در مهر سال جاری نیز اعضای اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم‌های جدید علیه روسیه به توافق رسیدند. بر اساس این توافق 6 نفر از مقامات ارشد دستگاه امنیتی روسیه به بهانه آنچه «دست داشتن در مسموم کردن الکسی ناوالنی» خوانده شده، تحریم و از حق ورود به کشورهای عضو اتحادیه اروپا محروم ‌شدند. شواهد نشان می‌دهد برای اعمال فشار بیشتر و تحریم‌ها علیه روسیه در میان اروپا دودستگی ایجاد شده است. گروهی بر این باورند که اروپا در زمینه مشکلات آب‌و‌هوایی، بحران اوکراین و در بسیاری از زمینه‌های دیگر به روسیه نیاز دارد و نباید بین غرب و روسیه دیوار جدیدی کشیده شود.

روسیه نیز متقابلا هشدار داده است کسانی در کشورهای غربی عهده‌دار سیاست خارجی هستند که نیاز به گفتگوی محترمانه را درک نمی‌کنند؛ شاید نیاز باشد که روسیه برای مدتی با آن‌ها ارتباطی نداشته باشد و اگر به ادعای رئیس کمیسیون اروپا همکاری ژئوپولیتیک با دولت روسیه کارساز نیست، همینطور خواهد شد. روسیه در مجموع محدودیت‌های اعمال شده علیه این کشور را اقدامات غیرقانونی و یکجانبه می‌داند و اعتقاد دارد فقط یک مرجع در جهان مجاز به اعمال مجازات است که آن هم شورای امنیت سازمان ملل است.

اروپا همیشه منتقد جدی حقوق‌بشر در روسیه بوده و این موضوع را در جریان مسمومیت ناوالنی و سپس دستگیری او پس از بازگشت به مسکو نشان داده است. جوزپ بورل، از بازداشت‌های گسترده در جریان اعتراضات طرفداران ناوالنی در روسیه و استفاده از زورعلیه معترضان و روزنامه‌نگاران ابراز تأسف کرده است. به باور او مردم باید از حق اعتراض بدون ترس از سرکوب برخوردار باشند و روسیه باید به تعهدات بین‌المللی خود احترام بگذارد. اعتراض بورل اندکی پیش از سفر او به مسکو برای درخواست آزادی ناوالنی و بحث در مورد عادی‌سازی روابط بین مسکو و اتحادیه اروپا صورت می‌گیرد. این اولین سفر یک دیپلمات عالی‌رتبه اروپایی به روسیه از سال 2017 است.

مسکو نیز در پاسخ فشارهای حقوق بشری اروپا و آمریکا از سیاست‌های اعمال شده از سوی کشورهای اتحادیه اروپا انتقاد و اعلام کرده است «وخیم شدن اوضاع اقتصادی جهان، ناشی از یک مدل اقتصادی لیبرال غربی است که باعث رشد تحمل‌ناپذیر تبعیض‌های اجتماعی، نژادی و قومی در کنار دیگر تنش‌ها، حتی در کشورهایی با نهادهای مدنی و دموکراتیک به ظاهر دیرپا شده است. فشار زیادی بر کشورهایی وارد است که با نقش کنترل کنندۀ ماهواره‌ها، تحریم‌های نامشروع و محدودیت‌ها در حوزه‌های مالی، فناوری و اطلاعات مخالف هستند. دورانی که در راه ایجاد یک نظم متمرکز جهانی و تک قطبی تلاش می‌شد، به پایان رسیده است.»

موضوع لزوم توقف و یا پیشبرد پروژه گازی نورد استریم 2 به مدیریت شرکت «گازپروم» غول انرژی روسیه به‌ویژه در آلمان داغ شده است. در شرایطی که گروهی از مقامات آلمانی خواستار تکمیل پروژه خط لوله انتقال گاز هستند و حتی گفته می‌شود 90 درصد آن به اتمام رسیده است، این پروژه را برای تامین انرژی آینده آلمان و اروپا بسیار مهم می‌دانند و حتی اعتقاد دارند نباید موضوعات گوناگون را به هم ربط داد؛ اما گروهی دیگر خواستار موضع سختگیرانه‌تر در قبال مسکو هستند و توصیه می‌کنند که اروپا نباید به مسکو و گاز روسیه وابسته شود. حتی این امر می‌تواند به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد.

اتحادیه اروپا در سال جاری در خصوص ممانعت از اِعمال تحریم‌های فراسرزمینی که آمریکا علیه شرکت‌هایی به جریان انداخته‌ که در ساخت پروژه نورد استریم 2 مشارکت داشته‌اند، با ابزارهای جدیدی خود را برای آینده آماده می‌کند. شواهد نشان می‌دهد جو بایدن مانند ترامپ با پروژه نورد استریم 2 که از 20 دسامبر سال گذشته روند آن به دلیل تحریم‌های آمریکا عملا کند شده است، مبارزه خواهد کرد. او معتقد است نورد استریم 2 از اساس «معامله‌ای بد برای اروپا» است. از دید آمریکا، این خط لوله منجر به وابستگی زیاد اروپا به روسیه می‌شود. موضوع اختلافات برسر خط لوله فوق، روابط را در مجموع تیره کرده و این خط لوله‌گاز گروگان ژئوپلیتیک شده است. این پروژه سالانه 55 میلیارد متر مکعب گاز را از روسیه از طریق دریای بالتیک به آلمان می‌رساند. آمریکا می‌خواهد گاز تولیدی خود را در بازارهای اروپایی به فروش برساند، از این رو علیه این پروژه تحریم‌هایی اعمال و متحدان اروپایی خود را مجبور به قطع همکاری با روسیه می‌کند. نظریه دیگر این است که این لوله‌گذاری بحث‌برانگیز نباید تبدیل به تنش و مانع از سرگیری روابط دو سوی آتلانتیک تحت ریاست بایدن شود.

بسیاری از کشورهای اروپای شرقی احساس می‌کنند با این پروژه، منافعشان خدشه‌دار خواهد شد. کمیسیون اروپا نیز ایرادات اساسی گرفته است. از دیدگاه بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا «از دیدگاه اروپایی‌ها نورد استریم 2 یک پروژه مشترک نیست، بلکه پروژه‌ای است که تنها در دستان آلمان قرار دارد.» اگر مسئله ایدئولوژی را از نورد استریم 2 کنار بگذاریم، آن وقت آشکار می‌شود که نکات زیادی در پس این اختلاف پنهان است. موافقان این خط لوله از جمله گرهارد شرودر، صدراعظم اسبق آلمان معتقدند این پروژه به منظور تامین انرژی نسل آینده در حال ساخت است و حملات به روسیه با نظر اکثریت جامعه آلمان همخوانی ندارد. گاز مایعی که آمریکا می‌خواهد به آلمان صادر کند، آلودگی زیست محیطی دارد و گران‌تر است.

پیش‌بینی می‌شود آمریکایی‌ها که نگران بازار فروش خود برای گاز مایع و منافع امنیتی کشورهای اروپایی شرقی هستند، به تحریم‌هایی که در دسامبر 2019 علیه شرکت‌های درگیر در این پروژه اعمال شده بود، نه تنها پایان ندهند، بلکه حتی ممکن است برای تشدید تحریم‌ها، اروپا را تشویق به تحریم‌های بیشتر علیه روسیه کنند. بی‌شک مصرف بالا و نیاز روزافزون اتحادیه اروپا به انرژی به علت کمبود منابع و نیاز به واردات انرژی به‌خصوص از روسیه به‌عنوان بزرگ‌ترین دارندۀ منابع گازی جهان عاملی است که مسکو می‌تواند از قدرت ژئوپلیتیکی‏اش به‌عنوان ابزاری برای اجرای اهداف مدنظر خود در حوزۀ سیاسی و اقتصادی استفاده کند.

در سال‌های اخیر روابط اقتصادی مسکو و بروکسل ضعیف‌تر شده است. ضعف روسیه همچنان اقتصاد است که در رکود قرار دارد. سهم روسیه در اقتصاد جهانی سال به سال کاهش یافته و اهمیت مسکو به عنوان شریک اقتصادی بروکسل به تدریج رو به کاهش است. روسیه و اتحادیه اروپا سال‌هاست نسبت به یکدیگر سیاست انتظار را در پیش گرفتند و هریک منتظرند دیگری گام نخست را بردارد، یا به اشتباه گذشته خود اعتراف کند و یا در رویکردهای گذشته خود تجدید نظر کنند.

اتحادیه اروپا و روسیه در شمار بیشترین آسیب‌دیدگان ناشی از ویروس کرونا هستند. با این حال، اتحادیه اروپا هیچگونه کاهشی در تحریم‌هایش علیه مسکو به دنبال این بیماری پیش‌بینی نکرده است. به قول آنگلا مرکل، اتحادیه اروپا «با جدی‌ترین بحران از زمان موجودیت خود» مواجه شده است. در بروکسل هنوز آمادگی لازم برای بحث جدی پیرامون راهبرد اتحادیه اروپا در رابطه با مسکو وجود ندارد. در حوزه اقتصادی نیز مشکلات بیشتری بین روسیه و اتحادیه اروپا پدید آمده است. افت شدید قیمت نفت، اساس صادرات روسیه به اروپا را بر هم زده و کاهش ناشی از درآمدهای اعمال تحریم‌های جدید آمریکا علیه مسکو، شرکت‌های اروپایی را مجبور به تبعیت از آن کرده است.

اگرچه انتظار طبیعی آن است که روابط روسیه و اتحادیه اروپا در برهه‌ای بهبود یابد، اما همزمان به دلیل موضوع مسمومیت الکسی ناوالنی و سپس حمایت آشکار کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، انگلیس، چک، کانادا و آمریکا از آزادی بدون هیچ قید و شرط ناوالنی، این روابط بسیار شکننده خواهد بود. اتحادیه اروپا، رئیس پارلمان اروپا و رئیس کمیسیون اروپا نیز ضمن درخواست آزادی ناوالنی، برخورد مسکو با معترضان را مورد انتقاد قرار داده‌اند. این حرکت منفی‌گرایی اروپایی نسبت به کرملین همچنان ادامه خواهد یافت. اگر اتحادیه اروپا و جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا به جبهه‌ای متحد تبدیل شوند، روابط اتحادیه اروپا و روسیه ثابت یا احتمالاً خراب‌تر خواهد شد. در صورت تحقق این روند، مسکو برخلاف گذشته که به توسعه روابط با قدرت‌های غربی توجه ویژه‌ای داشت به دلیل افزایش اختلافات با اروپا و تیرگی روابط با غرب تلاش می‌کند مناسبات خود را با دیگر کشورها از جمله چین و ایران افزایش دهد.