آنتونی کوردزمن در یادداشتی که وب‌سایت مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: گرایش غالب سیاست فعلی و بحث‌های رسانه‌ای در اطلاق «جنگ‌های طولانی» به فعالیت‌های نظامی آمریکا، بدون در نظر گرفتن تغییرات در سطح نیروهای آمریکا، نوع نیروهای دخیل و هزینه جاری اقدامات آمریکا، به سردرگمی‌های هرچه بیشتر دامن زده و کمکی به توضیح و تبیین این شرایط نکرده است. این بحث‌های رسانه‌ای، هزینه‌های حضور نظامی آمریکا را بر اساس هزینه‌های جنگ واقعی برآورد کرده و در برآورد هزینه‌ها اغراق کرده است؛ گویا نیروهای زمینی آمریکا همچنان مشغول جنگ شدید هستند.

اکثر گزارش‌های رسانه‌ای و برخی گزارش‌های دانشگاهی نیز تحت تأثیر برآوردهای خام از تلفات غیرنظامی حملات هوایی قرار گرفته است بدون اینکه به بررسی هزینه‌های جنگ زمینی، پیامدهای آوارگی و تأثیر اقدامات افراطی‌ها و حکمرانان دیکتاتور در مناطق تحت کنترل خود بر زندگی غیرنظامیان بپردازند.

 

تعامل بلندمدت به‌جای جنگ طولانی

دولت بایدن باید این مسائل را از چشم‌انداز اساساً متفاوتی حل‌وفصل کند. چنین کاری مستلزم آن است که وی تعهدات موجود را که قصد تداوم آن‌ها را دارد، بازآرایی کرده و تنها در شرایطی تعهدات جدیدی ایجاد کند که ضرورت‌های راهبردی زیر را مورد ملاحظه قرار دهد: فعالیت نظامی موردنظر برای آمریکا واقعاً ارزش راهبردی جهانی داشته باشد؛ مداخله بلندمدت در دست‌یابی به منافع راهبردی مستقیم تأثیر چشمگیر داشته باشد؛ مداخله در سطح پایین به همراه کمک به دیگر کشورها یا شرکا برای گسترش نیروها، توسعه اقتصاد و تأمین تجهیزات به پیروزی احتمالی یا حفظ سطحی قابل‌قبول از امنیت و توسعه کمک کند؛ تأسیس نیروهای زمینی کشور میزبان به همراه آموزش و حفظ آمادگی آن‌ها در سطح قابل‌قبول و در یک بازه زمانی مطلوب و همچنین، ارائه پشتیبانی جنگی کافی باشد، همچنین حملات هوایی (محدود) و تجهیزات اطلاعاتی، شناسایی و نظارتی پیشرفته، منبع مضاعف پشتیبانی جنگی در اختیار بگذارد. ساختار نظامی و غیرنظامی کارآمدی وجود داشته باشد و دولت آمریکا صادقانه سطحی از شفافیت را ارائه کند.

جهان پر از کشورهایی است که با تهدیدهای نه‌چندان مهم مواجه بوده و ممکن است پایگاهی برای افراط‌گرایی باشند. هم‌زمان، درس‌های عبرت‌آموز افغانستان و عراق (همانند تجربیات کره جنوبی، ویتنام و دیگر شرکای راهبردی آمریکا) مؤید آن است که آمریکا باید از اقدام به تغییر دولت شکست‌خورده اجتناب کرده و منبع اصلی نیروهای زمینی برای کشوری نباشد که توانایی دفاع از خود ندارد. این تجارب حاکی از آن است که دولت‌های فاسد، چند دسته و ناکارآمد ارزش پشتیبانی ندارند و آمریکا بدون اغماض باید کمک‌های خود را به عملکرد دولت کشور میزبان و نیروهای آن مشروط سازد.

در استفاده از نیروی هوایی، حتی باوجود قوانین مطلوب عملیاتی، تلفات غیرنظامی اجتناب‌ناپذیر است اما هزینه واقعی تلفات را باید از ابعاد مختلف موردبررسی قرار داده و در برآورد این هزینه‌ها موارد زیر را مدنظر قرارداد: نتیجه جنگ در مناطق شهری یا مسکونی بدون نیروی هوایی چه نتیجه‌ای خواهد داشت و هزینه‌های انسانی تصرف آنجا توسط افراط‌گرایان و گزینه‌های معتبر موجود کدم‌اند؟ همچنین، اتکا به پشتیبانی هوایی و اطلاعات خارجی بدون حضور تهاجمی آمریکا خطرناک است. ازاین‌رو، پیامدهای مثبت و منفی کاهش بیش‌ازحد و پیش از موقع نیروهای آمریکا باید بررسی شود.

 

راهبرد تعامل بلندمدت

آمریکا در عملیات سطح پایین علیه افراط‌گرایی و تروریسم، باید ضرورت‌های راهبردی فوق‌الذکر را مدنظر قرار دهد. با توجه به شرایط جاری در افغانستان، ضرورت‌های فوق نشان می‌دهد که عملیات طولانی‌مدت موفقیت‌آمیز نخواهد بود و احتمالاً باید آن‌ها را کنار گذاشت، اما برای تصمیم‌گیری در این خصوص اطلاعات کافی وجود ندارد. عراق احتمالاً موردی مطلوب برای عملیات بلندمدت است اما این امر هم به دولت آتی این کشور بستگی دارد چراکه تهدید ناشی از ورشکستگی و ضعف‌های دولت‌های قبلی غالباً از تهدید افراط‌گرایی کمتر نبوده است.

این ضرورت‌های راهبردی برای انجام عملیات بلندمدت آمریکا در یمن، سومالی و دیگر کشورهای آفریقا و مناطق دیگر جهان به همان اندازه حائز اهمیت بوده و مستلزم ارزیابی عینی واقعی از خطر و سود و زیان عملیات است؛ بنابراین، دولت بایدن باید علاوه بر تهدید افراط‌گرایی، تهدید کشور میزبان بر موفقیت را نیز مورد ملاحظه قرار دهد.

بااین‌حال، در برخی موارد (ازجمله در سومالی و در عملیات آفریکام) به‌کارگیری تعداد محدود نیروهای هوایی و زمینی آمریکا طی سال‌های متمادی می‌تواند مانع از رشد جنبش‌های افراط‌گرایی شده، تهدیدها علیه آمریکا را کاهش داده و از تهدید افراط‌گرایی علیه دولت محلی و علیه توسعه اقتصادی و حکومت پایدار جلوگیری کند. همچنین، این نوع مداخله آمریکا نه‌تنها به شرکای راهبردی آمریکا در برابر تهدیدها کمک می‌کند بلکه در رقابت آمریکا با روسیه و چین ازلحاظ نفوذ نظامی و غیرنظامی نقش حیاتی دارد.