آرون دیوید میلر در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: در خاورمیانه‌ی توام با خشونت، ویرانی و ناکارآمدی، عمده امور مربوط به صلح اعراب – اسرائیل بی‌نتیجه می‌ماند. در واقع، خاورمیانه در دولت ترامپ که نماد ضعف و سستی غیر طبیعی است، منطقه افول ایده‌های آمریکا بوده است. اعلامیه رسمی عادی سازی روابط بین اسرائیل و امارات احتمالا یک استثناست.

از نظر هر سه طرف آمریکا – اسرائیل- امارات، این عادی سازی روابط، تلاقی نادر منافع و یک پیروزی روشن است. برای طرف دیگر، یعنی فلسطین، این امر یک باخت تکان دهنده و بازتاب واضح تغییر غالب منطقه به ضرر آن است. محمودعباس، رئیس تشکیلات فلسطین، بلافاصله این امر را «تجاوز به مردم فلسطین و خیانت به بیت المقدس» خواند.

شاید طرح‌های اسرائیل برای اشغال بخش‌هایی از کرانه باختری احتمالا به حالت تعلیق دربیاید، اما اگر کسی باور کند که ما به یک مذاکره (و یا به یک توافق، برای پایان دادن به مناقشه اسرائیل- فلسطین) نزدیک می‌شویم، باید صبر  نماید تا احساسات فروکش کند.

سرخط خبرهای چند روز گذشته از عادی سازی روابط بین اسرائیل و امارات، بخش جدایی ناپذیر روندی است که از قبل ساخته شده است یعنی، گرمی غافلگیرکننده روابط بین اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج [فارس] در دوره ریاست جمهوری ترامپ.

سه عامل مهم در پیشبرد این روند نقش داشته است، ظهور ایران و جهادی‌های سنی که منطقه را به وحشت انداختند، فصل مشترک کوچک اما مهمی بین منافع اسرائیل و کشورهای عرب حوزه خلیج [فارس]  ایجاد کرده و فرسایش و ناامیدی فزاینده از آرمان فلسطین، کشورهای عربی را به پیگیری منافع خاص خویش سوق داده است.

 

دیکتاتور دوستی ترامپ

با این حال، در پشت همه این‌ها، تمایل کاخ سفید به فروش تسلیحات به کشورهای ثروتمند عربی و جذب سرمایه آنها در آمریکا و همچنین، سوق دادن اعراب به ضدیت با ایران و دوستی با اسرائیل، نهفته است. در واقع، ترامپ و داماد و نماینده وی در خاورمیانه، جرد کوشنر، با مقامات ارشد عربستان و امارات روابط شخصی نزدیکی برقرار ساخته اند و کشورهای عربی نیز فرصت دیکتاتور- دوستی رئیس جمهور آمریکا را غنیمت شمرده و مشتاق پیروی از او بوده اند.

برای بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، این اعلامیه در بهترین موقع صورت گرفته است. وی در مواجهه با محاکمه قضایی، موج جدید کووید-19 و رکود اقتصادی اسرائیل با سطح بیکاری بی‌سابقه، به یک تقویت کننده نیاز داشت. وی همچنین برای  اجتناب از تله الحاق کرانه باختری که برای خود چیده بود، به یک راه گریز نیاز داشت. نتانیاهو به کرات قول داده بود که بخش‌هایی از کرانه باختری را به انضمام اسرائیل درخواهد آورد، اما وی در بحبوحه همه‌گیری کرونا ویروس و بدون چراغ سبز دولت ترامپ، برای این کار آمادگی نداشت. اعلام این توافق معمای پیچیده‌ای را برای نخست وزیر اسرائیل حل کرد. اکنون نتانیاهو می‌تواند این افتخار بی‌سابقه یعنی عادی سازی روابط با یک کشور حوزه خلیج [فارس]  را به خود نسبت دهد. در واقع، اگر عربستان و عمان یا بحرین از این روال پیروی کنند، این امر به اعتبار نتانیاهو در گسترش روابط اسرائیل در این منطقه خواهد افزود در حالی که فعالیت شهرک سازی وی در کرانه باختری و بیت‌المقدس همچنان ادامه دارد.

این اقدام برای امارات منافع متعددی دارد. این توافق باب فروش تجهیزات نظامی آمریکا به روی امارات را باز می‌کند، تجهیزاتی که آمریکا تنها به یک کشور عرب در حال صلح با اسرائیل می‌فروشد. این امر، نه تنها برای دولت ترامپ بلکه برای واشنگتن نیز یک امتیاز محسوب می‌شود.

 

ادعای فریبکارانه امارات؛ توافق با اسرائیل مانع اشغال کرانه غربی

امارات احتمالا به خاطر این تصمیم با برخی واکنش‌های منطقه‌ای مواجه شود، اما امارات تلاش می‌کند تا پیش دستی کرده و خود را طرفی جلوه دهد که از اشغال کرانه باختری توسط اسرائیل جلوگیری کرده است.

این توافق برای دولت ترامپ نیز دقیقا به موقع است. اگرچه شکست دولت ترامپ در جلوگیری از جنگ عربستان در یمن و خودداری از تحریم ولیعهد عربستان به خاطر قتل جمال خاشقچی، به منافع آمریکا آسیب رساند اما پیشبرد موضوع اعراب- اسرائیل مایه بهبود اعتبار دولت آمریکا می‌شود. دولت ترامپ در مورد این توافق مبالغه کرده و روبرت سی اوبراین، مشاور امنیت ملی، ترامپ را به خاطر این توافق و سیاست هایش در خاورمیانه، شایسته جایزه صلح نوبل دانسته است.

فلسطین مهمترین بازنده این توافق است. واقعیت این است که طرح اشغال اسرائیل حداقل به این زودی انجام نمی‌شد اما تصمیم کشورهای حوزه خلیج [فارس]  برای عادی سازی روابط با اسرائیل ضربه‌ای خیره کننده بر مسئله فلسطین بوده و بیانگر تغییر اولویت‌های اعراب و منطقه است.

حقیقت این است که دستیابی اسرائیل به این همه گسترش روابط در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه تحت رهبری نخست وزیری که مسئله فلسطین را جدی نمی‌گیرد، از یک طرف بیانگر ضعف فلسطین بوده و از طرف دیگر بیانگر کناره گیری کشورهای عربی از آرمان فلسطین است. جهان عرب نمی‌تواند این آرمان را فراموش کند و نخواهد کرد، اما توافق امروز نشان می‌دهد که بسیاری از کشورهای عربی دیگر نمی‌خواهند منافع شان به خاطر این آرمان آسیب ببیند.