تکثر بازیگران

وب‌سایت موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک آمریکا در یادداشتی نوشت: تعداد فزاینده‌ای از کشورها در این منطقه برای پیشبرد قدرت و رقابت به مداخلات خارجی مبادرت می‌کنند. چنین امری به هنجاری در حکومت‌داری تبدیل شده است. ایجاد پایگاه‌های نظامی، نیروی انسانی و نفوذ در سیاست منطقه‌ای کشورهای مختلف بخشی از رویکرد این کشورها محسوب می‌شود.

ترکیه طی این دوره در بخشی از سیاست خارجی تهاجمی خویش به ایجاد پایگاه در شمال عراق، سوریه، لیبی و قطر و همچنین در شرق آفریقا و آذربایجان پرداخته است. امارات از سال 2016 بر اساس دکترین نظامی و پیشبرد قدرت خود، به استقرار نیرو در خارج پرداخته و نیروهایش در یمن و لیبی فعال هستند. امارات همانند رقیب خود ترکیه، دارای پایگاه‌های نظامی در شرق آفریقا بوده و از آنجا در یمن دخالت می‌کند. عربستان سعودی ائتلافی را در جنگ یمن رهبری می‌کند. در میان فعالان غیردولتی، حزب‌الله با حضور در سوریه و عراق قابلیت‌های راهبردی مختص خود را توسعه داده است.

رقابت موازی ایران و عربستان و همچنین ترکیه و امارات بر فضای سیاسی این منطقه حاکم است. این کشورها در مورد مسائل خاورمیانه دیدگاهی رقابت جویانه دارند. عادی‌سازی روابط با اسرائیل نیز مایه تشدید این دودستگی شده است. ازاین‌رو، توانایی پیشبرد قدرت، راهی برای حفظ منافع در جنگ خاص و پیشبرد دیدگاه خود برای منطقه محسوب می‌شود.

 

آمریکا دیگر لزوماً بازیگر اصلی نیست

علیرغم قدرت آتش نظامی و مالی آمریکا، تکثیر قدرت‌های نوظهور بدین معناست که این کشور دیگر لزوماً بازیگر خارجی تعیین‌کننده محسوب نمی‌شود. اتفاقاً مداخله خارجی (که تحت انحصار و یا حداقل سلطه آمریکا بود) به روی همه باز است. نقش ایران در شکل‌دهی سیاست عراق مؤثرتر از مداخله آمریکا بوده است. در سوریه، آمریکا به خاطر محدودیت‌های سیاست داخلی در استفاده از زور علیه نظام این کشور، نتوانسته است اقدام تعیین‌کننده‌ای انجام دهد. درواقع، مسیر جنگ داخلی فعلاً توسط بازیگران خارجی تعیین می‌شود که از طریق شرکای محلی خود و خارج از قوانین بین‌المللی عمل می‌کنند.

 

ورود روسیه

نفوذ فزاینده روسیه به‌عنوان یک بازیگر خارجی مزید بر علت پیچیدگی این مشکل شده است. مداخله مستقیم این کشور در سوریه تعیین‌کننده بوده و یک پایگاه هوایی در حمیمیم و تشکیلات دریایی بلندمدت در طرطوس برای روسیه به ارمغان آورده است. این دستاوردهای راهبردی مکمل شبکه‌های تأسیساتی و شراکت روسیه در شرق و جنوب مدیترانه است که برنامه‌ریزی برای ایجاد پایگاه در مصر را شامل می‌شود. همچنین، سوریه به‌عنوان میدان آزمایش سامانه‌های تسلیحاتی و توانمندی‌های عملیاتی روسیه عمل کرده و مستقیماً به برنامه‌های نوسازی نظامی روسیه کمک کرده است.

 

چارچوب جدید؟

آیا دولت بایدن می‌تواند کاری انجام دهد؟ اگرچه پاسخ آری است؛ اما همان‌طور که بایدن بهتر از همه می‌داند، چنین کاری کمی پیچیده است. خاورمیانه محل تجمع کشورهای تحت تحریم آمریکا (ازجمله دو کشور ایران و سوریه) بوده و میزبان حدود 50 هزار پرسنل نظامی امریکا در چند پایگاه این منطقه ازجمله مرکز فرماندهی یعنی سنتکام در ابوظبی قطر و پایگاه ناوگان پنجم در بحرین است. دسترسی و حضور آمریکا در این منطقه قابل قیاس با هیچ کشوری نیست.

حضور نظامی آمریکا می‌تواند بخشی از مشکل محسوب شود. دو دهه پیش، حضور نظامی آمریکا در عربستان، دلیل و دیدگاهی انگیزه‌بخش در اختیار القاعده قرار داد.

به‌طور ایده آل، چارچوب حل مشکل مداخلات خارجی در خاورمیانه باید جمعی و شامل همه طرفین باشد. چنین چارچوبی در منطقه‌ای که هرگز ساختار امنیتی جمعی مؤثر به خود ندیده است و به‌ویژه در فضای دودستگی فعلی، خوش‌بینانه است؛ اما تلاش برای کاهش اختلافات هدف سیاسی ارزشمندی است.

 

اولویت‌های منطقه‌ای

اوباما در اواخر دوره خود در دسامبر 2016، «گزارش چارچوب‌های سیاسی و حقوقی استفاده از نیروی نظامی آمریکا» را ارائه کرد. این گزارش در دولت ترامپ در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت، اما اکنون برای مهار مداخلات خارجی، بیش از هرزمانی شایسته توجه است. پیگیری این گزارش، شاخص روشنی از اهداف دولت جدید در اختیار خواهد گذاشت.

برخلاف یک قرن پیش، چالش خاورمیانه ایجاد دولت‌های مستقل نبوده بلکه تقویت این دولت‌هاست. ازنظر آمریکا، پرداختن به چالش مداخلات خارجی به لحاظ اخلاقی و سیاسی ضروری است.