در عرصه بازاریابی نیز جهان، از نسل چهارم بازاریابی به نسل پنجم وارد شده و مفاهیم جدیدی چون استفاده از هوش مصنوعی برای اتوماسیون بازاریابی، بازاریابی چابک، فنّاوری زمینه‌ای، آینده تجربه مشتری یا CX، بازاریابی واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، بازاریابی داده محور و پیشگویانه و… متولد گشته است. این امر بدین معناست که عرصه تولید و بازاریابی جهانی در تمام جهان بایستی نوسازی شود و این امر احتیاج به سرمایه‌گذاری کشورها دارد.

اقتصادهای جهان، نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای نوسازی اقتصاد خود مبتنی بر نسل جدید تولید و بازاریابی جهانی هستند و کشورهایی که از این رقابت عقب بمانند، بایستی سلطه کشورهای پیشرو را در این حوزه بپذیرند و همواره نیازمند واردات فناوری‌ها و علوم نسل جدید از کشورهای توانمند خواهند بود.

یکی از واقعیت‌های موجود در انقلاب صنعتی پیش رو، گره خوردن هوش مصنوعی و انجام کلیه فعالیت‌های ممکن با استفاده از ربات‌های خودکنترل است. هوش مصنوعی به دلیل این‌که می‌تواند ظرفیت‌های انسانی را مانند استدلال، برنامه‌ریزی، ارتباط و درک متقابل، با هزینه‌ای پایین و بهره‌وری بالا و به شکلی مؤثر به کار گیرد، می‌تواند جایگزینی برای انسان در بسیاری از زمینه‌ها باشد و خطای انسانی را به حداقل کاهش دهد.

 

چین و فناوری‌های نوین

چین به‌عنوان کشوری قدرتمند در عرصه اقتصادی که در تمام ابعاد توسعه اقتصادی در حال رقابت تنگاتنگی با کشورهای غربی است، می‌تواند یکی از بهترین گزینه‌های ایران باشد. تولید ناخالص داخلی چین بالغ‌بر 14 تریلیون دلار است و با توجه به رشد میانگین 6 درصدی این کشور، می‌توان گفت فاصله چندانی با اقتصاد 21 تریلیون دلار ایالات‌متحده آمریکا ندارد. همچنین در طی دهه‌ها رونق تولید و جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، اکنون با مازاد سرمایه بسیار عظیمی روبه‌رو است. تنها در سال‌های 2005 تا 2019 چین بیش از 815 میلیارد دلار در پروژه‌های عمرانی سایر کشورها سرمایه‌گذاری کرده است. درمجموع این کشور 1.23 تریلیون دلار سرمایه‌گذاری را در طی این سال‌ها انجام داده است و بیش از 80 درصد از این سرمایه‌گذاری را کشورهای جنوب (کشورهای با درآمد پایین و متوسط) جذب کرده‌اند. (1)

چین در عرصه هوش مصنوعی، فناوری‌های تولید، بازاریابی و زیرساخت‌های فروش در سراسر جهان، در حال فتح قله‌ها یکی پس از دیگری است. به‌طوری‌که اکنون یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های فروش آنلاین جهانی یعنی Alibaba متعلق به چین است و در سایر حوزه‌ها نیز شرکت‌های قدرتمندی چون petroChina، china construction bank، CITIC Group، China life insurance Co و… در حال فعالیت هستند. در عرصه فنّاوری نیز شرکت‌های بزرگی چون Baidu، Xiaomi، Huawei، ByteDance و غیره از سردمداران فنّاوری جهانی هستند و ارزش این شرکت‌ها بالغ‌بر 4 تریلیون دلار برآورد شده است. این رقم زمانی جالب می‌شود که پیش‌بینی می‌شود در پنج سال آینده ارزش بازار این شرکت‌ها حتی از بازار 7 تریلیون دلاری شرکت‌های فناوری آمریکا چون اپل، مایکروسافت، آی بی ام و… بیش‌تر شود.

در حال حاضر چین در حوزه هوش مصنوعی، رتبه اول جهان را دارد و در نظر دارد که در ذیل برنامه «ساخت چین، 2025»، تمام صنایع چینی را باهوش مصنوعی با یکدیگر مرتبط نموده و ارتقا دهد. همچنین چین درصدد است که با به‌کارگیری هوش مصنوعی در حوزه نظام سلامت، مانند توسعه «ربات‌های دکتر»، تحول عظیمی در این حوزه برقرار کند. با توجه به نوع ساختار حاکمیتی چین، این کشور می‌تواند با استفاده از هوش مصنوعی، سیاست کنترل مرکزی خود را به‌صورت محلی به شکلی گسترده افزایش دهد. جنگ تجاری میان چین و آمریکا نیز درواقع، سیاستی هجومی از طرف آمریکا برای مقابله با برتری و توسعه فناورانه چین به‌خصوص در حوزه هوش مصنوعی است.(2)

 

نتیجه‌گیری

ایران نیز از منظر فنّاورانه، نیازمند رشد اقتصادی توأم با توسعه زیرساخت‌های فناورانه تولید و بازاریابی خود است و در این حوزه بایستی از دانش و تجربه کشورهای پیشرو و البته سرمایه‌گذاری‌های عظیم خارجی این کشورها استفاده کند.

در این میان، نقش چین برای ایران ازلحاظ فناورانه حائز اهمیت است. شنیده‌ها حاکی از آن است که همکاری درزمینه فناوری و ارتباطات راه دور، نسل پنجم ارتباطات از راه دور، پروژه‌های مشترک توسعه و تقویت زیرساخت‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی و البته مهم‌ترین آن‌ها یعنی ساخت شهرهای هوشمند در سواحل مکران بخشی از چارچوب سند همکاری های جامع راهبردی است. لذا این سند ارزشمند می‌تواند زمینه‌ساز توسعه فناوری‌های نوین ایران به‌خصوص در حوزه هوش مصنوعی شود و تحولات شگرفی را رغم بزند. دولت ایران، بایستی با برنامه‌ریزی پیوسته، به ارتقای جایگاه ایران در فناوری‌های نوین چون هوش مصنوعی بپردازد.

ایجاد روابط پایدار میان شرکت‌ها و مراکز آموزش عالی ایرانی و شرکت‌ها و مؤسسات برتر آموزش عالی چینی بایستی در دستور کار سیاست‌گذاران قرار گیرد. در این میان با توجه به اهمیت انتقال فناوری، بایستی شرکت‌های داخلی ملزم شوند که تنها تحت چارچوب و ساختار‌های معینی مانند قراردادهای آفست (تعادلی)، فرانشیز، مشارکت مدنی (جوینت ونچر) و بیع متقابل به بستن قراردادهای تجاری اقدام کنند و این ساختارها به‌گونه‌ای تنظیم شوند که انتقال دانش و فناوری‌های تجاری و ارزشمند را در زمان انجام پروژه، به شرکت‌های داخلی منتقل کنند.

منابع: