بعد از حملات یازده سپتامبر، اروپا با این واقعیت سخت روبرو شد که باید برای تهدیداتی که از خارج نزدیک متوجه این قاره است، تدابیری نو بیندیشد؛ زیرا شکل و جنس تهدیداتی مانند حملات تروریستی و رشد حرکات و اقدامات افراطی به شکلی است که موجودیت ناتو، توانایی و قابلیت مبارزه با همه انواع تهدیدات تروریستی را ندارد و برای چنین تهدیداتی طراحی نشده است.

همچنین همزمان با اوج‌گیری اقدامات داعش در عرصه اروپا این نگرانی ایجاد شد که شکل جدید تهدید با تجربه‌های پیشین این اتحادیه همخوان نیست و اروپا آمادگی مقابله با این سطح گسترده از عملیات‌ موفق تروریستی را ندارد. در این راستا تلاش‌های غیرمتمرکزی توسط هر یک از کشورها با تمرکز بر حوزه فناوری، دیوارهای امنیتی و مرزهای هوشمند شکل گرفت، اما نتوانست تهدید اصلی را دفع کند.

در همین حال، با گذشت زمان، با اراده کشورهای منطقه‌ای حاضر در متن تهدید، یعنی جمهوری اسلامی ایران و روسیه، شاهد بودیم که بخش اصلی تهدید داعش از بین رفت.

اما امروزه به دلیل اینکه این شکل از تهدیدات قابلیت حذف کامل را ندارد، همواره نگرانی از ظهور و بروز مجدد تهدیدات مرتبط با آن، بخش اصلی پژوهش‌های اندیشکده‌های اروپایی را به خود اختصاص داده است.

ضمن اینکه ظرف ماه‌های اخیر شاهد تهدید آمریکا و ترکیه مبنی بر پایان مسئولیت‌شان در نگهداری از باقی‌مانده نیروها و اسیران داعشی هستیم.

درواقع با اوج‌گیری تهدید رهاسازی عناصر داعش از سوی ترکیه به سمت اروپا، کشورهای اروپایی به خوبی دریافتند که نه روی چتر امنیتی آمریکا و نه اراده فوری منجر به نتیجه ابتکارات جدید در اروپا، می‌توان حساب کرد. در این شرایط چانه‌زنی‌ها و موکول به آینده کردن این مساله نیز پاسخگو نبوده و در حال حاضر این تهدید به شکل کاملا ملموس در اروپا احساس می‌شود.

حال سوال این است که اروپا در مقابل این تهدید چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟ یکی از پاسخ‌های روشن این است که اروپایی‌ها باید هرچه سریع‌تر بر عملیاتی کردن ابتکارهای ضدتروریستی مانند سابق و آنچه در سال 2016 با عنوان برنامه عملیاتی مبارزه با تروریسم (PACT)  طرح شده بود، تمرکز کنند.

این تجویز با توجه به یک واقعیت مسلم و روشن صورت گرفته و آن اینکه در تجربه نوع مواجهه اروپا با بحران پناهندگی و مهاجرت تنها عملیات موردی درباره اقدامات مشخص امنیتی شده (مانند مهاجرت که به شکل موفق امنیتی شده و نه نیمه تمام) با یک رهبری منسجم فراملی می‌تواند تهدیدات فوری اروپا را کنترل کند نه برنامه‌‌های جامع که اجماع برسر آن حاصل چانه زنی‌های متعدد از سوی کشورهاست.

در این شرایط اروپا با اتکا بر برنامه‌ها و اقداماتی مانند «برنامه عملیاتی مبارزه با تروریسم» می‌تواند ضمن بازاندیشی در سیاست‌های اطلاعاتی – امنیتی مشترک، هماهنگی تلاش‌های سرویس‌های اطلاعاتی برای شناسایی و تشخیص اقدامات احتمالی این گروه‌ها، باز کردن مسیر ورود شرکت‌های  خصوصی حوزه امنیت و آگاهی بخشی به مقامات محلی و نیز مردم عادی، زمینه آسیب‌های احتمالی و کلان این تهدید فوری را کاهش دهد.

تجربه قبلی برنامه عملیاتی مبارزه با تروریسم نشان می‌دهد در صورتی که این اقدامات همراه با کنش گفتاری صحیح اروپایی‌ها درباره منشا این تهدید و نوعی واکنش متحد همراه باشد، می‌تواند تا حد زیادی خطرات ناشی از حضور این افراد در اروپا را کنترل کند.

البته باید در نظر گرفت که اروپا در فاصله میان از بین بردن تهدید اصلی داعش در منطقه‌ای که در آن ظهور یافته تا زمان حاضر که بخشی از بقایای آن این قاره را تهدید می‌کند، نتوانست از کشورهای موثر در ثباث‌بخشی به خارج نزدیک خود یعنی جمهوری اسلامی ایران قدردانی کند یا در برابر آن کنش گفتاری صحیح داشته باشد.

همچنین اروپا برای پیشبرد راهکارهای امنیتی در قبال تروریسم داعش باید بتواند از طریق صحیح، کارهای مشترک امنیتی را با کشوری جز آمریکا، آن هم در سطح تهدیدات کلان دنبال کند؛ موضوعی که شاید در کوتاه مدت هزینه‌ای قابل توجه برای آنها داشته باشد.