کاترین زیمرمن در تحلیلی که اندیشکده امریکن اینترپرایز منتشر کرد، نوشت: 20 سال بعد از آن جریان اکنون طالبان خشونت‌طلب‌تر هستند و باورهای اصلی اعضای آن ثابت مانده است.

خطر این باورهای سلفی جهادی این است که در مرزهای افغانستان متوقف نمی‌شوند. امارت اسلامی طالبان پایان پروژه آن‌ها نیست؛ بلکه شروع است. این چشم‌انداز همیشه جهانی بوده است و طالبان با میل و رغبت میزبان کسانی بوده است که به دنبال تکرار موفقیت امارت اسلامی در نقاط دیگر جهان اسلام هستند.

هزاران جنگجوی خارجی در افغانستان حضور دارند که چند دهه است به پناهگاه سلفی جهادی تبدیل شده است. شبکه پیچیده‌ای از اتحادها، مشارکت‌ها و رقبا در سراسر این کشور برقرار است، شبکه‌ای که طالبان می‌توانند بر آن تأثیر بگذارند، اما نمی‌توانند آن را کنترل کنند. در این ترکیب، گروه‌های تروریستی فراملی مانند القاعده و داعش، همچنین طالبان پاکستانی و شبکه حقانی – یاران قدیمی طالبان و القاعده – هم حضور دارند. جنبش اسلامی ازبکستان و حزب اسلامی ترکستان نیز گروه‌های کمتر شناخته شده این ترکیب هستند. هر یک از این گروه‌ها قادر به سربازگیری از نیروهای افراطی برای حملات تروریستی علیه غرب هستند و هیچ‌یک متعهد نشده که در پناهگاه‌های خود که توسط طالبان تأمین شده است‌، این نیروها را به کار نگیرد یا آموزش ندهد.

القاعده ممکن است فعالیت‌های خود را در افغانستان محدود کند، اما از مزایای پناهگاه نمی‌گذرد. فرماندهی کل القاعده از پیروانش خواسته است از «تصمیمات» امارت اسلامی تبعیت کنند و در بیانیه خود از اقدام طالبان حمایت کرده و بر پیروزی طالبان در افغانستان صحه گذاشته است. با این حال، القاعده در بازی جداسازی سلول‌های مهاجم خود از بخش‌های دیگر شبکه خود متخصص است و از جهاد جهانی خود دست بر نخواهد داشت.

داعش افغانستان موسوم به داعش خراسان، توافق طالبان با آمریکایی‌ها را به‌طور کامل رد کرده است. بمب‌گذاری انتحاری مرگبار آن در کابل که جان 13 آمریکایی را علاوه بر بیش از 170 افغانی گرفت، نشان‌دهنده شکاف بین داعش خراسان و طالبان است. داعش از میان اعضای ناراضی طالبان، عضوگیری می‌کند و افراطی‌ترین افراطیون را به صفوف خود ملحق می‌نماید؛ باید به خاطر داشت که این گروه از فشارهای تجمیعی ایالات متحده و طالبان جان سالم به در برده است.

به‌طور خلاصه، سرازیر شدن افراطی‌ها به امارت اسلامی طالبان اجتناب‌ناپذیر است. این جاذبه یعنی اعمال تفسیری بنیادگرایانه از احکام شرعی بر جامعه همان چیزی است که جنگجویان خارجی را به داعش در عراق و سوریه کشاند. کسانی که تمایلات سلفی-جهادی دارند، نمی‌توانند از تعهد مذهبی مهاجرت مسلمانان ناظر چشم پوشی کنند و این امر افغانستان را تبدیل به پناهگاهی برای افراطیون آینده می‌کند.

این جنگجویان خارجی تا ابد زیر سلطه طالبان نخواهند ماند. آن‌ها زمانی که بهتر آموزش دیده باشند و برای جنگ خود شبکه‌سازی کرده باشند، به سرزمین مادری خود یا میدان نبرد بعدی برای جهاد برمی‌گردند. برخی چشم به راه حمله به ایالات متحده خواهند بود. طالبان حتی به اندازه زمانی که 20 سال پیش سعی کردند بن لادن را از چنین تلاش‌هایی منصرف کنند، نمی‌توانند از حمله تروریستی آینده جلوگیری کنند.

به نظر می‌رسد که بایدن با اعلام «پایان» جنگ در افغانستان که می‌خواست هم به صورت ضمنی و هم صریح حسن نیت خود را به طالبان نشان دهد، درس کلیدی 11 سپتامبر را فراموش کرده که پناهگاه‌های تروریستی منطقه‌ای تهدید مستقیم برای امنیت ملی ایالات متحده است.