طی ماه های اخیر موسسه علم و امنیت بین الملل به ریاست دیوید آلبرایت با انتشار گزارش هایی در آسوشیتدپرس و رویترز مدعی وجود ابعاد محرمانه و اعطای امتیازاتی به ایران شده است. این گزارش ها که به زبان فنی نوشته می شود، در آستانه انتخابات آمریکا دولت این کشور را در موضع انفعالی قرار داده است.

به اعتقاد برخی از صاحبنظران این گزارش ها با هدف تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا منتشر می شود. گروهی دیگر اعتقاد دارند بخش مهمی از این گزارش ها با هدف تهیه مواد لازم برای تخریب و بی اعتبار کردن زیربناهای فنی توافق هسته ای ایران و 1+5 منتشر می شود.

پرسش: دیوید آلبرایت کیست و گزارش های وی چه اهدافی را دنبال می کند؟

پاسخ: آمریکا یک ویژگی دارد، آن هم اینکه روند سیاستگذاری در این کشور (چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی) به طرز قابل ملاحظه‌ای متاثر از سازمان‌های غیردولتی و پیرامونی است. به عبارت دیگر، نظام تصمیم‌گیری در ایالات متحده در نیم‌ قرن اخیر به نحوی تحول یافته که این بازیگران پیرامونی نقش بسیار برجسته‌ای در تعیین سیاست‌های کشور پیدا کرده‌اند. به همین دلیل هم، با علم به این سازوکار، سازمان‌های متعددی در سال‌های گذشته در واشنگتن تاسیس شده که هر کدام تلاش می‌کند نهادهای رسمی (مانند قوه مجریه و کنگره) را به سمت دلخواه خود هدایت کند. در همین راستا، در سال‌های موسوم به سال‌های «بحران هسته‌ای»، چندین سازمان‌ غیردولتی – مانند United Against Nuclear Iran – صرفاً به منظور مواجهه با ایران تاسیس شد و برخی دیگر – مانند سازمان FDD که دلیل اولیه تاسیس‌‌شان موضوع دیگری بوده – بیشتر منابع، وقت و نیروی خود را معطوف به ایران کردند. طبیعتاً، هریک از این سازمان ها با تاکید بر یک ویژگی و با اتکا بر یک تخصص خاص، تلاش می‌کند در صحنهٔ سیاسی و رسانه‌ای آمریکا اعتبار کسب کند و بر حوزهٔ دلخواه خود تاثیر بگذارد. سازمان آقای دیوید آلبرایت – موسوم به «موسسه علم و امنیت بین‌الملل – یکی از این سازمان‌هاست که از تعدادی «دانشمند» در زمینهٔ فیزیک و علوم کاربردی تشکیل شده است و در حوزه «هسته‌ای» و «عدم اشاعه» فعالیت‌ می‌کند. خود آقای دیوید آلبرایت هم یکی از بازرسان بازنشسته‌ٔ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است که با گزارشات و مقالات و کتاب‌های خود به عنوان یکی از کارشناسان این حوزه در واشنگتن مشهور شده و به همین خاطر هم حضور موثری در محافل تخصصی، محافل سیاسی و جلسات استماع کنگره پیدا کرده است.

از آنجا که گزارش‌های موسسهٔ او با یک زبان و رویکرد «علمی» نوشته می‌شود، افکار عمومی از آن نوعی «بی طرفی» استنتاج می‌کند و همین به اعتبار و تاثیر کلام او می‌افزاید. اما حقیقت این است که گزارش‌های او – هرچند رنگ و بوی «علمی» دارد – اما در هر حال با یک انگیزه «سیاسی» و با نیت جهت دادن به تصمیم‌گیران آمریکا تدوین و تنظیم می‌شود.

پرسش: گزارش های اخیر آلبرایت چه تاثیراتی در انتخابات آمریکا و یا بعد از آن دارد؟

پاسخ: یکی از تلاش‌های سازمان‌های پیرامونی در واشنگتن همواره این بوده که به افکار عمومی آمریکا القا کنند که توافق هسته‌ای یک جنبهٔ «سری» نیز دارد که از چشم مردم و نظارت کنگره پنهان مانده‌ است. هدف آن‌ها این است که از یک سو فضای تخاصم و بی اعتمادی نسبت به ایران را همواره زنده نگه دارند و از سوی دیگر دولت اوباما را به سهل‌انگاری و بی کفایتی در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجه متهم کنند. طبیعتا، آن‌ها این نکته را به افکار عمومی نمی‌گویند که حتی معاهدهNPT نیز که یک معاهدهٔ کاملاً شفاف و آشکار است – به دلیل اینکه یک حوزهٔ حساس امنیتی را قاعده‌مند می‌کند، توسط پادمان‌های محرمانهٔ آژانس راستی‌آزمایی می‌شود. به واقع، هر معاهده‌ای ممکن است در فاز اجرا و نظارت یک جنبهٔ محرمانه داشته باشد و این در مورد توافقاتی که در حوزه هسته‌ای منعقد می‌شود یک امر کاملاً طبیعی است. اما متاسفانه از همین امر بدیهی هم در آمریکا و هم در ایران برای تخریب برجام استفاده می‌شود.

پرسش: دیوید آلبرایت از کجا به اطلاعات محرمانه دست یافته است؟

پاسخ: دیوید آلبرایت مدعی است که تصمیماتی که در جلسات در بستهٔ‌ «کمیسیون مشترک» اتخاذ می‌شود و توافقاتی که بعضاً در این کمیسیون میان اعضای آن به تصویب می‌رسد، به مثابهٔ اسناد «سری» جدیدی است که به «برجام» الصاق می‌شود. او در مورد «ارفاق‌«هایی که به ایران می‌شود نیز ادعاهایی داشته که می‌گوید از یکی از دیپلمات‌های خارجی حاضر در آن جلسات دربسته کسب کرده‌ است. در هر حال، مشکل از سازوکارهای برجام نیست چرا که این سازوکارها در روند اجرای بسیاری از معاهدات بین‌المللی کاملاً معمول است؛ مشکل از تفسیری است که آقای آلبرایت از مصوبات کمیسیون‌ مشترک و محتوای آن ارائه می‌دهد تا به هر نحوی شده کلیت برجام را سئوال‌برانگیز و غیرشفاف جلوه دهد.

پرسش: انتشار این گزارشات چه خطراتی دارد و ایران باید چه واکنشی نسبت به آن نشان دهد؟

پاسخ: این قبیل گزارشات را باید در چارچوب «فضاسازی»‌های جریان مخالف ایران ارزیابی کرد. در هر حال، این سازمان‌های پیرامونی مدام در رسانه‌ها، جلسات استماع کنگره، کنفرانس‌ها و فضای مجازی حضور دارند و می‌توانند بر آراء و تصمیمات اعضای کنگره، نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری و سایر مقامات آمریکا تاثیر بگذارند. کشورهای منطقه – به ویژه عربستان سعودی و اسرائیل – نیز به اهمیت و وزن این سازمان‌ها در واشنگتن پی برده‌اند و سرمایه‌ کلانی برای کمک به فضاسازی‌های آن‌ها معطوف کرده‌اند. البته اینطور نیست که این سازمان‌ با گزارشات خود منجر به فروپاشی آنی «برجام» شوند و معاهده‌ای را که چندین قدرت جهانی طی سال‌ها تلاش مستمر به تصویب رسانده‌اند دفعاً از میان بردارند؛‌ اما نباید تاثیر تدریجی و روانی آن‌ها بر کیفیت همکاری و آیندهٔ برجام را دست کم گرفت.

در هر حال نباید فراموش کنیم که آن طرف معادله کسانی قرار دارند که توانسته‌اند سال‌ها – با همین اهرم «فضاسازی» – کانون‌های سلفی و تروریست‌پرور خود را – که مسبب بدترین فجایع انسانی و سنگین‌ترین عملیات تروریستی در جهان بوده‌اند – از هرگونه برخورد و مواجهه مصون بدارند؛ یا در روز روشن، اشغال غیرقانونی سرزمین‌ دیگران را نیز – برخلاف تمام موازین بین‌المللی، حقوقی، عرفی و عقلی – دهه‌ها تداوم ببخشند. تصمیم‌گیران ایران باید این «فضاسازی» را کالبدشکافی کنند، جریان‌های عامل آن را به خوبی بشناسند، شیوه‌ها و ترفند‌های آن‌ها را مطالعه و آسیب‌شناسی کنند و در مقابل آن سیاست‌ها و راهبردهای هوشمندانه‌ای تدوین کنند. به واقع در این مواقع است که اهمیت و کاربرد راهبردی «دیپلماسی عمومی» به خوبی مشخص می‌شود.

روز پنج‌شنبه، ١١ شهریور (١ سپتامبر)، خبرگزاری «رویترز» درگزارشی با استناد به گزارش دیوید آلبرایت مدیرموسسه علم و امنیت بین‌المللی و از بازرسان تسلیحاتی سابق سازمان ملل خبر داد که آمریکا و کشورهای گروه ١+۵ در توافقی محرمانه به ایران اجازه دادند بعضی محدودیت‌های مندرج در توافق‌نامه هسته‌ای – برجام – را نادیده بگیرد.

بر اساس این گزارش یکی از معافیت‌های داده شده به ایران، نگهداری اورانیوم با خلوص 5/ 3 درصد به میزانی بالاتر از 300 کیلوگرم است که در برجام تعیین شده است.

ظاهرا کمیسیون نظارت بر اجرای برجام به ایران اجازه داده تا مقدار نامعلومی اورانیوم با خلوص ٢٠ درصد را «در محفظه‌های آزمایشگاهی» نگهداری کند در حالی که براساس برجام، تمامی ذخایر اورانیوم ٢٠ درصدی ایران باید به سوخت رآکتور تحقیقاتی تبدیل شود

معافیت‌های موردنظر توسط کمیسیون مشترک نظارت بر اجرای برجام تصویب شد که ایالات‌متحده و سایر کشورهای عضو گروه ١+۵ در آن عضویت دارند.

در این گزارش، به نقل از «یک منبع آگاه» که از او نام برده نشده آمده است که اگر این معافیت برای ایران منظور نمی‌شد، مقادیر اورانیوم موجود در بعضی از تاسیسات هسته‌ای ایران از حد منظور شده در برجام تجاوز می‌کرد و در نتیجه، مانع از اجرایی شدن برجام در ضرب‌الاجل موردنظر، یعنی روز ١۶ ژانویه 2015 (26 دی 94) می‌شد.

پیش از این هم این موسسه در گزارشی که آسوشیتدپرس در 29 تیر(19 جولای) منشتر کرد، مدعی شد که به سندی مرتبط با توافق هسته‌ای ایران دست‌یافته که نشان می‌دهد با تسهیل محدودیت‌های کلیدی بر برنامه هسته‌ای ایران، در اندکی بیش از یک دهه دیگر مدت زمان مورد نیاز برای دستیابی ایران به غنی‌سازی در مقیاس صنعتی نصف خواهد شد.

آسوشیتدپرس مدعی است که این سند، تنها پیوست محرمانه توافق هسته‌ای سال گذشته ایران و شش قدرت جهانی است و براساس آن بعد از 11 تا 13 سال ایران می‌تواند بیش از پنج هزار «سانتریفیوژ ناکارآمد» خود را با 3‌هزار و 500 دستگاه پیشرفته‌تر جایگزین کند.

این گزارش نتیجه‌گیری کرده بود از آنجا که کارآیی دستگاه‌های جدید پنج برابر دستگاه‌های کنونی است، زمانی که ایران برای دستیابی به غنی‌سازی در مقیاس هسته‌ای نیاز خواهد داشت،از یک سال به شش ماه کاهش می‌یابد.

منبع: ایرنا


امکان همراهی با شوراآنلاین در شبکه های اجتماعی: