جیمز دابینز از اعضای ارشد اندیشکده رند در تحلیلی که این اندیشکده در وب سایتش منتشر کرد، نوشت: بهای رسیدن به این موفقیت، موافقت آمریکا با یک جدول زمانی سریع برای خروج کامل نیروی نظامی از افغانستان بود که ارتباطی با نتیجه این گفت‌وگوها نداشت. این توافق در بیست و نهم فوریه سال قبل منعقد شد و در آن آمریکا وعده داد ظرف ۱۴ ماه یعنی تا ماه مه سال 2021 تمامی نیروهایش را از این کشور خارج کند. در آن زمان این امید وجود داشت که دو طرف در افغانستان ظرف این مدت یک توافق صلح را با یکدیگر منعقد کنند.

این مذاکرات همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد تاکنون پیشرفت بسیار کندی داشته است. تبادل مقدماتی زندانیان که قرار بود یک هفته به طول بینجامد، چندین ماه به درازا کشید. درنتیجه دو طرف تا ماه سپتامبر روبروی یکدیگر قرار نگرفتند. باقی زمان در سال ۲۰۲۰ صرف مذاکره درباره اصول و رویه‌هایی برای گفت‌وگوها شد. در ماه ژانویه دو طرف دستور کار پیشنهادی خود را با یکدیگر مبادله کردند. محتوا در هر دو دستور کار مشابه بود، اما ترتیب اولویت‌های موردنظر با یکدیگر شباهتی نداشت.

اولین چیزی که دولت افغانستان می‌خواهد موردتوافق قرار گیرد، یک آتش‌بس کلی است، اما طالبان آن را به‌عنوان آخرین مورد می‌خواهد.

با توجه به شکافی که میان دو طرف وجود دارد، روند این پیشرفت روندی غیرمعمول نیست. صلح در افغانستان فقط تخصیص ولایت‌ها و استان‌ها میان دولت‌های مختلف و جناح‌های طالبان نیست. این امر مستلزم تطابق میان مدرنیته و بنیادگرایی و میان حکمرانی مبتنی بر حاکمیت مردمی و حکمرانی مبتنی بر الهامات الهی است و این امر بیش از هر چیز مستلزم توافق در خصوص ابزارهایی برای ادغام کردن دو ارتش درگیر در یک دستگاه واحد امنیت ملی است.

به نتیجه رسیدن در خصوص این مسائل اساسی نیازمند دادن امتیازاتی از سوی هر دو طرف است.

جدول زمانی مندرج در توافق آمریکا طالبان به شکلی غیرواقع‌گرایانه جاه‌طلبانه بوده است. هنوز دو طرف در افغانستان در خصوص یک دستور کار مشترک توافق نکرده‌اند، بااین‌حال انتظار می‌رود که آمریکا ظرف چهار ماه نیروهایش را خارج کند. حضور نیروهای نظامی آمریکا، منبع اصلی نفوذ آمریکا در این مذاکرات و تنها امید برای برجای گذاشتن یک دولت باثبات است که قادر باشد القاعده و داعش را از پناهگاهی امن محروم کند. این اهرم همچنین تنها امید ملت افغانستان به صلحی است که دستاوردهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ۲۰ سال گذشته را حفظ کند.

مقامات آمریکایی از اینکه طالبان به تعهداتش برای قطع روابط با القاعده و کاهش سطح کلی خشونت عمل کرده است، راضی نیستند. به هیچ‌یک از دیگر ضرب‌الاجل‌های تعیین‌شده در توافق آمریکا – طالبان عمل نشده است. طبق توصیه گروه مطالعات افغانستان که از طرف کنگره مأموریت یافته است، تاریخ خروج نهایی نیروی نظامی آمریکا از افغانستان نیز باید کنار گذاشته شود.

همان‌طور که گفته شد دو طرف در افغانستان اصلاً به توافق در خصوص محتوا نزدیک نیستند. با توجه به نزدیک شدن ضرب‌الاجل ماه مه این وسوسه وجود دارد که پرداختن به بسیاری از مسائلی که دو طرف را از هم جدا می‌کند به تعویق انداخته شود و به‌سوی مسائل یک دولت ائتلافی موقت که شامل طالبان باشد حرکت شود.

این امر مستلزم کنار گذاشتن قانون اساسی موجود بدون توافق در خصوص یک قانون اساسی دیگر، لغو انتخابات بدون برگزاری یک انتخابات دیگر و تقسیم کنترل نیروهای مسلح ملی افغانستان با طالبان است. چنین دولت موقتی به‌شدت در معرض فروپاشی تحت‌فشار اختلافات قرار دارد.

وقتی این کار انجام شود احتمالاً طالبان دست‌نخورده ظاهر خواهد شد، اما دیگر جناح‌ها برای برقراری دوباره دولت ملی که آن را برچیده‌اند با دشواری روبرو خواهند شد.

اجزای اصلی ارتش ملی افغانستان و نیروهای پلیس و اطلاعات می‌توانند وفاداری‌شان را به فرماندهان منطقه‌ای جناح‌هایی که مبتنی بر قومیت هستند منتقل کنند. مناقشه می‌تواند با برتری در حال ظهور طالبان چند طرفه شود.

دولت بایدن با توصیه گروه مطالعات افغانستان مبنی برای به تعویق انداختن خروج نیروهای آمریکایی که قرار است در ماه می ‌انجام شود، موافق است. این امر می‌تواند برای هر دو طرف در افغانستان زمان بیشتری را فراهم کند تا به آن مسائل اصلی بپردازند که برای رسیدن به هرگونه نتیجه، باید حل‌وفصل شوند. این مسائل ازجمله شامل اصلاحاتی در نظم کنونی قانون اساسی، ترتیباتی برای نظارت و اجرای یک آتش‌بس دائمی، روندهایی برای ادغام دو ارتش مخالف و شروطی برای واردکردن مجدد جنگجویان سابق به زندگی غیرنظامی است.

این کارها به‌سرعت انجام نخواهد شد، اما تجربه‌های دیگر روندهای صلح نشان می‌دهد که این تنها راه برای اطمینان یافتن از یک نتیجه بادوام است.