وب‌سایت موسسه آلمانی امور امنیت و بین‌الملل در یادداشتی نوشت: خط لوله گاز نورداستریم 2 بسیار نمادین بوده و سمبل همکاری آلمان و دیگر شرکای اروپایی با روسیه محسوب می‌شود. پنج شرکت انرژی اروپایی سهامدار این پروژه هستند که توسط شرکت گازپروم رهبری می‌شود. این پروژه در سال 2015 (یک سال پس از اشغال کریمه توسط مسکو) شروع شده و از آن زمان، آماج انتقادات بی‌وقفه بوده است. دولت آلمان منافع اقتصادی این طرح بر مشتریان و بازار گاز را به رسمیت شناخته و در چارچوب حقوقی موجود طبق پارادایم جدایی سیاست از تجارت، از آن حمایت کرده است. همچنین، برلین برای جبران ظاهری ضرر اوکراین، از توافق روسیه – اوکراین و تضمین درآمدهای کی یف از ترانزیت گاز برای پنج سال دیگر پشتیبانی کرده است. برلین برای تداوم تکمیل این خط لوله مانع از تلاش بروکسل برای اعمال کنترل بر آن شده است. ازاین‌رو، این خط لوله اکنون به یک فرصت و یک خسارت تبدیل شده است.

تحولات اخیر در جهت تشدید فشار برای کنار گذاشتن این طرح عمدتاً توسط واشنگتن انجام گرفته است. از پایان سال 2019 «قانون حفاظت از امنیت انرژی اروپا» به آمریکا امکان داده است تا عملیات لوله‌گذاری این طرح را متوقف سازد. همچنین، کنگره آمریکا نیز برای جلوگیری از ازسرگیری این کار گام‌هایی برداشته است. دولت آمریکا دستورالعمل «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم» را تغییر داده و از 15 ژوئیه 2020 هر شخص یا شرکت دخیل در ساخت این پروژه را به مجازات تهدید کرده است. اگر ساخت این پروژه از سر گرفته شود، برلین باید برای مقابله با تأثیر تحریم‌های واشنگتن تلاش مضاعف انجام دهد. از یک‌طرف، توجیه سیاسی حمایت فعالانه از ساخت نورد استریم 2 دشوار خواهد بود و از طرف دیگر، برلین باید تحریم‌های ثانویه را به‌طور اصولی رد کرده و با آن‌ها مقابله کند.

متوقف ساختن طرح نورد استریم 2 کاری عظیم است. دولت آمریکا با گزینه‌های دشواری مواجه خواهد شد و باید چهار جنبه زیر را مورد ملاحظه قرار دهد.

نخست آنکه، تأثیر فوری توقف این طرح بر تأمین انرژی ناچیز خواهد بود. این طرح برای امنیت انرژی اروپا نه خطر دارد و نه ضروری است. خط لوله‌های موجود عبوری از اوکراین از ظرفیت سالانه تقریباً 100-120 میلیارد مترمکعب گاز برخوردار هستند و خط لوله یامال-اروپا عبوری از لهستان و بلاروس 33 میلیارد مترمکعب و همچنین، نورد استریم 1 نیز 55 میلیارد مترمکعب بر این ظرفیت می‌افزاید. در کنار این، خط لوله‌های ترکیه و فنلاند نیز وجود دارند که روی‌هم‌رفته اوج مصرف 190 میلیارد مترمکعب را به‌راحتی تأمین می‌کنند، چیزی که گازپروم در سال 2018/2017 به اروپا عرضه کرده است. برعکس، این بدین معناست که توقف نورد استریم 2 حجم خرید گاز از گازپروم را کاهش نخواهد داد بلکه این خط لوله مستقیم مدرن و کارآمد، باعث کاهش اختلال در انتقال و نقص‌های فنی خواهد شد. در نبود خط لوله نورد استریم 2، نورد استریم 1 و خط لوله‌های مرتبط با آن همچنان حائز اهمیت خواهند بود.

دوم آنکه، برآورد تأثیر غیرمستقیم توقف این طرح بر اقتصاد و عرضه انرژی دشوار است. گذشته از پیامدهای تجاری، باید خاطرنشان کرد که نورد استریم 2 مقاومت عرضه گاز اروپا را بهبود خواهد بخشید و عرضه گسترده گاز برای صنایع و مشتریان سودمند خواهد بود.

سوم آنکه، کنار گذاشتن یک طرح زیرساختی اقتصادی به دلایل سیاسی، تغییر الگوهای برلین محسوب خواهد شد. بی‌شک، طرح‌های زیرساختی بزرگ مضامین ژئوپلیتیکی دارند و کشورها در پیگیری منافع ملی خود، تجارت و سیاست را به هم پیوند می‌دهند. این واقعیت ژئواقتصادی چالشی برای استقلال راهبردی آلمان به شمار می‌رود. این طرح برای صنعت و تجارت آلمان یک دارایی راهبردی است. آلمان و شرکای اتحادیه اروپا با متوقف کردن این طرح برای ارسال پیام به کرملین، به خودشان آسیب می‌زنند. پوتین این امر را صرفاً تسلیم آلمان در برابر فشار آمریکا تفسیر خواهد کرد.

و چهارم آنکه، ما با یک معمای تقریباً غیرقابل‌حل سیستم انرژی مبتنی بر منابع فسیلی مواجه هستیم. ما هرروز از رژیم‌های دیکتاتوری نفت و گاز خریداری می‌کنیم. بااین‌حال، انتقال این انرژی به طرح‌های زیرساختی بزرگ و واردات انرژی توسط کشورها وابسته است. دوران شراکت راهبردی خاص انرژی با روسیه به سر آمده است اما زندگی مسالمت‌آمیز و کارآمد در تجارت و مبادلات با این همسایه بزرگ و غنی از منابع همچنان ضروری است. از این منظر، تعلیق پروژه نورد استریم 2 برای همه طرف‌های دخیل زمان خواهد خرید؛ اما شرایط ازسرگیری آن مستلزم گفتگوی شفاف، توافق شرکای اتحادیه اروپا و امکان‌پذیری اجرای آن برای روسیه است.