باربارا اسلاوین و هالی داگرس در مطلبی که شورای آتلانتیک آن را منتشر ساخت، نوشتند: در سال 2015 با نهایی شدن توافق هسته‌ای میان ایران و پنج کشور آلمان، روسیه، چین، فرانسه، آمریکا و انگلیس، همه دیپلمات‌های حاضر در مذاکرات علیرغم خستگی ابراز رضایت نه پیروزی داشتند، چراکه امیدوار بودند برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام به اساس و بنیانی برای دیپلماسی بیشتر جهت شناسایی اختلافات بین ایران و دیگر شرکایش تبدیل شود.

در آمریکا، دیپلمات‌های این کشور پی بردند که نبرد سیاسی داخلی شدیدی را در پیش‌رو دارند و کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) که در آن زمان در تسلط جمهوری‌خواهان بود مانعی بر سر راه اجرای توافق هسته‌ای بود. کشورهای دیگر، ازجمله رژیم صهیونیستی با دوستان آمریکایی خود، به‌ویژه اعضای کنگره برای بلااثر ساختن برجام تلاش کرده و به رایزنی خود برای منحرف ساختن آن حتی با بقای توافق یادشده پس از بررسی توسط کنگره ادامه داده است.

همه امیدوار بودند که برجام موجبات مدیریت مناسبات ایران و آمریکا فراهم نماید. آمریکا و متحدان اروپایی با به‌کارگیری برجام به‌عنوان یک اقدام اعتمادساز شاید می‌توانستند با دولت حسن روحانی برای پایان دادن جنگ در یمن و سوریه همکاری کنند. همچنین امیدوار بودند که گفتگوهایی با ایران در خصوص معماری امنیتی منطقه‌ای صورت گیرد.

بجای همکاری‌های مثبت فوق‌الذکر، مجدداً وارد وضعیت سایه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شده‌ایم. با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و برقراری مجدد تحریم‌ها توسط واشنگتن، تنش روبه افزایش گذاشته و ایران برخی از تعهدات هسته‌ای خود ذیل برجام را در واکنش به اقدامات آمریکا کاهش داده است. بعلاوه، تنش بین ایران و آمریکا در عراق جایی که آمریکا سردار سلیمانی را به شهادت رساند نیز افزایش یافته است.

از دید ایران و آمریکا که 40 سال درگیر تنش هستند، برجام می‌توانست آغازی برای روند عادی‌سازی مناسبات سیاسی و اقتصادی میان دو کشور باشد.

انتخاب دونالد ترامپ در نوامبر 2016، بزرگ‌ترین عاملی بود که امیدهای برجام را بر باد داد. ترامپ در جریان مبارزه انتخاباتی توافق یادشده را بدترین توافق برشمرد و بعد از چند بار تهدید به خروج از توافق مذکور، نهایتاً در می‌2018 به‌طور یک‌جانبه از برجام خارج شد و تحریم‌های آمریکا را مجدداً برقرار کرد.

درحالی‌که برخی‌ها امیدوار به دولت جدید آمریکا هستند، از همان آغاز مؤلفه‌هایی وجود داشته که برجام را تضعیف می‌کرد. در چنین شرایطی لغو تحریم‌ها در آینده باید قانون شود تا هر دولت جدیدی که در کاخ سفید مستقر می‌شود آن را تغییر ندهد. این امر بدین معنا است که دولت آمریکا برای مردم و نمایندگان این کشور در کنگره مشخص سازد که توافق هسته‌ای در راستای منافع ملی آن‌ها است.

یکجانبه‌گرایی برای تسلیم ساختن تهران مؤثر نبوده و کارساز واقع نخواهد شد.

خواه آمریکا دوست داشته باشد خواه دوست نداشته باشد باید درک کند که ایران دارای منافع امنیتی مشروعی است. تلاش دولت ترامپ برای منزوی ساختن ایران و آسیب زدن به اقتصاد این کشور نه‌تنها به ایرانی‌های عادی آسیب وارد ساخته، بلکه خاورمیانه را به یک منطقه بسیار ناکارآمد تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، شورای همکاری خلیج‌فارس در وضعیت نابسامانی قرار دارد و محاصره قطر توسط امارات و عربستان این وضعیت را بدتر کرده است. این در حالی است که ترامپ در آغاز امارات و عربستان سعودی را به فشار بیشتر بر قطر ترغیب می‌کرد. اینک همه‌گیری ویروس کرونا را شاهد هستیم که به کشتار خود صرف‌نظر از ایدئولوژی، منطقه یا میزان بودجه نظامی ادامه می‌دهد.

از نگاه ایرانی‌ها ضروری است که تحرک واقعی برای صلح وجود داشته باشد. همان‌طوری که در سند همکاری راهبردی 25 ساله بین ایران و چین نشان داده شده، سیاست نگاه به شرق ایران از مدت‌ها قبل وجود داشته‌ است.