وب‌سایت اندیشکده بریتانیایی چتم هاوس در یادداشتی نوشت: جو بایدن در ماه اول ریاست جمهوری خود، آمریکا را به توافق اقلیمی پاریس و سازمان بهداشت جهانی بازگردانده، مجدداً به شورای حقوق بشر سازمان ملل پیوسته و ممنوعیت مسافرتی تعدادی از کشورهای اسلامی را لغو کرده است. بایدن همچنین به موضع دوپهلوی آمریکا در قبال متحدان اروپایی پایان داده و در گامی ضروری، به تعهد آمریکا طبق ماده 5 پیمان ناتو صریحاً تأکید کرده است.

موضع سخت‌گیرانه بایدن در قبال تهاجم و تجاوز روسیه به دموکراسی و حاکمیت کشورها در داخل و در خارج، اطمینان خاطری برای بسیاری از اروپایی‌ها و آمریکایی‌هاست.

بااین‌حال، تناقض بالقوه در سیاست خارجی دولت بایدن هم‌اکنون نیز مشهود است. آمریکا به دنبال سیاستی است که بر دو حقیقت متضاد استوار بوده و مهم‌ترین معضل سیاست خارجی محسوب می‌شود، به‌طوری‌که دموکراسی در داخل و در خارج آماج حمله قرار گرفته و باید در صدر موضوعات دیپلماسی بین‌المللی بدان پرداخته شود. همچنین برای توافق در مورد راه‌حل‌های ضروری دست‌یابی به صلح پایدار، همکاری با قدرت‌های دیکتاتور و ناقض حقوق بشر حائز اهمیت بوده و بلکه اساسی است.

چهار سال آتی موفقیت آمریکا در همکاری با چین در مورد تغییرات اقلیمی و با روسیه در مورد کنترل تسلیحات، در عین انتقاد از حمله این دو کشور به هنجارهای دموکراتیک را به بوته آزمایش خواهد گذاشت. در خصوص روسیه، علائم اولیه مثبت بوده و یکی از اولین اقدامات دولت بایدن مذاکره برای تمدید پیمان استارت نو تا قبل از ضرب‌الاجل 5 فوریه بوده است.

پیش‌بینی‌های زیادی از همکاری اتحادیه اروپا، آمریکا و انگلیس برای اعلام تحریم‌های هماهنگ علیه اشخاص مسئول رفتار مجرمانه با الکسی ناوالنی، رهبر اپوزیسیون روسیه، حکایت می‌کند. اگر این روند به واقعیت بپیوندد، پاسخ روسیه چالش‌های راهبرد دوخطی آمریکا را آشکار خواهد ساخت.

از سوی دیگر، احیای مشارکت فرا آتلانتیک گام بعدی است که با اخبار ازسرگیری گفتگوهای آمریکا و اروپا با ایران گره‌خورده است. در این خصوص، پیدا کردن یک توافق عملی آسان نیست اما تمایل دولت بایدن به پیشبرد این موضوع نشانه دیگری است که از احیای نقش آمریکا در جهان و به‌ویژه در اروپا حکایت می‌کند.

علیرغم بازگشت سریع آمریکا به صحنه بین‌المللی، اروپا از تداوم قدرت آمریکا نگران بوده و دیدگاه‌ها در مورد بازگشت آمریکا متفاوت است. برخی از کشورهای اروپایی با دنیای بدون رهبری آمریکا سازگاری پیدا کرده‌اند و برخی دیگر بر مسیر مستقل اروپا از اولویت‌های آمریکا تأکید می‌کنند.

بسیاری نیز از بازگشت آمریکا احساس راحتی کرده اما از عدم دوام آن بیمناک هستند. برخی از کارشناسان سیاست خارجی معتقدند که دونالد ترامپ سیاست خارجی آمریکا را برای همیشه تغییر داده است. به دلایل زیادی، بعید است که بازگشت سریع اخیر آمریکا به چندجانبه‌گرایی و استقبال از ارزش‌های دموکراتیک (هرچند خوشایند) به معنای بازگشت آن به جایگاه سابق خود باشد.

دولت جدید آمریکا همچنان به‌واسطه واقعیت‌های داخلی، به‌ویژه همه‌گیری کرونا ویروس، محدود شده و بازبرقراری زندگی عادی روزانه در شرایط دوقطبی شدید جامعه در خصوص بی‌عدالتی و نابرابری نژادی و همچنین، حاکمیت جناح رادیکال بر حزب جمهوری‌خواه، دشوار خواهد بود.

دولت بایدن تلاش‌های تحسین‌آمیزی برای حل این چالش‌ها برداشته که خرید 200 میلیون دوز واکسن مضاعف و پیشبرد طرح‌های کمک اقتصادی 1.9 تریلیون دلاری ازجمله‌ی آن‌هاست اما ترامپ علیرغم حملات کنگره و ناکامی در مدیریت همه‌گیری همچنان در حزب جمهوری‌خواه از نفوذ زیادی برخوردار است.

سیاست‌های بین‌المللی نیز واقعیت جدید دیگری است زیرا موقعیت نسبی آمریکا در اقتصاد جهانی کاهش‌یافته، موقعیت چین قوی‌تر شده و جهان از جنبه‌های مختلف و حتی خود آمریکا نیز تغییر کرده است. هرچند که بایدن احتمالاً می‌تواند آمریکا را به دیپلماسی بین‌المللی بازگرداند اما احیای موقعیت سابق این کشور دشوار خواهد بود. اقتصاد چین در مقایسه با آمریکا افزایش چشمگیری داشته است. رئیس‌جمهور بایدن با مجموعه متفاوتی از محدودیت‌ها ازجمله توزیع نامطلوب قدرت مادی در سراسر جهان و تشدید اقتدارگرایی در درون چین مواجه است.

امید بایدن به راهبرد چندجانبه در قبال چین بیانگر رقابت بین ارزش‌های دموکراتیک و ارزش‌های اقتدارگرایی است. این امر وجه تمایز وی با روسای جمهور دموکرات قبلی است. دنیای بایدن دنیایی است که در آن، رقابت ژئوپلیتیکی یک واقعیت بوده اما یک راهبرد نیست و تقویت راهبرد چندجانبه یک چالش محسوب می‌شود.

بایدن با قرار دادن دموکراسی و ارزش‌ها در قلب سیاست خارجی، یک راهبرد دوخطی اتخاذ کرده است که ازیک‌طرف به دنبال همکاری در مورد تغییرات اقلیمی، بهداشت جهانی و توزیع ایده آل جهانی واکسن بوده و از طرف دیگر به دنبال پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر برای مقابله با مثلاً روسیه است.

برای پیگیری این راهبرد، بایدن نیازمند اتخاذ استراتژی هوشمندانه و دقیقی است که سود آن از زیانش بیشتر بوده و ضمن پیگیری اولویت‌های کوتاه‌مدت، بازی بلندمدت تقویت ارزش‌های جهانی را نیز لحاظ کند. احیای دموکراسی آمریکا در داخل و مقابله با گسترش ارزش‌های دیکتاتوری در خارج مستلزم مقدار مناسبی از عمل‌گرایی و ارائه دیدگاهی از دنیای جدید است.