یوجین رومر، ریچارد سوکولسکی و الکساندر ولادیجیچ در گزارشی که اندیشکده کارنگی منتشر کرد، نوشتند: از زمان تهاجم روسیه به اوکراین و جدایی روسیه از غرب در سال ۲۰۱۴ مطالب زیادی درباره چرخش روسیه به سوی آسیا-اقیانوسیه نوشته شده، اما این چرخش راهبردی مفروض، کمتر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

این کشور به موجب تاریخ، فرهنگ راهبردی، جمعیت شناختی و روابط اقتصادی عمده خود (بیشتر از آنکه یک قدرت آسیایی باشد) یک قدرت اروپایی است و خواهد ماند.

 

شرکت روسیه با چین

آسیا-اقیانوسیه برای سیاست خارجی روسیه به دلیل شراکت راهبردی رو به رشد این کشور با چین که در سال ۱۹۸۹ و نه در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، همچنان مهم خواهد بود. دیگر منافع اقتصادی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک مسکو در منطقه از اهمیت کمتری برخوردار است و روسیه برای این منافع اهمیت کمتری نسبت به اولویت مهم حفظ و تقویت شراکت ژئوپلیتیک خطیر خود با پکن قائل است.

تحول وضعیت نظامی روسیه در خاور دور و قابلیت‌های نظامی این کشور در منطقه نظامی شرقی بازتاب منافع نسبتا کم اهمیت‌تر این کشور در این منطقه و اولویت پایین این منطقه در مقایسه با دیگر مناطق غرب اورال است.

میزان نیروهای اختصاص داده شده به منطقه نظامی شرقی تا حد زیادی ثابت مانده، وسعت و دامنه‌ی بهبود کیفی آن‌ها کم بوده است و آن‌ها عمدتاً برای بازدارندگی راهبردی، تسلط بر حریم هوایی و دریایی اطراف جزایر مورد مناقشه کوریل و دفاع از مرز زمینی با چین خودنمایی می‌کنند.

اگرچه قابلیت تزریق نیروی روسیه افزایش کمی داشته است، اما این کشور فاقد سرمایه و زیرساخت برای حفظ عملیات‌های متعارف با شدت بالا در فواصل دور در این منطقه است و نیروهایش حریف نیروهای آمریکایی، به ویژه در صورتی که با نیروهای متحدان منطقه‌ای و شرکای آمریکا ترکیب شوند، نیستند. حضور نیروی دریایی روسیه در غرب اقیانوس آرام نیز هم چنان بسیار کم است.

 

دیگر کشورهای آسیا

روابط روسیه با دیگر کشورهای آسیایی از اهمیت کمتری در مقایسه با شراکت راهبردی مسکو و پکن برخوردار است.

روابط روسیه با ژاپن:

یک رابطه مهم دیگر روسیه در آسیا-اقیانوسیه رابطه این کشور با ژاپن است. مهم‌ترین ویژگی این رابطه پتانسیل محقق نشده آن است که بر گرایش شدید مسکو به چین تاکید دارد. روابط تجاری سرمایه‌گذاری و اقتصادی روسیه با ژاپن توسعه نیافته است و هرگونه بهبود قابل توجه در روابط سیاسی در گرو حل‌وفصل مشاجره سرزمینی حل‌نشده میان دو کشور در خصوص جزایر کوریل، شراکت راهبردی روسیه با چین و نیز اتحاد ژاپن با آمریکا قرار دارد. رابطه روسیه و ژاپن از زمان پایان جنگ سرد تا کنون، شاهد شروع‌های بد، امیدهای ناکام و انتظارات غیرواقع‌گرایانه بوده است.

نقش حاشیه‌ای روسیه در شبه جزیره کره: آرمان‌های روسیه برای داشتن نقش قابل توجه در شبه جزیره کره همچنان محقق نشده است. ارتباطات تجاری و سرمایه‌گذاری میان دو کشور همچنان ضعیف است. روسیه از گفت‌وگوهای دیپلماتیک آمریکا و کره شمالی درباره خلع سلاح هسته‌ای به طور کامل کنار گذاشته شده است. روابط با کره جنوبی نیز بهتر از این نبوده است. سئول نفع کمی در روابط نزدیک با مسکو دارد، زیرا فقط پکن است که از اهرم نفوذ بر رفتار کره جنوبی برخوردار است. عمدتاً به این دلیل که کره شمالی از اولویت بالا برای روسیه برخوردار نیست، مسکو به طور کلی رهبری چین در شبه جزیره کره را دنبال می‌کند. به این خاطر که در مقایسه با چین که اهرم‌های فشار بیشتری در رابطه با پیونگ‌یانگ دارد، این منطقه برای روسیه از اهمیت کمتری برخوردار است، بعید به نظر می‌رسد که مسکو اجازه دهد مواضع‌شان در قبال کره شمالی از هم فاصله بگیرد.

روابط محدود روسیه با جنوب شرق آسیا:

تعامل فعال‌تر مسکو با کشورهای جنوب شرق آسیا بعد از نشست روسیه با مجمع کشورهای جنوب شرق آسیا در سال ۲۰۱۶ و نیز دسترسی به این کشورها، نتایج چندانی در بر نداشته است. روسیه موفقیت‌هایی در گسترش فروش سلاح، تجارت و همکاری در حوزه انرژی با تعدادی از اعضای آ.سه.آن داشته، اما روابطش با این سازمان عمدتاً فاقد استحکام بوده است. روابط دو جانبه این کشور با مهم‌ترین شرکایش در منطقه یعنی ویتنام، اندونزی و میانمار نیز هنوز به پتانسیل کامل خود نرسیده است.

برخی عوامل این مسئله را توضیح می‌دهند که چرا روسیه در جنوب شرق آسیا کمتر از ظرفیتش ظاهر شده است: این منطقه برای سیاست خارجی روسیه از اولویت بالایی برخوردار نیست، زیرا مسکو منافع محدودی در آنجا دارد. روسیه و آ.سه.آن هیچکدام نیاز چندانی به یکدیگر ندارند و روسیه شراکت راهبردی خود با چین را به گسترش نفوذش در این منطقه ترجیح داده است. مسکو در خصوص شبه جزیره کره، دامنه نفوذ پکن در این منطقه را پذیرفته و نقش یک شریک کوچک‌تر را به عهده گرفته است. بنابراین نباید روسیه را به عنوان یک بازیگر کاملا مستقل در جنوب شرق آسیا در نظر گرفت.

 

معانی تلویحی برای سیاست آمریکا در آسیا-اقیانوسیه

اولویت‌های اصلی روسیه در آسیا-اقیانوسیه در خارج از شبه جزیره کره و جنوب شرق آسیا واقع است و این کشور در این منطقه گزینه‌های چندانی برای ارائه ندارد. در هر دو مورد، روسیه رضایت دارد که شریک کوچک‌تر بالفعل چین باشد و دامنه نفوذ چین را تلویحا پذیرفته است. بنابراین تمامی مسیرها برای جلب حمایت و رضایت مسکو از سیاست‌های آمریکا در قبال این مناطق، از مسیر پکن می‌گذرد.

چین: شرکت راهبردی در حال شکوفایی روسیه و چین باعث نگرانی‌هایی در جامعه راهبردی آمریکا شده است؛ با این مضمون که این شراکت تهدیدی جدی برای منافع آمریکا است. برخی تحلیلگران و مقامات ظاهرا معتقدند که راهبرد شکاف می‌تواند اتحاد آن‌ها را ضعیف کند یا از بین ببرد: شراکت آن‌ها در تلاقی منافع داخلی، سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیک، اولویت ها و استنباط آن‌ها از تهدید ریشه دارد. مسئله دیگری که به همان اندازه مهم است، این است که روسیه و چین آمریکا را چالش مهم خود در نظر می‌گیرند و برای ایجاد تغییر در این برداشت، به یک بازنگری اساسی در سیاست آمریکا نیاز است. روابط خوب با پکن برای مسکو یک ضرورت راهبردی محسوب می‌شود و رهبران این کشور هیچ جایگزینی برای این شراکت شاهد نیستند. روسیه در ژئوپلیتیک آسیا و اقیانوسیه یک بازیگر حاشیه‌ای است و بنابراین تاحد زیادی در رقابت منطقه‌ای میان آمریکا و چین بی‌اهمیت است. وظیفه اصلی آمریکا تدوین یک راهبرد ارزشمند مناسب برای روابطش با چین و روسیه است.

شبه جزیره کره: روسیه همگام با چین اهدافش را در شبه جزیره کره دنبال خواهد کرد. اگر واشنگتن بخواهد در زمینه سرعت و دامنه خلع سلاح هسته‌ای و تحریم‌ها از خود انعطاف نشان دهد، مسکو به دلیل آنکه در نفع آمریکا در عاری‌سازی کره شمالی از سلاح هسته‌ای شریک است، بیشتر بخشی از یک راه‌حل خواهد بود تا بخشی از یک مشکل؛ برعکس، کره می‌تواند یک مخرب باشد و رسیدن به نتایج مطلوب را برای واشنگتن دشوارتر سازد. برای محدود کردن رفتار جنگ‌طلبانه کره شمالی که خطر یک جنگ تمام عیار در این شبه جزیره و تسریع استقرار نیروی نظامی آمریکا در این منطقه را به همراه خواهد داشت و می‌تواند برای مسکو تهدید محسوب شود، می‌توان روی روسیه حساب کرد. اگر مسکو و واشنگتن زمانی گفت‌وگوهای راهبردی در سطح عالی‌رتبه را از سر بگیرند، دستور کار این گفت‌وگوها باید پیشگیری از رشد بیشتر قابلیت‌های هسته‌ای کره شمالی اولویت اصلی باشد. راهبرد آمریکا برای برخورد با رویکرد روسیه در قبال شبه جزیره کره باید همکاری و نه منزوی ساختن باشد.

 

جنوب شرق آسیا:

در تلاش‌های آمریکا برای ایجاد تعادل در برابر چین در جنوب شرق آسیا، به ویژه در دریای چین جنوبی، احتمالاً روسیه از ارزش ژئوپلیتیک کمی برخوردار است. اولویت اصلی ما در این منطقه جلوگیری از تبدیل پکن به دشمن است. بنابراین هرگونه تلاش آمریکا برای ایجاد شکاف میان این دو کشور در جنوب شرق آسیا محکوم به شکست است و فقط تنش‌ها در رابطه آمریکا با چین را وخیم‌تر خواهد ساخت. نیازی نیست واشنگتن در اجرای رقابت قدرت بزرگ با مسکو بیش از حد نگران مقابله با هر اقدام این کشور در زمینه توسعه همکاری‌های پیشرفته نظامی و امنیتی با اعضای آ.س.آن باشد، زیرا نیروی نظامی آمریکا از برتری متعارفی نسبت به نیروهای روسی در این منطقه برخوردار است. هندسه ژئوپلیتیک رقابت قدرت بزرگ در آسیا و اقیانوسیه مثلثی شکل نخواهد بود. چین و آمریکا بازیگران اصلی در رقابت برای برتری منطقه‌ای خواهند بود. روسیه یک تماشاگر علاقه‌مند، اما نه چندان بانفوذ خواهد بود که آماده است از گشایش‌های ایجاد شده توسط اشتباهات و خطاهای آمریکا سودی فرصت طلبانه به دست آورد.