در مقاطعی در اتحادیه عرب، مسئله فلسطین به حدی قداست داشت و مورداحترام ملل عربی بود که مصر را به خاطر حضور در کمپ دیوید و اتخاذ مواضع همسو با رژیم صهیونیستی از اتحادیه عرب اخراج کردند، اما امروز، روند سابق در بین برخی حکام خائن عربی، معکوس شده است و بعضاً نیز کسانی از اتحادیه عرب رانده می‌شوند که مواضع همسو با فلسطین دارند! درهرحال، عادی‌سازی رسمی و علنی‌سازی روابط عربی – اسرائیلی، روندی بسیار خطرناک و دارای پیامد است که تبعات آن در گام نخست دامن‌گیر حکامی خواهد شد که دست دوستی به‌سوی رژیم صهیونیستی دراز کرده و به ایجاد مناسبات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و غیره با این رژیم پرداخته‌اند.

عادی‌سازی روابط برخی دولت‌های عربی با رژیم صهیونیستی در اصل یک پروژه آمریکایی – اسرائیلی است که مدیریت و هماهنگی بخش‌‌های مهمی از آن در منطقه به عربستان سعودی سپرده شده است، ضمن اینکه عربستان نیز به‌عنوان یکی از کشورهای هدف در عادی‌سازی رسمی روابط با رژیم صهیونیستی تعریف شده است. چراکه ازنظر آمریکا و رژیم صهیونیستی، دربار سعودی با توجه به برخورداری از منابع مالی و توان لابی‌گری و همراه‌سازی کشورهای دیگر که در ابتدای تجاوز به یمن خود را نشان داد، می‌تواند نقش مؤثری دربرداشتن موانع پیش روی روابط دو یا چندجانبه رژیم صهیونیستی با دولت‌های عربی داشته باشد.

همان‌گونه که اشاره شد، عربستان سعودی مهم‎ترین کشور عربی است که در نوبت علنی‌سازی رسمی روابط با رژیم صهیونیستی قرار دارد. جرد کوشنر داماد و مشاور ارشد ترامپ نیز در روزهای گذشته و هم‌زمان با موافقت مغرب برای عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، در این رابطه بدون اشاره به جزئیات بیشتر، اظهار داشته است «روابط اسرائیل با عربستان نیز قطعی است».

در این‌که دو طرف سعودی و اسرائیلی علاقه‌مند به علنی‌سازی روابط دوجانبه هستند شکی نیست، اما این موضوع برخلاف دیدگاه‌ها و اصرارهایی که در آمریکا و رژیم صهیونیستی وجود دارد و به‌نوعی دنبال این هستند که این رابطه هرچه سریع‌تر رسمیت پیدا کند تا بتوان از آن برای برخی اهداف سیاسی و غیره استفاده کرد، چندان ساده نیست؛ چراکه در دو عرصه بیرونی و داخلی با محدودیت‌ها و موانع جدی مواجه است.

هر کشور عربی برای برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی باید از سه مرحله عبور کند: 1- پذیرش و ایجاد روابط امنیتی و سیاسی پنهان؛ 2- پذیرش عادی‌سازی روابط در فضای نخبگانی و تبیین لزوم آن برای جامعه؛ 3- حساسیت‌زدایی اجتماعی و شکستن قبح و زشتی رابطه با رژیم صهیونیستی که مهم ترین بخش از فرایندعادی سازی است. مرحله نخست نه‌تنها در مورد عربستان بلکه در ارتباط با برخی دولت‌های دیگر عربی از سال 2000 میلادی به این‌سو تحقق یافته است و این دولت‌ها به اقدام به برقراری مناسبات غیرعلنی و غیررسمی با تل‌آویو کرده‌اند.

اما در زمینه تحقق مرحله دوم و مرحله سوم در عربستان ملاحظات جدی وجود دارد. هنوز بخش قابل‌توجهی از مقامات فعلی و سابق و نخبگان سیاسی و امنیتی در عربستان پیرامون توافق با رژیم صهیونیستی ملاحظات و مخالفت‌های جدی دارند. اینکه به فاصله دو هفته پس از دیدار ناگهانی نتانیاهو و بن سلمان، «ترکی الفیصل» از شاهزادگان مطرح سعودی در نشست گفت‌وگوهای منامه و در حضور وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به‌شدت به رژیم صهیونیستی انتقاد می‌کند و آن را قدرت استعمارگر غربی می‌نامد که فلسطینیان را در بازداشتگاه‌های نظامی نگه می‌دارد، صدای مخالف بخشی از نخبگان و مقامات سابق سعودی است که نباید دستکم گرفته شود. نمی‌توان به‌راحتی از کنار سخنان ترکی الفیصل که به مدت ۲۰ سال رئیس سازمان اطلاعات سعودی بود، عبور کرد. وی همچنین سفارت ریاض در لندن و واشنگتن را در دست داشت و تاکنون دیدارهای غیررسمی متعددی با صهیونیست‌ها داشته است.

در ارتباط با مرحله سوم که در حقیقت مرحله اصلی هم است، عربستان سعودی با یک مانع و چالش جدی به نام جامعه و افکار عمومی مواجه است. کما اینکه عربستان که با توجه به‌قرار داشتن مکه و مدینه در آن از یک شأنیت دینی و تاریخی برخوردار است، کشوری است که حساسیت‌های اجتماعی، اعتقادی و اسلامی در آن به‌ویژه در مناطق شیعه‌نشین نسبت به روابط با رژیم صهیونیستی بسیار بالاست. اهمیت این موضوع به‌اندازه‌ای است که چندی پیش خلیج آنلاین با انتشار گزارشی در رابطه با بحث توافق عربستان و رژیم صهیونیستی، به نقل از یکی از واسطه‌های توافق امارات و رژیم صهیونیستی که از ولیعهد سعودی در مورد دلیل خودداری از عادی‌سازی رسمی روابط با رژیم صهیونیستی سؤال کرده بود، از زبان ولیعهد سعودی «بیم از هرج‌ومرج داخلی» را یکی از ملاحظات جدی وی در زمینه توافق با رژیم صهیونیستی اعلام کرده بود.

در این زمینه حتی نظرسنجی‌های انجام شده نیز چشم‌انداز مثبتی پیش روی عادی‌سازی روابط عربستان و رژیم صهیونیستی نمی‌گذارد. به‌طوری‌که سمدار بیری کارشناس امور عربی در آبان ماه با انتشار مقاله‌ای در روزنامه یدیعوت آحرونوت نوشته بود «برخی اطلاعات اسرائیلی‌ها را غافلگیر می‌کند چراکه تنها 9 درصد از شهروندان عربستانی با عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی موافق هستند، 3 درصد نیز در این خصوص اظهار بی‌اطلاعی کرده و باقی افراد با این مسئله مخالفت کرده‌اند. 60 درصد از شرکت‌کنندگان عربستانی در این نظرسنجی در پاسخ به چرایی این انتخاب خود تأکید کرده‌اند فلسطینیان برای آن‌ها مهم‌تر از رژیم صهیونیستی هستند، همچنین 30 درصد از آن‌ها نیز نسبت به رژیم صهیونیستی اظهار بی‌اعتمادی کرده‌اند و 10 درصد باقی‌مانده نیز به این سؤال پاسخ نداده‌اند»؛ بنابراین بااینکه در سال‌های اخیر جامعه عربستان با تغییرات مهم اجتماعی و اقتصادی و مدنی همراه بوده است، اما این به معنای همراهی جامعه با طرح توافق با رژیم صهیونیستی نیست.

به این موانع و چالش‌ها باید ملاحظات اقتصادی را نیز اضافه کرد؛ به این معنا که دربار سعودی بیم آن را دارد که سازش با تل‌آویو، جایگاه مذهبی عربستان را به‌عنوان کشوری که مکه و مدینه در آن قرارگرفته و سالانه میلیون‌ها عمره‌گزار و حاجی را به خود جذب می‌کند، به خطر بیندازد و هم‌زمان آثار منفی اقتصادی در پی داشته باشد. این موضوع به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد نفتی عربستان به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و همه‌گیری کرونا و فساد اقتصادی داخلی با برخی بحران‌های متعددی مواجه است، از اهمیت بالایی برخوردار است.

در پایان باید تأکید کرد، هزینه سازش عربستان و رژیم صهیونیستی به‌مراتب بالاتر از سایر کشورهای عربی است. با اینکه بن سلمان ولیعهد سعودی نگاه مثبتی به سازش با رژیم صهیونیستی دارد، اما رهبران و مقامات سابق و فعلی عربستان حتی ملک سلمان به دیدگاه‌های سنتی خود نسبت به فلسطین و رژیم صهیونیستی پایبند هستند. این در حالی است که بحث افکار عمومی و حساسیت‌های موجود در این زمینه در کنار پیامدهای اقتصادی که می‌تواند برای دربار سعودی دارای پیامد شود، امکان پیشبرد عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی و سعودی را ضعیف کرده است.