جیم شی، معاون دبیر کل سابق ناتو در مطلبی که اندیشکده دوستان اروپا آن را منتشر کرد، نوشت: وقتی من در اوایل دهه 1980 در ناتو شروع به کار کردم، در همان زمان ثابت شد که دوره تعطیلات سالیانه ماه اوت نه‌تنها آرام‌ترین ماه نیست، بلکه پرتنش‌ترین دوره تقویم سالیانه ناتو است. هیچ‌یک از دبیرکل‌های ناتو نتوانسته‌اند در ماه اوت از مقر این سازمان در بروکسل دور شوند، چراکه احتمال درگیری بین دو همسایه یعنی یونان و ترکیه وجود دارد. دریای اژه همواره محل درگیری نیروی هوایی دو کشور بوده است. آنکارا و آتن همیشه یکدیگر را به‌عنوان شروع‌کننده درگیری‌ها معرفی می‌کنند. دبیرکل‌های مختلف ناتو روزهای سختی برای قضاوت در مورد ادعاهای دو کشور سپری کرده‌اند و هرکدام تلاش کرده‌اند تا قبل از وارد شدن ضربه‌های واقعی به هر یک از طرفین، آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی کنند.

به دلیل تکرار پیوسته درگیری‌های دو کشور در دریای اژه، تشخیص اینکه، دو کشور چه زمانی در آستانه وضعیت جنگی قرار خواهند گرفت دشوار بود؛ اما ناتو حق داشت نگران باشد، زیرا از سال 1970، آتن و آنکارا حداقل 3 بار در وضعیت بحرانی قرارگرفته‌اند. جدی‌ترین بحران در سال 1974 بود که نیروهای ترکیه به قبرس حمله کردند و شمال جزیره را اشغال کردند. نیروهای ترکیه بعد از 46 سال هنوز هم در شمال این جزیره هستند. این وضعیت اتحادیه اروپا را ملزم می‌کند تا با جدیت بیشتری درباره یک سیاست امنیتی و دفاعی مشترک برنامه‌ریزی کند. هرازگاهی، ما مسئولین ناتو امیدوار می‌شدیم که آتن و آنکارا مانند دیگر کشورهای اروپایی خصومت تاریخی‌شان را کنار گذاشته‌اند. گفتگوهای میانجیگرانه سازمان ملل در مورد قبرس و طرح کوفی عنان برای اتحاد مجدد قبرس فرصتی برای حل یکی از مهم‌ترین مشکلات بود، اما یونانی‌های قبرس در همه‌پرسی بعدی آن را رد کردند. شاید اتحادیه اروپا باید تلاش بیشتری می‌کرد تا پیوند مجدد اتحادیه با قبرس را برقرار کند اما متأسفانه این فرصت هم از دست رفت.

اختلافات موجود حاکی از آن نیست که این منطقه یک میدان منازعه جدید خواهد بود. چراکه هنوز هم برای برگرداندن اوضاع به شرایط قبلی می‌توان با یک استراتژی چهاربخشی اقدام کرد.

نخست آنکه، ناتو باید به نقش سنتی خود یعنی شروع‌کننده «گفتگوهای فنی» در مقر خود یعنی بروکسل بین نمایندگان ارتش یونان و ترکیه بازگردد. در این صورت، ناتو می‌تواند به‌عنوان یک‌طرف مورد اعتماد، اتفاقات را بررسی کند و بر حریم دریایی و هوایی کشورها به‌منظور اجتناب از برخورد نیروهای یونان و ترکیه نظارت کند. ناتو همچنین می‌تواند آتن و آنکارا را برای شفافیت بیشتر و اطلاع‌رسانی به دیگر کشورها پیش از شروع برگزاری مانور نظامی تحت‌فشار قرار دهد.

دوم آنکه، اکنون زمان آن رسیده است که آمریکا و آلمان اختلافات خود در موضوعاتی مانند خط لوله نورد استریم 2 و تقسیم هزینه‌های ناتو را کنار گذاشته و برنامه‌ای برای کاهش تنش میان آتن و آنکارا ارائه دهند.

سوم آنکه، سازمان ملل طبق آنچه چارلز مایکل، رئیس شورای اتحادیه اروپا پیشنهاد داده است یک کنفرانس بین‌المللی برای حل‌وفصل تنش‌های جاری بین ترکیه و یونان برگزار کند.

و چهارم آنکه مسائل نفت و گاز تنها بخشی از اختلافات گسترده‌‌‌تر بین یونان و ترکیه (که ریشه در جنگ‌های گسترده 1922 تا 1923 و تقسیم قبرس دارد) و همچنین مسئله الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا و نیز فضای سیاسی و تمدنی اروپا می‌باشند. ترکیه در چند وقت اخیر نشان داده است که به سمت ملی‌گرایی سوق یافته و روابط ترکیه با اتحادیه اروپا از یک بحران به بحرانی دیگر تبدیل‌شده است. برخی از نیروهای سیاسی در اتحادیه اروپا و آنکارا حل‌وفصل این چالش‌ها را غیرممکن می‌دانند. بااین‌حال، 7 کشور مدیترانه‌ای اتحادیه اروپا اخیراً در کورسیکا با امانوئل مکرون دیدار کردند تا درباره این پرسش استراتژیک تبادل‌نظر کنند که چگونه می‌توان ترکیه را همچون گذشته به حمایت از اروپا وادار کرد.