وب‌سایت شورای آتلانتیک آمریکا در یادداشتی نوشت: طی 12 ماه آینده، متحدان درباره یک مفهوم استراتژیک جدید مذاکره می‌کنند که بتواند وظایف اصلی ناتو یعنی دفاع جمعی، مدیریت بحران و امنیت جمعی را با محیط امنیتی فعلی سازگار کند. مفهوم استراتژیک جدید فرصتی برای دمیدن روح تازه در امنیت جمعی از طریق همکاری با کشورهای غیر عضو برای حل این چالش‌ها است. ناتو ضمن مذاکرات سیاسی با شرکا و ایجاد زمینه‌های جدید برای همکاری‌های علمی و فناوری، باید ظرفیت‌های جذب اعضای غیر عضو در برنامه‌های مشارکتی خود را دوچندان کند.

برنامه‌های مشارکتی ناتو بیش از 25 سال است که گزینه‌هایی برای همکاری با کشورهای غیر عضو فراهم کرده است. این گزینه‌های همکاری تا حدود زیادی انعطاف‌پذیر و سازگار شده‌اند تا در خدمت منافع شرکا و همچنین منافع تکامل‌یافته ناتو باشند. این گزینه‌ها همچنین به تحکیم روند انتقال‌ دموکراتیک قدرت در اروپا کمک کرده، از مأموریت‌ها و عملیات ناتو پشتیبانی نموده و همین‌طور دفاع جمعی و بازدارندگی را تقویت می‌کند. به‌واسطه برنامه مشارکت برای صلح، ناتو فهرستی از 1400 فعالیت مرتبط را برای چهل کشور شریک خود در جهان فراهم می‌کند. بر این اساس، شرکای ناتو می‌توانند حوزه، تمرکز و میزان همکاری خود با ناتو را انتخاب کنند.

اما در شرایط فعلی، فشارهای زیادی برای انطباق بخشی به برنامه‌های مشارکتی برای اطمینان از ادامه حمایت‌ها از منافع ناتو وجود دارد. چراکه اکثر اعضای غیر عضو در ارتقای همکاری‌های امنیتی یا رایزنی‌های سیاسی در مناطق جغرافیایی مختلف کوتاهی کرده‌اند. آن‌ها همچنین ظرفیت‌ها و توانمندی‌های ناتو را در جهت اهداف خود به کار برده‌اند. علاوه بر این، برای فعالیت‌هایی که کشورهای شریک برای آن‌ها بیشترین اهمیت را قائل هستند، ازجمله ایجاد پیوند میان نیروهای امنیتی محلی با ناتو، بودجه کافی وجود ندارد. در چنین شرایطی ناتو باید سه دستور کار را در پیش گیرد؛

نخست، ناتو باید اطمینان حاصل کند که ظرفیت‌ و انعطاف‌پذیری لازم در برنامه‌های مشارکتی آن دیده‌شده است. به‌ویژه آنکه چین از اهرم قدرت اقتصادی خود برای گسترش همکاری‌های امنیتی استفاده می‌کند و پکن به همراه روسیه اعتبار ناتو را تضعیف می‌کند. تقویت نهادهای امنیت جمعی به مقابله با تهدیدهای چین و روسیه به‌ویژه در گرجستان، عراق، اردن، مولداوی و تونس کمک می‌کند. درعین‌حال، باید توجه بیشتری به اوکراین، بالکان غربی و مناطقی شود که دارای نهادهای ضعیف هستند یا دموکراسی آن‌ها در حال ضعیف شدن است.

افزایش ظرفیت‌های برنامه‌های مشارکتی ناتو می‌تواند زمینه‌های همکاری با ناتو حتی در میان کشورهای بی‌طرف را فراهم کند، چراکه ناتو از استانداردهای نظامی قابل‌شناسایی بین‌المللی و توانایی نقش‌آفرینی در اتحادیه اروپا، سازمان ملل یا سایر عملیات چندجانبه برخوردار است. ناتو باید برای غلبه بر محدودیت‌های رزمایش نظامی مشترک، به‌ویژه برای ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و نیوزیلند نیز تلاش کند.

دوم، ناتو باید رایزنی‌های سیاسی درباره خطرات چین را تسریع کند، به‌ویژه در مورد کشورهایی که در دایره ابتکار کمربند و جاده چین قرار دارند.

و سرانجام، ناتو باید مرزهای جدیدی را در همکاری علمی و فناوری با کشورهای شریک و اتحادیه اروپا ایجاد کند. ازجمله آنکه ناتو باید هر چه سریع‌تر هنجارها و استانداردهای لازم در فن‌آوری‌های مخرب در حال ظهور را تعیین کند تا مانع از عملیات سایبری چین و روسیه شود.

درمجموع برنامه‌های مشارکتی ناتو باید با منافع سازمان ناتو در سراسر جهان سازگار شوند، زیرا این سازمان با ظهور بیشتر چین دست‌وپنجه نرم می‌کند و درعین‌حال باید چالش‌های بی‌شمار دیگری را نیز برطرف کند. مفهوم استراتژیک جدید، رویکرد همکاری‌های امنیت جمعی را به‌روزرسانی می‌کند. ناتو باید سطح بالاتری از جاه‌طلبی را برای مشارکت اعضای غیر عضو خود تعیین کند و به آن‌ها کمک مالی کند تا بیش‌ازپیش برای همکاری متمایل شوند.

عدم موفقیت برنامه‌های مشارکتی ناتو درزمانی که جامعه یورو-آتلانتیک برای رویارویی با یک نظم جهانی مناقشه آمیز به شبکه گسترده‌تری از شرکا نیاز دارد، باعث خواهد تا نقش این سازمان بسیار کمرنگ شود.