به جنگ باشد.

شواهد نشان می‌دهد اتحادیه اروپا به‌دنبال چارچوبی است که به 27 عضو این اتحادیه توان و قابلیت دیپلماتیک و نظامی بیشتری ‌ببخشد و آنچه را که به گفته «ماکرون» رئیس جمهور فرانسه «خودمختاری راهبردی» خوانده می‌شود، بیش از پیش توسعه ‌دهد. از نقطه نظر بورل، این خودمختاری راهبردی باید شامل تشکیل یک نیروی واکنشی مشترک باشد که از قابلیت اعزام و استقرار برخوردار است. او پیش‌بینی می‌کند عراق و منطقه ساحل آفریقا کانون بحران‌های آتی خواهند بود.

فرانسه که هدف مبارزه با تروریسم را دنبال می‌کند در صدد است ابتکاری اروپایی انجام دهد که هدف از آن «اقدام پیش از موعد و حفاظت از این قاره در برابر امواج بزرگ مهاجرین غیر قانونی که باعث ترویج هر نوع قاچاق می‌شوند» ‌باشد. پاریس اعتقاد دارد افغانستان نباید دوباره همانند سابق به «مامنی برای تروریسم» تبدیل شود. اقدامات فرانسه، مبارزه فعال با تروریسم در همه اشکال آن است. پاریس از مداخله نظامی در افغانستان طی سال‌های 2001 تا 2014  حمایت کرده و آن را درست می‌داند.

پاریس جمع‌بندی می‌کند مداخلات نظامی‌به دنبال جایگزینی حاکمیت بر مردم و تحمیل دمکراسی خارجی نیست بلکه به‌دنبال دفاع از ثبات بین‌المللی و امنیت است. فرانسه قصد ندارد گروه طالبان را به رسمیت بشناسد و انتظار دارد که طالبان به وعده‌های خود برای تشکیل دولت «فراگیر و احترام به حقوق و آزادی‌های همه اقشار جامعه افغانستان» عمل کنند. این اصل اساسی سیاست خارجی فرانسه بوده که در افغانستان آن‌را به اجرا گذاشته است.هرساله فرانسه هزاران افغانی که از تعقیب و آزار و جنگ فرار می‌کنند را می‌پذیرد و این سیاست را ادامه می‌دهد. طبق یک نظرسنجی در فرانسه، 54 درصد مردم با پذیرش مهاجرین افغانی موافق و در میان جناح راست افراطی، 91 درصد با پذیرش مهاجرین افغانی مخالف هستند.

بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا در حاشیه نشست مجازی اعضای گروه 7 مدعی شد شرط اصلی توافق گروه 7 این بود که شبه نظامیان طالبان، حتی پس از پایان مهلت 31 اوت، باید اجازه عبور ایمن را برای افغان‌هایی که مایل به خروج از کشور هستند را بدهند. انگلیس اگرچه بارها بر خروج نیروهایش از افغانستان تاکید کرده است اما انتقاد منتقدان بر پیش‌بینی ضعیف در پیروزی بسیار سریع طالبان و خروج آن‌ها افزایش یافته است. جانسون مدعی است انگلیس در حال پشت کردن به افغانستان نیست.

مرکل در مجلس آلمان ضمن اذعان به شکست سیاست غرب در صدور ارزش‌های خود به افغانستان و ناتوانی در خارج کردن همه همکاران محلی ارتش و سایر نهادهای آلمانی از این کشور، این بیست سال پرهزینه و پرتلفات را همراه با دستاوردهای مهم می‌داند و می‌پذیرد که آلمان و متحدانش، از جمله آمریکا سرعت تسلط طالبان بر افغانستان را  دست کم گرفتند. با این همه آلمان راه جداگانه‌ای را طی نمی‌کند و ماموریت این کشور، با خروج آمریکا از افغانستان هم پایان می‌یابد. مرکل خواستار مذاکره با اسلام‌گرایان طالبان برای زمان پس از خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان شده و امیدوار است مردم افغانستان در برابر سرکوب و نقض حقوق انسانی خود به‌وسیله طالبان مقاومت کنند.

مجلس فدرال آلمان برای بررسی تحولات افغانستان، جلسه‌ای با حضور صدراعظم و وزرای خارجه، کشور، دفاع و گروهی از نمایندگان نظامیان برگزار کرد که یکی از پرتنش‌ترین جلسات مجلس بود. هایکو ماس وزیر خارجه آلمان که همچنان به خاطرسیاست‌های آلمان در افغانستان مورد انتقاد است و بعضی از احزاب اپوزیسیون خواستار استعفای او هستند اعتراف کرده که با توجه به پیشروی سریع طالبان ارزیابی نادرستی صورت گرفته است.

دولت ائتلافی مرکل بابت ناکامی در پیش‌بینی سقوط کابل توسط طالبان و بی‌اعتنایی به هشدارهای اولیه درباره تخلیه هزاران کارمند محلی افغان و خانواده‌هایشان و فعالان حقوق‌بشری و سیاستمدارانی که روابط نزدیکی با دولت برلین دارند، به‌شدت مورد انتقاد است. اپوزیسیون پارلمانی، دولت را به شکست و بی‌برنامگی متهم می‌کند. آلمان قصد دارد 5 هزار نیروی محلی افغان را از جمله سیاستمداران، معلمان پزشکان و فعالان حقوق‌بشری را بپذیرد.

ایتالیا از جمله کشورهای اتحادیه اروپا است که در جنگ افغانستان مشارکت داشته و در طول 20 سال گذشته 54 سرباز خود را از دست داده و حدود 700 نفر نیزمجروح داشته است. ایتالیا اعتقاد دارد توازنی که به‌دست آورده است ارزیابی فقط در مورد جنگ در افغانستان نیست، بلکه در مورد 20 سال گذشته و نقشی است که غرب در کل جهان ایفا کرده است. چشم‌انداز آینده ایتالیا به افغانستان، متشکل از دفاع از حقوق اساسی، دفاع از حقوق زنان و حمایت از همه کسانی است که در دفاع از این حقوق در افغانستان قربانی شده‌اند.

یونان که تاکنون به 40 هزار افغان پناهندگی داده، نمی‌خواهد مهاجران بیشتری از افغانستان بپذیرد، تلاش دارد باردیگر به «دروازه موج‌های مهاجرت بی‌قاعده به سوی اروپا» تبدیل نشود. ترکیه به‌عنوان میزبان 5 میلیون پناهجو اعتقاد دارد اروپا وظایف مهمی برای حل‌وفصل مهاجرت غیرقانونی افغان‌ها به‌عهده دارد و باید در اسرع وقت و قبل از تبدیل آن به یک بحران به این موضوع رسیدگی شود. خودداری از برآورده کردن انتظارات ترکیه از سوی اتحادیه اروپا برای به‌روز رسانی مفاد توافق 18 مارس (پرداخت 6 میلیارد یورو به ترکیه برای حضور پناهجویان سوری در این کشور)، بر توانایی همکاری در زمینه مهاجرت تأثیر منفی دارد. اردوغان همواره از پناهجویان به‌عنوان یک اهرم در مذاکرات با اتحادیه اروپا استفاده کرده و از کشورهای غربی گلایه دارد که ترکیه نمی‌تواند بیشتر از این متحمل بار پناهجویان باشد.

اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر با سیل مهاجران مواجه بوده و این امر باعث شده تا این موضوع به بزرگ‌ترین چالش امنیتی اروپا تبدیل شود. طبق آمار منتشر در اتحادیه اروپا، از سال 2015 تاکنون حدود 570 هزار شهروند افغانستانی در کشورهای اروپایی تقاضای پناهندگی کرده‌اند. با توجه به تسلط طالبان بر افغانستان افزایش این درخواست‌ها دور از انتظار نیست و این موضوع اروپا را با چالش‌های امنیتی و اجتماعی روبه‌رو خواهد کرد. این موضوع موجب بازنگری برخی کشورهای اروپایی در قوانین پناهندگی و مهاجرت آن‌ها شده است. اتحادیه اروپا درصدد افزایش حجم تجارت با کشورهای آسیای میانه است و موقعیت جغرافیایی افغانستان در سیاست جدید اروپا در قبال آسیای میانه می‌تواند نقش مهمی ایفا کند.