وب‌سایت اندیشکده بلژیکی بروگل در یادداشتی نوشت: سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) متقابل بین آمریکا و 27 کشور اتحادیه اروپا از 4.5 تریلیون دلار گذشته و در مقایسه با این نوع سرمایه‌گذاری بین آمریکا و چین بیشتر بوده است. به‌رغم مواضع ناهماهنگ اعضای اتحادیه اروپا در خصوص سیاست سرمایه‌گذاری، روابط آمریکا-اتحادیه اروپا در برابر مشکلات ایستاده و همچنان افزایش‌یافته است. بااین‌حال، طی چهار سال اخیر، رویکرد شدیداً مخرب رئیس‌جمهور ترامپ در سیاست تجاری به همراه تأکید وسواس گونه بر کاهش کسری تجارت دوجانبه، باعث دست‌کاری چشمگیر در تجارت شده و در تضاد مستقیم با اصول عدم تبعیض حاکم بر نظم تجارت چندجانبه بوده است، اصولی که آمریکا و اروپا توأمان برای برقراری آن تلاش کرده‌اند.

این امر، صرفاً فرصت‌طلبی سیاسی نبوده بلکه بیانگر اعتقادات ترامپ و مشاوران اوست. مسلماً، انتخاب مجدد ترامپ باعث تشدید این رویه وی خواهد شد؛ اما سابقه دولت اوباما – بایدن و سابقه دیرینه بایدن در حمایت از قوانین مهم تجاری در سنا، از احتمال بازگشت به رویکرد سنتی در سیاست تجاری حکایت می‌کند. بااین‌حال، چنین انتظاری غیرواقعی است. سیاست تجاری در خلأ اجرا نشده، بلکه طی چهار سال اخیر چیزهای زیادی در داخل و خارج آمریکا تغییر کرده است. در اینجا به سه تغییر مهم می‌پردازیم که پیامدهای مهمی برای روابط آمریکا با اتحادیه اروپا داشته و دولت بایدن ناگزیر با آن‌ها مواجه خواهد شد.

  • در طیف سیاسی، چین رقیب ژئوپلیتیکی و فنّاورانه سرسختی محسوب می‌شود.
  • تشدید نابرابری‌های مادی و درآمد در داخل آمریکا و تشدید سیاست‌های هویتی باسابقه نژادی، مذهبی و اجتماعی- اقتصادی، به‌طور بی‌سابقه‌ای سیاست آمریکا را دوقطبی کرده است.
  • ویرانی اقتصادی ناشی از کووید-19 به همراه سایر پیامدها باعث وخامت هرچه بیشتر شکاف‌های نژادی و نابرابری شده است.

دولت بایدن حداقل در اوایل، به‌جای روابط تجاری خارجی حل مشکلات داخلی را در اولویت قرار خواهد. هر یک از این مسائل در نمایش تبلیغاتی بایدن جلوه مهم‌تری دارد. از منظر اتحادیه اروپا و روابط تجاری آن با آمریکا، دولت بایدن در قبال این تغییرات باید در درجه اول مشکلات داخلی را حل‌وفصل کند؛ حمایت از سیاست «خرید کالاهای آمریکایی» را ادامه داده و به موافقت‌نامه‌های تجاری جدید تمایل چندانی نشان ندهد؛ و روابط تجاری را از منشور رقابت ژئوپلیتیکی و فنّاورانه با چین بنگرد.

در مقایسه سناریوهای پیروزی بایدن یا ترامپ، روابط تجاری آمریکا – اتحادیه اروپا را باید اولاً ازلحاظ روابط دوجانبه، ثانیاً از جنبه روابط آمریکا و اتحادیه اروپا با چین و ثالثاً از منظر همکاری‌های چندجانبه، به‌ویژه در مورد بحران سازمان تجارت جهانی، بررسی کرد.

 

روابط دوجانبه

در صورت ورود ترامپ به دور دوم، سیاست تردیدآمیز و حتی خصمانه در قبال اتحادیه اروپا احتمالاً دوچندان خواهد شد. اگرچه ترامپ اساساً به اهداف تجاری مقرر خود دست نیافته است اما تصور می‌شود که در دوره دوم و در غیاب دغدغه‌های انتخاباتی، رویکرد فعلی خود را تشدید سازد. شکی نیست که دولت بایدن تنش‌های آمریکا-اتحادیه اروپا را کاهش خواهد داد و دیدگاه‌های فرا آتلانتیک بار دیگر بر حوزه‌های مهم نظیر تغییرات اقلیمی حکم‌فرما خواهد شد. همچنین، شکی نیست که بایدن، در عین سختگیری بر چین همانند ترامپ، به یک روابط تجاری شبه نرمال روی خواهد آورد. بااین‌حال، بازگشت به مذاکرات برای توافق جامع، نظیر همکاری تجاری و سرمایه‌گذاری فرا آتلانتیک، بسیار بعید خواهد بود؛ اما در اواخر دوره بایدن و با ترمیم بحران کووید-19، فرصتی برای توافق در مورد یک مسئله یا مسائل چندگانه وجود خواهد داشت.

 

چین

هم بایدن و هم ترامپ، به چین هراسی در سیاست آمریکا دامن زده و آن را در راستای منافع انتخاباتی خویش می‌بینند؛ اما برخلاف رویکرد رقابت جویانه ترامپ در قبال اروپا، بایدن برای فشار برچین، به همکاری با متحدان آمریکا روی آورده و فرصتی در اختیار اتحادیه اروپا قرار خواهد داد تا در روابط با چین و آمریکا، منافع اساسی خود را با خواسته‌ها و دغدغه‌های ژئوپلیتیکی و امنیتی آمریکا وفق دهد. صرف‌نظر از پیروزی بایدن یا ترامپ، این چالش اتحادیه اروپا به خاطر مواضع متفاوت کشورهای عضو این اتحادیه در قبال چین، پیچیده‌تر شده است.

 

سازمان تجارت جهانی

بحران سازمان تجارت جهانی به خیلی قبل‌تر از دوره ترامپ بازمی‌گردد و بعید است که در آینده نزدیک حل‌وفصل شود. در صورت پیروزی ترامپ، آمریکا احتمالاً سازمان تجارت جهانی را بیش‌ازپیش به چالش خواهد کشید و خواستار امتیازات تعرفه‌ای از سایر اعضا ازجمله اتحادیه اروپا خواهد شد. چنین خواسته‌ای به‌طور حتم رد خواهد شد و راه سیاسی برای افزایش تعرفه‌ها بر کالاهای خارجی در آمریکا را هموار خواهد ساخت.

اما بایدن برای تقویت سیستم قانون محور و حفظ دستاوردهای سازمان تجارت جهانی، احتمالاً به موضع سنتی مذاکره و توافق بازخواهد گشت. بااین‌حال، در دولت بایدن نیز معضل اتحادیه اروپا در مدیریت روابط تجاری خود با دو بازیگر ژئوپلیتیکی رقیب (چین و آمریکا) همچنان باقی خواهد ماند. اگر اتحادیه اروپا نتواند بر این چالش غلبه کند، اولویت روابط تجاری آمریکا با اروپا برای دولت بایدن کمتر خواهد شد.