فیلیپ کورنل، عضو ارشد مرکز انرژی جهانی اندیشکده شورای آتلانتیک آمریکا در مقاله‌ای که این اندیشکده منتشر کرد، نوشت: تجربه هیثم در وزارت امور خارجه و رهبری اصلاحات اقتصادی اخیر عمان نشان‌دهنده اشتیاق مشابه او برای تکامل عمل‌گرایی و صلح منطقه‌ای است.

با هجوم ویروس کرونا و بحران اقتصادی، تعهد عمان به پیشرفت پایدار و بی‌طرفی سیاسی با آزمون‌های جدیدی روبرو خواهد شد و روابط جهانی گسترده‌ این کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

اساس این رویکرد منطقه‌ای که جایگاهی بین‌المللی را به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما برای قابوس فراهم کرد، سرمایه‌گذاری‌های سخاوتمندانه در زیرساخت داخلی و سرمایه انسانی بود که باعث جریان رشد و حفظ ثبات در دهه‌ای که شد که نفت از قیمت بالایی برخوردار بود؛ اما از سال 2004 به بعد بهای پایین‌تر نفت بر بودجه تأثیر گذاشت و خیلی زود برای سراسر منطقه روشن شد که ضعف نفت، ضعفی ساختاری است، بنابراین برنامه چشم‌انداز 2040 برای متنوع سازی اقتصاد و آغاز رشد غیرنفتی شروع شد.

درآمدهای نفتی در سال 2020 بعدازآن که شیوع کرونا باعث کاهش تقاضای جهانی نفت شد، با شدت بیشتری در حال سقوط است. بودجه عمان حتی با نفت 87 دلار هم با کاهش روبرو بود، بنابراین بهای زیر 30 دلار برای هر بشکه نفت به‌علاوه تولید پایین‌تر تحت توافق آوریل اوپک پلاس به معنای کسری بودجه تقریباً 17 درصدی عمان در سال 2020 خواهد بود.

عمان همین حالا هم در مقایسه با همسایگانش در شورای همکاری خلیج (فارس) با وضعیت مالی ضعیف‌تری به این بحران وارد شده است. فقط وضعیت بحرین بدتر است و این کشور از عربستان و امارات کمک می‌گیرد. رتبه اعتباری عمان باعث می‌شود این کشور برای وام گرفتن با محدودیت روبرو باشد. عمان بر خلاف بحرین همواره از سرسپردگی سیاسی در برابر ریاض یا ابوظبی، با وجود اعمال فشار برای این‌که در منطقه جانب یک طرف را بگیرد، خودداری کرده است. این فشارها از اواسط دهه جاری آغاز شد.

در سال‌های پایانی سلطنت قابوس، با قدرت گرفتن محمد بن سلمان در عربستان، محمد بن زاید در امارات و دونالد ترامپ در آمریکا، عمان در معرض سیاست‌های خارجی فعال این دو ولیعهد و پذیرش سردتر در واشنگتن قرار گرفت. روابط با امارات برای عمان روابطی حساس است و تلاش برای مثلث سازی میان ریاض و ابوظبی، با سبک تهاجمی این دو ولیعهد و تمایل عمان به میانجی‌گری و نه مشارکت در مناقشات منطقه‌ای مانند یمن و درگیری شورای همکاری خلیج (فارس) با قطر، محدود شده است.

عمان در این فضای جدید که شامل انزوای نرم در همسایگی، روابط سردتر با واشنگتن و تغییر سیاسی است، از روابط مهم خارج از شورای همکاری خلیج (فارس)، به‌ویژه با چین، هند و اروپا به شکلی ماهرانه بهره برده است.

 

استقبال از سرمایه گذاری چین و استقرار رزم‌ناوهای آمریکایی

جایگاه عمان به‌عنوان یک مرکز لجستیک سنگ بنای چشم‌انداز 2040 و نیز سرمایه‌ای جذاب برای برنامه زیرساختی ابتکار کمربند و جاده است. در سال 2016 کنسرسیومی از شرکت‌های سرمایه‌گذار چینی به نام عمان وانفانگ قراردادی 10.7 میلیارد دلاری را برای ساخت یک پارک صنعتی در منطقه ویژه اقتصادی بندر دقم در عمان امضا کرده است. این پروژه گرچه مطابق با انتظارات پیش نرفته است اما همچنان نشان‌دهنده تعهد چین به عمان به‌عنوان دروازه ابتکار کمربند و جاده به‌سوی عربستان محسوب می‌شود. در دسامبر 2019 نیز شرکت دولتی انتقال برق چین 49 درصد از سهام شرکت هولدینگ برق عمان را خرید.

آمریکا نیز نه به‌عنوان یک فرصت اقتصادی بلکه به‌عنوان یک پایگاه نظامی که قادر به پشتیبانی از ناوهای هواپیمابر باشد، سراغ بندر دقم رفته است. باوجود کاهش علاقه دولت ترامپ به نقش عمان به‌عنوان یک میانجی‌گر منطقه‌ای، درحالی‌که تنش‌ها با ایران رو به افزایش است، موقعیت راهبردی عمان موقعیتی ارزشمند محسوب می‌شود.

شیوع بیماری کرونا و فشار اقتصادی 2020 نیز باعث شده است عمان برای تغییر اقتصاد و جلب سرمایه خارجی تحت‌فشار بیشتری قرار گیرد. چین، با پولی که در دست دارد و با یک برنامه سرمایه‌گذاری برای تخصیص آن، می‌تواند به معاملات بزرگی در عمان دست یابد.

دولت عمان در خصوص اتکای بیش‌ازحد به چین هشیار است و نیروی دریایی آمریکا می‌تواند وزنه‌ای را برای ایجاد تعادل در دقم به عمان ارائه کند. درحالی‌که چین و آمریکا به‌سرعت در حال دور شدن از هم هستند، عمان با یک اقدام متوازن کننده حساس روبرو خواهد شد.

 

هند، اروپا و انرژی

دیگر قدرت‌های منطقه‌ای مانند هند نیز فرصت‌هایی را در عمان مشاهده می‌کنند. هند یک توافق در حوزه حمل‌ونقل دریایی با عمان امضا کرده که به پیشبرد راهبرد ایندوپاسیفیک کمک و نقش عمان به‌عنوان کانون کشتیرانی هند را تقویت می‌کند. نیروی دریایی هند نیز به دنبال دسترسی به دقم است و شرکت‌های هندی در منطقه ویژه اقتصادی عمان سرمایه‌گذاری می‌کنند. روابط تاریخی، یک اجتماع بازرگانی هندی در عمان و الزامات راهبردی مودی در دوران پساکرونا احتمالاً این دو کشور را به هم نزدیک‌تر خواهد کرد.

درنهایت کشورهای اروپایی نیز عمان را یک شریک طبیعی در این منطقه می‌دانند و به شکلی فعال به دنبال ایجاد رابطه با این کشور بوده‌اند. این اقدام به‌ویژه بعد از برگزیت ضروری است زیرا عمان روابط نزدیکی با انگلیس دارد. اروپایی‌ها در حال حاضر با اولویت‌های دیپلماتیک مشابه و اکراه مشترک به رویکردهای ریاض، ابوظبی و واشنگتن در حال رفتن به‌سوی عمان هستند. اتحادیه اروپا بزرگ‌ترین سهم را در سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در این کشور دارد. سرمایه‌گذاری اروپا ممکن است به سمت شراکت منحصربه‌فرد درزمینهٔ انرژی سبز کشیده شود. درحالی‌که سرمایه‌گذاری برای انرژی سبز و هیدروژن در بطن بسته‌های اروپایی در دوران پساکرونا قرار دارد، عمان می‌تواند یک مقصد منحصربه‌فرد سرمایه‌گذاری برای تقویت واردات انرژی سبز و تقویت حضور ضعیف اروپا در خلیج (فارس) در دوران پسابرگزیت باشد.

عمان در حال حاضر از نفوذ منطقه‌ای و رفاه اقتصادی که چند سال قبل از آن بهره‌مند بود، برخوردار نیست و این مسائل باعث شده است به سراغ متنوع سازی روابط و جلب سرمایه‌گذاری‌های جدید برود. بحران اقتصادی ناشی از شیوع کرونا این روند را تسریع خواهد کرد. پروژه‌های پیشرفته در حوزه انرژی و ایجاد اتصال نقش مهمی را در گسترش روابط جهانی عمان خواهد داشت و نیز مسیری را برای سرمایه‌گذاری در جهت کاهش بحران اقتصادی و پیشبرد متنوع سازی انرژی فراهم می‌کند. شاید این وضعیت جدید تنش‌ها با متحدان سابق در شورای همکاری خلیج (فارس) و متحدان آمریکایی را رفع نکند. سلطان جدید همین حالا هم اعلام کرده است که دیپلماسی اقتصادی مشارکتی را به پیشنهاد‌ها نظامی تحمیلی ترجیح می‌دهد؛ اما در مسقط به روابط تیره با آمریکا با نگرانی نگاه می‌شود، تداوم این تعامل هم برای عمان و هم برای منافع ژئوپلیتیک آمریکا خوب خواهد بود.

در جهان چندقطبی پساکرونا، رقابت برای نفوذ در کشورهایی نظیر عمان، اقتصادی و فنّاورانه و متمرکز بر زیرساخت‌های مهم و همراه با پاداش‌های ژئواستراتژیک خواهد بود.