مارک لئونارد در یادداشتی که وب‌سایت شورای روابط خارجی اروپا آن را منتشر کرد؛ نوشت: یا این حال، چنین تصوری خیال خام است. خیلی قبل از ترامپ و دکترین «اول آمریکا»ی او، مجموعه‌ای از بحران‌ها (رسوایی جنگ عراق، رکود بزرگ و کووید-19) اراده آمریکا برای تداوم خدمت به‌عنوان پلیس جهان را سست کرده بود. طی چهار سال اخیر نیز سایر قدرت‌ها (چین، روسیه، ترکیه، ایران، عربستان، اسرائیل، امارات و بسیاری دیگر) خلأ ناشی از سیاست درون‌گرای آمریکا را پرکرده‌اند. چین و سایر قدرت‌ها غالب ساختار اداره جهانی را در اختیار گرفته و در حال حاضر وارد رقابت قدرت‌های بزرگ‌شده‌اند.

به‌رغم این تحولات ژئوپلیتیکی، برخی کشورهای اروپایی طرفدار فرا آتلانتیک، به خاطر نگرانی از آزردگی آمریکا، در پیگیری خوداتکایی هرچه بیشتر تردید داشتند درحالی‌که سایر کشورها در نهان آرزومند پیروزی ترامپ بودند تا اروپا (به‌ویژه آلمان) را از خوش‌باوری بیرون بیاورد. این کشورها معتقدند که اروپا طی چهار سال گذشته در مقایسه با کل دوره اوباما، جرج بوش و بیل کلینتون، پیشرفت بیشتری در جهت تضمین استقلال خویش داشته است.

سیاستمداران طرفدار ائتلاف فرا آتلانتیک به‌طور متناقضی خواهان نتیجه‌ای هستند که ممکن است به نابودی این ائتلاف بینجامد.

آمریکا زمانی در مورد استقلال راهبردی و دفاعی اروپا دوپهلو عمل کرده و نگران حفظ برتری راهبردی جهانی خویش بود اما با تغییر قدرت به‌طرف شرق، دولت‌های متوالی آمریکا توجه، پول و قدرت نظامی را تا جای ممکن به هند-اقیانوسیه سوق داده‌اند. آمریکا نمی‌خواهد که در «جنگ‌های بی‌پایان» در خاورمیانه یا در رویارویی سیاسی در شرق اروپا و بالکان گرفتار شود.

ازاین‌رو، برنامه ریزان راهبردی آمریکا امروز با اروپای قدرتمند و مستقل مشکلی ندارند بلکه اروپای ضعیف مانع از تمرکز منابع ناکافی آمریکا به رقابت با چین خواهد شد. آمریکا نیازمند شرکاست نه مجموعه‌ای از کشورهای نیازمندی که مسئولیت رفاه خود را بر عهده نگیرند. دولت بایدن می‌خواهد اروپا به‌جای افزودن بر مشکلات، راه‌حل ارائه کند.

طرفداران فرا آتلانتیک با دوراندیشی به این نتیجه می‌رسند که در حال حاضر وظیفه ضروری آن‌ها برقراری روابط فرا آتلانتیک نیست بلکه ایجاد تغییر و تحول در آن است. اتحادیه اروپا در صورت دستیابی به استقلال راهبردی احتمالاً در مسائلی نظیر حریم خصوصی اطلاعاتی، سیاست انرژی، یا حتی تجارت جهانی، همواره با آمریکا همسو نباشد؛ اما این اختلاف‌نظرها را واقع‌گرایانه مدیریت خواهد کرد و همیشه در مسائل مبتنی بر ارزش‌ها، در کنار آمریکا خواهد بود. کشورهای اروپایی نباید منتظر اعلان آمادگی رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا باشند، بلکه باید پیشاپیش از انتظارات آمریکا آگاهی داشته و برای پیوستن به آن در نیمه‌ی راه، آمادگی داشته باشد.

در مورد چین، مثلاً در خصوص مسئله 5 جی، اروپا نباید منتظر دستورالعمل آمریکا باشد بلکه باید زمینه را برای چیزی شبیه به «شراکت فراآتلانتیک-ترنس پاسیفیک» جامع آماده سازد. برای دور زدن مقاومت چین در برابر اصلاح اساسی ساختار تجارت بین‌المللی و همچنین فشار بر این کشور برای مهار فعالیت‌های اخلالگرانه آن در بازار، تمهیدات جدیدی لازم است.

به همین ترتیب، در مورد روسیه نیز اروپا باید با پیشبرد «شراکت شرق [اروپا]»، همکاری‌های امنیتی آمریکا و اروپا را به خطوط اول این منازعه سوق دهد. در خصوص تغییرات اقلیمی، اروپا باید سریعاً به توسعه مکانیسم تعدیل محدودیت‌های [انتشار] کربن آمریکا-اروپا پرداخته و برای پیشبرد رقابت‌پذیری اقتصادی در ائتلاف فن‌آوری سبز سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهد. همچنین، در خصوص ایران، اروپا می‌تواند ازسرگیری مذاکرات در مورد اصلاح توافق هسته‌ای باهدف کاهش تنش‌ها در سراسر منطقه را مدنظر قرار دهد.

از دیدگاه آمریکا، بزرگ‌ترین تهدید برای فرا آتلانتیک، استقلال اروپا نیست بلکه وابستگی اروپاست. ترامپ چهار سال اخیر را صرف کنترل اختلافات درونی اروپا کرده است. اگر بایدن می‌خواهد رهبری آمریکا در قرن بیست ویکم را احیا کند، باید اروپا را به خوداتکایی هرچه بیشتر سوق دهد.

بایدن به مردم آمریکا قول داده است پیگیر اتحاد بوده و به «دوران شوم اهریمن سازی» پایان دهد. وی می‌تواند همین کار را برای اروپا نیز انجام داده و بدون تحمیل هر نوع هزینه‌بر مالیات‌دهندگان آمریکا، کشورهای مخرب وحدت داخلی اروپا (لهستان و مجارستان) را تحت‌فشار مضاعف قرار دهد. بایدن از روز اول باید به دولت‌های این کشورها خاطرنشان سازد که راه کاخ سفید از بروکسل می‌گذرد. این امر وی را بیش از ترامپ به حامی استقلال اروپا تبدیل خواهد کرد و بیانگر گامی بزرگ در جهت اجرای راهبرد بزرگ جدید آمریکا خواهد بود.

بین این رویکرد و بحث در مورد کووید-19 توازن مهمی وجود دارد. مهم‌ترین اولویت پسا-همه گیری، «بازسازی» وضع پیشا-همه گیری نیست بلکه استفاده از این بحران به‌عنوان فرصتی برای ترمیم چیزهایی است که قبلاً شکسته‌اند.