محمت اوقوتچو در یادداشتی که وب‌سایت شورای آتلانتیک (آمریکا) آن را منتشر کرد؛ نوشت: لیبی که در منطقه‌ای استراتژیک در تقاطع آفریقا، خاورمیانه و اروپا واقع است، به محیطی پرآشوب تبدیل‌شده است که فضایی برای رشد گروه‌های افراطی نظیر داعش فراهم کرده و چالش‌های پناه‌جویی اروپا را دوچندان کرده است. بااین‌حال، مداخله بازیگران خارجی به‌جای اینکه موجب حل‌وفصل این جنگ شود، با تأمین پول، مزدور و سلاح برای جناح‌های در حال جنگ، سبب تشدید این جنگ شده است.

بااین‌وجود، پشتیبانی قوی ترکیه از دولت نخست‌وزیر فائز سراج (که سازمان ملل آن را به رسمیت می‌شناسد) حداقل باعث نجات این کشور از سقوط به حوزه نفوذ عناصر نامطلوب شده است؛ اما دست‌یابی به صلح پایدار در لیبی مستلزم مشارکت سازنده همه فعالانی است که در آینده لیبی سهمی دارند.

اگرچه بازیگران زیادی با اهداف مختلف در لیبی فعال هستند، اما فایز سراج عمدتاً به ترکیه، قطر و ایتالیا متکی است درحالی‌که «ارتش ملی لیبی» ژنرال خلیفه حفتر از حمایت مصر، امارات، روسیه، عربستان، اردن و فرانسه برخوردار است.

اکنون چالش این است که چگونه می‌توان این مخالفان داخلی و خارجی را برای دست‌یابی لیبی به صلح، امنیت و رفاه گرد هم آورد. همچنین، جلوگیری از خطر امنیتی لیبی برای اروپا، آفریقا و کشورهای پیرامون مدیترانه و ارتقای منافع بازرگانی و توسعه انرژی پساجنگ نیز حائز اهمیت حیاتی است.

در لیبی ورق هنگامی برگشت که حفتر طعم تلخ شکست نظامی را توسط دولت سراج در طرابلس چشید و نیروهای حفتر از این منطقه بیرون رانده شدند. حفتر در حال پیروزی در جنگ و کنترل طرابلس بود که ترکیه با اعزام پهپادهای پیشرفته، سامانه‌های ضد هوایی و پشتیبانی اطلاعاتی مداخله کرده و به‌تدریج نتیجه نبرد را تغییر داد.

همکاری بین طرابلس و آنکارا توازن قوا در جنگ داخلی لیبی را تغییر داد. بدون مداخله ترکیه، لیبی به‌آسانی توسط حفتر تصرف می‌شد و بنابراین در حوزه نفوذ حامی وی یعنی روسیه می‌افتاد و باعث تقویت حضور روسیه در دریای مدیترانه می‌شد.

روسیه هنوز هم به دنبال پر کردن خلأ راهبردی برجای‌مانده از آمریکا و اروپا در این منطقه بوده و به دنبال پایگاه دریایی در سواحل لیبی در آن‌سوی مالت و ایتالیا در مجاورت مصر است. در صورت تحقق این امر، مسکو در گام بعدی درصدد استقرار دائمی سامانه‌های دوربرد ضد دسترسی هوایی در این منطقه خواهد بود. لو دنگوف، رئیس هیئت روسی در حل‌وفصل لیبی، از درخواست حفتر از روسیه برای ایجاد پایگاه نظامی در شرق این کشور پرده برداشته است. این امر برای جناح جنوبی اروپا نگرانی‌های امنیتی جدی در پی خواهد داشت. ناتو نیز از احتمال چنین امری نگران بوده و ظاهراً طرفدار پیروزی سراج بر حفتر است.

توافق احتمالی ترکیه و روسیه بر سر جنگ لیبی، اروپا و آمریکا را به نظاره‌گر صرف تبدیل خواهد کرد. این سناریو درواقع تکرار همکاری ترکیه و روسیه در سوریه خواهد بود که در آنجا، رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین تضاد منافع خود را مدیریت کرده و روابط دوستانه شخصی را برقرار کردند.

اگرچه وزارت امور خارجه آمریکا و پنتاگون به‌طور لفظی از دولت سراج حمایت کرده‌اند، اما کاخ سفید بارها (گرچه با اکراه) در جنگ طرف حفتر را گرفته است. بااین‌حال، پس از شکست اخیر حفتر و نزدیکی وی به مسکو، ظاهراً کاخ سفید نیز از او فاصله می‌گیرد. علیرغم نزدیکی اتحادیه اروپا به این جنگ، این اتحادیه نتوانسته است در قبال بحران لیبی رویکردی واحد اتخاذ کند.

امارات و عربستان کمک‌های چشمگیری ازلحاظ پشتیبانی هوایی، تسلیحات پیشرفته و بودجه در اختیار حفتر قرار داده‌اند. عبدالفتاح السیسی رهبر مصر نیز تهدید کرده است که اگر نیروهای موردحمایت ترکیه سرت (بندری راهبردی و دروازه‌ای برای پایانه‌های مهم نفتی) را تصرف کند، مصر به مداخله نظامی در لیبی مبادرت خواهد کرد.

صرف‌نظر از خوب و بد آن، همسایگان نزدیک لیبی به خاطر مرزهای مشترکشان با این کشور، باید بخش لاینفک هر نوع راه‌حل قلمداد شوند. با توجه به اینکه بازسازی پساجنگ لیبی بالغ‌بر 150 میلیارد دلار برآورد شده است، فرصت‌های چشمگیری برای ایفای نقش عمده برای شرکت‌های بین‌المللی در بازسازی این کشور شمال آفریقا وجود دارد؛ بنابراین، گروه‌های کسب‌وکار داخلی و خارجی نیز احتمالاً در راه‌حل این جنگ و بازسازی متعاقب آن نقش خواهند داشت.

روسیه و ترکیه در مذاکرات احتمالی بین جناح‌های موردحمایت آن‌ها از اهمیت برجسته‌ای برخوردار هستند. بااین‌حال، حمایت آمریکا، اتحادیه اروپا و همسایگان منطقه‌ای از هر نوع توافق برای پایان بحران لیبی به‌طور چشمگیری سودمند خواهد بود. مخصوصاً واشنگتن می‌تواند و باید رهبری ناتو و متحدان منطقه‌ای خویش نظیر مصر، امارات و عربستان را به دست گیرد تا از تبدیل لیبی به سوریه‌ای دیگر جلوگیری کند.

برای جلوگیری از ادامه جنگ، اختلاف و بحران در لیبی، بازیگران خارجی باید طرفین رقیب در لیبی را پای میز مذاکره کشانده و شرایط را برای حل‌وفصل بلندمدت و به نفع مردم لیبی مهیا سازند.