وب‌سایت اندیشکده انگلیسی راسی در یادداشتی نوشت: از زمان ریاست جمهوری گرور کلولند (در سال 1885)، جو بایدن اولین رئیس‌جمهور منتخب آمریکاست که کنترل هیچ‌کدام از دو مجلس کنگره و سنا را در اختیار ندارد. تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات 2020 در 120 سال گذشته بی‌سابقه بوده است. حتی آرای عمومی ترامپ نسبت به سال 2016 (63 میلیون) بیشتر بوده است.

علاوه بر این، سلطه ترامپ بر حزب جمهوری‌خواه باعث حفظ (و حتی افزایش) تعدادی از کرسی‌های جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان، سنا و مجلس‌های ایالتی شده است. ترامپ کاخ سفید را در ماه ژانویه ترک خواهد کرد.

می‌توان گفت که پیروزی بایدن پیروزی اتحاد بر اختلاف است. بایدن اولین نامزدی است که در 25 سال گذشته رئیس‌جمهور بر سر قدرت را شکست داده است. اگر جمهوری‌خواهان سنا را در دست داشته باشند، بایدن مجبور به مصالحه با آن‌ها خواهد بود، چیزی که وی به آن مشهور است. البته مصالحه برای یک کشور گرفتار دودستگی، چندان هم بد نیست.

 

ریاست جمهوری بایدن

سه اولویت اصلی اعلام‌شده‌ی بایدن عبارت‌اند از: 1) کنترل همه‌گیری 2) ترمیم شکاف ملی 3) تقویت اقتصاد. هر یک از این موارد چالش عظیمی محسوب می‌شود، به‌ویژه که بسیاری از مردم آمریکا به پیروی از محدودیت‌ها، نظیر استفاده از ماسک، تمایلی ندارند.

فقدان سیاست خارجی را هم باید به این اولویت‌ها افزود. البته تیم بایدن پیشبرد سیاست خارجی را آغاز کرده است به‌طوری‌که از سال قبل صدها نفر برای انتقال قدرت و تسخیر پست‌های مختلف برنامه‌ریزی کرده‌اند. گذشته از این، بایدن در سیاست خارجی از دهه‌ها تجربه برخوردار بوده و با رهبران جهان و شخصیت‌های اپوزیسیون روابط مطلوبی دارد. وی در آغاز ریاست جمهوری خود همانند اوباما و ترامپ نیازمند تجربه و آموزش نیست.

خبر خوب برای متحدان آمریکا این است که بایدن (برخلاف ترامپ) سیاست خارجی خود ازجمله تعهد وی برای همکاری با متحدان آمریکا در مسائل مهم مورد نگرانی جهانی را به‌وضوح اعلام کرده است. بایدن قصد دارد تا دوباره به توافق اقلیمی پاریس و سازمان تجارت جهانی بپیوندد، از سازمان ملل حمایت کند، تعامل در پیمان‌های کنترل تسلیحات و تعامل با ناتو را از سر گیرد و حتی به توافق هسته‌ای ایران بازگردد. همچنین، بایدن در قبال چین احتمالاً سیاست سخت‌گیرانه اما ظریفی اتخاذ خواهد کرد به‌طوری‌که در صورت ممکن با چین (مثلاً در تغییرات اقلیمی و کره شمالی) همکاری خواهد کرد و در صورت لزوم (مثلاً در موارد نقض حقوق بشر در سین کیانگ یا فعالیت‌های تجاری ناعادلانه) با حمایت متحدان آمریکا در برابر چین خواهد ایستاد.

از سوی دیگر، تیم بایدن مسلماً می‌داند که بازسازی اعتماد متحدان و شرکای آمریکا مستلزم تلاشی سخت خواهد بود. اگرچه بسیاری از پایتخت‌های جهان از پیروزی بایدن خشنود شدند اما بدگمانی از احتمال انتخاب یک ترامپ دیگر همچنان پابرجاست. چه‌بسا که دوره بعد نسخه مخرب‌تری انتخاب شود. این امر، انگلیس و سایر کشورها را به پیشبرد استقلال و مقاومت خویش (بدون وابستگی به آمریکا و در هماهنگی با متحدان خویش) سوق داده است.

ازاین‌رو، کار بایدن صرفاً «بازتنظیم» یا بازگشت به روابط عادی پیشاترامپ نخواهد بود. درواقع، جهان تغییر کرده و چندجانبه‌گرایی و چنددستگی آن تشدید شده است مثلاً کشورهای قدرتمند نظیر چین درصحنه جهانی قدرت‌نمایی کرده و همه‌گیری جهانی هم به این زودی پایان نخواهد یافت.

بایدن ضمن مدیریت این چالش‌های بین‌المللی با مشارکت سایر کشورها، باید به حل‌وفصل طیفی از مسائل مختلفی نیز بپردازد که ریاست جمهوری ترامپ به آن‌ها دامن زده است. زن‌ستیزی آشکار ترامپ، عدم تمایل وی به محکوم کردن قتل جرج فلوید و دیگر سیاه‌پوستان توسط پلیس و حمایت ظاهری از برتری سفیدپوستان باعث بروز جنبش‌های اعتراضی شده است.

علاوه بر این، ترامپ یک عامل اخلال در سیاست خارجی بوده است. وی اولین رئیس‌جمهوری آمریکاست که آشکارا به مقابله با چین پرداخته و موجب تقویت اعتمادبه‌نفس رهبران سایر کشورها در مقابله با چین شده است. اگرچه بسیاری با اقدامات وی در مورد تضعیف سازمان‌های بین‌المللی نظیر سازمان بهداشت جهانی، سازمان ملل، ناتو و حتی اتحادیه اروپا مخالف هستند اما واقعیت این است که این نهادها نیازمند اصلاحات فوری هستند.

در بسیاری از موارد، اختلالات موجود اصلاحات را ضروری می‌سازد. ترامپ در بسیاری از حوزه‌های داخلی و خارجی رئیس‌جمهوری اخلالگر بوده است. بقای ترامپیسم در آمریکا و جنبش‌های پوپولیستی در بسیاری از مناطق دنیا تلنگری است که ضرورت حل‌وفصل بسیاری از چالش‌های مشترک جهانی را خاطرنشان می‌سازد. در آینده معلوم خواهد شد که آیا بایدن می‌تواند جهان را رهبری کرده و شکاف آمریکا را ترمیم کند یا جناح راست و چپ ترقی‌خواه مانع وی خواهند شد.