اگرچه در ماه‌های اخیر اخبار مذاکرات ایران با طالبان منتشر شده، اما واقعیت این است که مذاکرات ایران با طالبان از اوایل سال 1395 و با سفر ملا اختر منصور از مقامات ارشد طالبان به تهران شکل گرفته بود.

در آن مقطع هدف اصلی این مذاکرات، یادآوری خطر داعش برای آینده افغانستان و ممانعت از انتقال این گروه تروریستی به افغانستان و ادغام با طالبان بود. در این سفر به ملا اختر منصور گفته شد که داعش دست پرورده آمریکاست و به نیابت از واشنگتن، اهداف کاخ سفید در افغانستان را دنبال می‌کند.

با این مقدمه، در رابطه با ملاحظات ایران برای مذاکره با طالبان نکات زیر قابل توجه است:

  1. از سال 2001 که نیروهای ناتو در افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم وارد افغانستان شدند، یکی از اهداف جدی آمریکا، حذف جمهوری اسلامی ایران از روند تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان بود. این هدف در مذاکره آمریکا با طالبان نیز دنبال می‌شود؛ با این تفاوت که واشنگتنسعی دارد نقش عربستان و امارات را در گفت‌وگو با طالبان افزایش دهد. در ماه‌های اخیر عربستان و امارات به نیابت از آمریکا، با دعوت از طالبان به دنبال ایجاد یک روند جدید در مذاکرات هستند، روندی که به زعم آنان، کشورهایی چون ایران، روسیه و چین را به حاشیه خواهد برد. در روند جدید، طالبان باید بپذیرد که منافع آمریکا را حفظ کرده و از ضربه زدن به نیروهای آمریکائی اجتناب ورزد.
  2. آمریکا رویکرد روشن و شفافی برای گفت و گو با طالبان نداشته و به دنبال بهره‌برداری ابزاری از مذاکرات به اصطلاح صلح است. مقامات طالبان به درستی معتقدند که وجود نیروها و پایگاه‌های آمریکایی عامل بی‌ثباتی و جنگ در افغانستان است و تا وقتی نیروهای آمریکایی در افغانستان حضور دارند این کشور روی آرامش را نخواهد دید. واقعیت این است که در حال حاضر داعش بخش‌هایی از افغانستان را ناامن کرده است و طالبان به خوبی می‌داند که داعش با کمک آمریکا به افغانستان منتقل شده است. در عین حال دولت ترامپ قصد دارد با اعلام خروج نیروهای خود از افغانستان و توافق با طالبان، دستاوردی برای سیاست خارجی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایجاد کند. در واقع مذاکره با طالبان، یک تاکتیک برای موفقیت ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری است. طالبان از این تاکتیک آمریکا نیز باخبر است. بنابراین دیوار بی اعتمادی بین طالبان و آمریکا بلند است و بعید به نظر می‌رسد در سایه مذاکرات آمریکا با طالبان، شاهد استقرار صلح باشیم.
  3. آمریکا اگرچه ظاهرا از ضرورت حضور دولت افغانستان در مذاکرات صلح استقبال می‌کند، اما در پیش‌نویس متن توافقنامه از عبارت امارت اسلامی افغانستان استفاده کرده است. این اقدام به معنای مشروعیت بخشیدن به دولت مورد نظر طالبان و نقض حاکمیت دولت قانونی افغانستان است. حضور ترامپ در پایگاه نظامی بگرام و عدم ورود به پایتخت افغانستان، موید این نظریه است. بی اعتنایی‌های سیاسی آمریکا به دولت اشرف غنی نیز در همین رابطه تحلیل می‌شود.
  4. جمهوری اسلامی ایران سیاست و رویکرد شفافی نسبت به تحولات افغانستان داشته و حاکمیت دولت افغانستان و نهادهای قانونی در این کشور را به رسمیت می‌شناسد.تهران طرفدار انجام گفت و گوهای افغانی- افغانی، بدون دخالت کشورهای خارجی است و راهبرد اصلی خود از مذاکره با طالبان را تشویق این گروه برای پیوستن به این گفت‌وگوها می‌داند. به همین دلیل است که مذاکرات ایران با طالبان همواره با اطلاع دولت افغانستان بوده و مقامات رسمی این کشور از نتایج مذاکرات مطلع شده‌اند. ایران برخلاف آمریکا و متحدان عرب آن، به دنبال برقراری صلح عادلانه در افغانستان است و اعتقاد دارد صلح بدون عدالت، پایدار نخواهد بود.
  5. ایران انتقال داعش از سوریه و عراق به افغانستان را از سیاست‌های آمریکا برای تامین منافع خود می‌داند و پیوند داعش با طالبان را نه تنها در جهت تامین امنیت افغانستان نمی‌داند، بلکه آن را موجب ایجاد ناامنی در منطقه تلقی می‌کند. ایران به هیچ‌وجه حضور داعش را در پیرامون خود تحمل نمی‌کند و ترجیح می‌دهد در افغانستان بدون رویکرد نظامی و از طریق مذاکره با دولت و گروه طالبان، مانع قدرت گرفتن داعش گردد.

موارد فوق الذکر از مهم‌ترین عناصر محاسبات ایران برای گفت‌وگو با طالبان است. ایران نمی‌تواند نسبت به آینده همسایۀ همزبان خود بی‌تفاوت بماند. در عین حال استقرار صلح عادلانه و پایدار در افغانستان بدون همکاری ایران محقق نخواهد شد. راهبرد ایران باید بر تداوم مذاکرات با دولت قانونی افغانستان و گروه طالبان و با در نظر گرفتن دیدگاه دیگر گروه های موثر استوار باشد.

جمهوری اسلامی ایران در سایه این راهبرد می‌تواند نقشی کلیدی برای کمک به تحقق بزرگ‌ترین آرزوی مردم افغانستان، یعنی استقرار صلح و ثبات در این کشور ایفا نماید.