نشست مقدماتی «روند استانبول- قلب آسیا» با حضور مقامات بلندپایه ترکیه، افغانستان و نمایندگان کشورهای عضو و سازمان‌های حامی آن 25 ژوئن در شهر آنکارا برگزار شد.

نخستین نشست روند استانبول – قلب آسیا سال 2011 در استانبول و با شرکت وزرای امور خارجه 14 کشور شامل افغانستان، آذربایجان، چین، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، عربستان، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و امارات متحده عربی برگزار شد.

دومین نشست «قلب آسیا-روند استانبول» سال 2012 در افغانستان، سومین دور آن در سال 2013 در قرقیزستان، چهارمین آن در سال 2014 در چین، پنجمین بار در سال 2015 در پاکستان، ششمین دور آن سال 2016 با حضور نمایندگان 40 کشور در هند و هفتمین دور این نشست سال 2017 با موضوع «اتصال امنیتی و اقتصادی به منظور بهبود وضعیت در منطقۀ قلب آسیا» در آذربایجان برگزار شده است.

استرالیا، کانادا، دانمارک، مصر، فرانسه، فنلاند، آلمان، عراق، ایتالیا، ژاپن، نروژ، هلند، اسپانیا، سوئد، انگلستان و آمریکا هم کشورهای حامی این روند هستند. چندین سازمان منطقه‌ای و بین‌المللی نیز از آن پشتیبانی کرده‌اند.

همانطور که اشاره شد این اجلاس از سال 2011 در استانبول آغاز به کار کرد و در درجه اول کشورهای همسایه افغانستان مانند ایران و چین که مرزهای مشترک با این کشور دارند و در درجه دوم کشورهای همجوار که مرز مشترک ندارند اما صاحب نفوذ هستند همچون ترکیه، قطر، روسیه، عربستان و هند در این اجلاس حضور پیدا کردند.

مجموعه این کشورها طرحی را مطرح کرده‌اند تا به‌نوعی به صلح افغانستان از طریق منطقه‌ای دیدن مشکل این کشور کمک کنند. چون روندی که آمریکایی‌ها طی می‌کنند روندی است که در آن، ابتکار عمل در اختیار قدرت‌های غربی است. لذا روند استانبول به این منظور شکل گرفت که کشورهای منطقه‌ای و همسایه افغانستان بتوانند یک‌روند دیگر را در رابطه با صلح افغانستان پیگیری کنند.

چراکه این برداشت وجود دارد که هر موضوعی در افغانستان پیش بیاید به نوعی کشورهای همسایه آن، کشورهایی که با افغانستان مرز مشترک دارند یا کشورهایی را که به‌نوعی منافعی در آنجا دارند، تحت تاثیر قرار خواهد داد و به همین دلیل کشورهایی که در هر یک از این گروه‌ها قرار می‌گیرند در نشست روند استانبول قلب آسیا شرکت کردند تا به پیگیری روند صلح در افغانستان کمک کنند. همچنین باید توجه داشت که این ابتکارعمل در ابتدا به‌نوعی از سوی ایران مطرح شد ولی بعدها روسیه بیشتر پیگیر آن بود.

با این تفاسیر می‌توان گفت که دستور کار کلی این نشست این است که چگونه می‌توان به افغانستان کمک کرد تا صلح در این کشور برقرار شود و طالبان با نیروهای دولتی افغانستان به تفاهم برسند. همچنین دیگر هدف این نشست، کمرنگ شدن نقش آمریکا و ناتو در مسائل مربوط به افغانستان است؛ زیرا در حال حاضر مذاکرات دوحه تا حدی پیشرفت کرده و گفته می‌شود که طالبان و آمریکایی‌ها بر سر دو خواست اصلی که انتظارات طرفین است تاحدودی به تفاهم رسیده‌اند. خواست آمریکا این بود که طالبان با دولت مرکزی وارد مذاکره شود و روند صلح را بپذیرد و خواست طالبان این است که آمریکا به طور کامل نیروهایش را از افغانستان خارج کند. ظاهرا در مذاکرات دوحه به جمع‌بندی‌هایی رسیده‌اند و زمینه برای اینکه مذاکرات تا حدودی بین‌الافغانی شود فراهم شده است. به‌هرحال الان شرایط نسبت به گذشته مساعدتر است و به همین دلیل انتظار می‌رود که با توجه به چنین واقعیت‌هایی، اجلاس روند استانبول قلب آسیا بیش از گذشته به ایجاد صلح و ثبات در افغانستان کمک کند؛ به‌گونه‌ای که منافع کشورهای همسایه افغانستان نیز تامین شود.

در نهایت باید توجه داشت که چنین اجلاس‌هایی به‌نوعی مقابله با یک‌جانبه‌گرایی ایالات متحده آمریکا در جهان است و در این مورد به خصوص ابتکار عمل آمریکا را درباره صلح افغانستان تا حد زیادی زیر سوال می‌برد.

این بحث که کشورهای منطقه بتوانند نقشی را درباره مسئله پیچیده افغانستان ایفا کنند بسیار اهمیت دارد و حضور چین و روسیه در این اجلاس نیز باعث شده که بیشتر روند یک‌جانبه‌گرایی آمریکا تحت تاثیر قرار بگیرد.

وقتی دیگر منابع قدرت تأثیرگذار در تحولات مهم جهانی مرتبط به صلح و ثبات مطرح باشند، این قدرت‌ها نیز می‌توانند نقش‌آفرین باشند و لذا شاهد تقویت چندجانبه گرایی در سطح جهان خواهیم بود. باید در نظر داشت که اروپایی‌ها نیز در این خصوص با این روند هماهنگی‌هایی دارند و حتی منافع آن‌ها نیز در این است که شرایط به‌گونه‌ای نباشد که آمریکا یکه‌تازی کند و سیاست‌های خود را بخواهد پیش ببرد. در این بین البته آمریکا نیز از این روند حمایت کرده زیرا واشنگتن از هر روندی که به ایجاد صلح و ثبات در افغانستان کمک کند حمایت خواهد کرد. درواقع هدف بین تمامی کشورها مشترک و ایجاد صلح در افغانستان است اما اختلاف‌نظر اینجاست که ابتکار عمل در اختیار چه کسی باشد.