موج جدید و بزرگ دستگیری شاهزادگان در عربستان سعودی که رسانه‌های غربی آن را پوشش گسترده داده ­اند را باید نقطه عطفی در فرآیند انتقال قدرت در خاندان آل سعود به‌حساب آورد. فارغ از صحت‌وسقم این اخبار که همچنان با گمانه ­زنی­ ها و تائید و تکذیب­ ها همراه است، توجه به ساختار سیاسی کنونی عربستان و منطق مناسبات قدرت در دوره محمد بن سلمان ولیعهد سعودی ضروری است که از سال 2017 با کنار زدن محمد بن نایف ولیعهد سابق و پاک‌سازی‌های گسترده مقامات و شاهزادگان، بیش از هر زمان دیگری قدرت میل به تمرکز و شخصی شدن پیدا کرده است. در این یادداشت به سه سناریو در رابطه با این اقدامات و تحولات کنونی اشاره شده است.

 

سناریوی اول: کودتا

اتهام کودتا و خیانت بزرگ کلیدواژه­ای بود برای دستگیری دو چهره اصلی در خاندان آل سعود که محمد بن سلمان از زمان به قدرت رسیدن پدرش در سال 2015 همواره با آن مواجه بوده و محمد بن نایف و احمد بن عبدالعزیز را رقبایی سرسخت در روند به تخت نشستن خود قلمداد کرده است. فارغ از این مسئله، موضوع مهم‌تر میزان قدرت و محبوبیت این دو چهره در دربار سعودی و در بین مردم است که همواره بن سلمان از آن احساس خطر کرده است، چرا که او از این میزان محبوبیت و شایستگی در بین شاهزادگان برخوردار نیست.

مسئله دیگر که تا حدی اقدام به کودتا را واقعی­ تر می­سازد، جایگاه بن ­نایف و احمد و شبکه ارتباطات قوی آنها با شاهزادگان و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در عربستان است. احمد بن عبدالعزیز نزدیک به چند دهه معاون نایف بن عبدالعزیز برادر سدیری خود در وزارت کشور بود و بعد از مرگ نایف نزدیک به دو سال وزیر کشور عربستان در اواخر دوره ملک عبدالله شد. محمد بن نایف نیز بعد از برکناری احمد به وزارت کشور رسید و در دوره ملک سلمان نیز این پست را در اختیار داشت. نقش نایف در سرکوب القاعده در داخل عربستان و ارتباطات قوی با خاندان آل شیخ و همچنین محبوبیتی که در آمریکا پیدا کرد، باعث شد تا او اصلی­ ترین چهره برای پادشاهی عربستان باشد.

مضاف بر این در مقطع کنونی سعود بن نایف برادر محمد، امیر استان نفت­ خیز و شیعه ­نشین شرقیه است و پسر او عبدالعزیز وزیر کشور عربستان سعودی است. نام نواف بن نایف برادر ناتنی محمد بن نایف نیز در این دستگیری‌ها اعلام شده است. از این منظر اگر فرض را بر این بگیریم که احمد بن عبدالعزیز به همراه برادرزاده‌های خود قصدی برای کودتا داشته ­اند، از این پتانسیل برخوردار بوده و هستند که بتوانند ولیعهدی و پادشاهی آینده بن سلمان را به چالش بکشند؛ اما با توجه به حصر خانگی بن نایف از ژوئن 2017 و عدم وجود علامتی مبنی بر تحرک احمد بن عبدالعزیز، اتهام کودتا صرفاً کلیدواژه­ای برای از میان برداشتن رقبای سرسخت است.

 

سناریوی دوم: دستگیری با نظارت پادشاه

سناریوی دوم براین اساس متکی است که موج دستگیری­ها با نظارت پادشاه صورت گرفته و احکام صادره از سوی ملک سلمان ابلاغ شده است. بخصوص که کلیه عزل و نصب­ ها از سال 2015 همگی توسط پادشاه صورت گرفته با این منطق که پسر خود را به پادشاهی آینده برساند. قدرت این سناریو از این نظر است که ملک سلمان با چند ابزار سرکوب، تطمیع، اجماع نسبی و خرید وفاداری، شاهزادگان را متقاعد کرده که ساختار پیرسالاری عربستان نیازمند تحرک توسط یک شاهزاده جوان از خاندان سدیری است که همزمان با تمامیت سرزمینی، بقای پادشاهی و حفظ قدرت در خاندان سعودی ارتباط وثیقی دارد.

 

سناریوی سوم: کناره‌گیری یا مرگ پادشاه

و سناریوی سوم که تا حدی ضعیف‌تر است این استدلال را مطرح می­کند که موج دستگیری­ ها با وفات پادشاه یا کناره­گیری او صورت گرفته و محمد بن سلمان برای اینکه در روند بیعت شاهزادگان با او به‌عنوان پادشاه جدید اختلال ایجاد نشود، احمد و محمد را دستگیر کرده تا بدون خطر و با مشروعیت به تخت پادشاهی برسد؛ اما حضور ملک سلمان یک روز پس‌ازاین گمانه ­زنی ­ها در شبکه­ های خبری این سناریو را تا حدی به حاشیه برد؛ اما هم‌زمان و به دلیل شکننده بودن انتقال قدرت به بن سلمان پس از مرگ پدرش، محتمل خواهد بود که این روند در زمان حیات ملک سلمان و با کناره ­گیری او به نفع محمد و با حمایت آمریکایی­ ها صورت بگیرد تا چالش ­های جانشینی در دربار سعودی با کمترین هزینه محقق شود، اگرچه این فرآیند مجدداً بدعتی تازه در منشور ملک عبدالعزیز بنیان گزار عربستان سعودی است.