رز گاتمولر در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: در این حوزه، الزامات بین‌المللی وجود ندارد، بلکه تعهدات مربوط به ماده 6 ان.پی.تی برای کاهش و نابودی تسلیحات هسته‌ای، مهم‌ترین الزام بین‌المللی است که دیگر کشورهای هسته‌ای عضو این معاهده (نظیر فرانسه، انگلیس، روسیه و چین) نیز در آن مشارکت دارند. این تعهدات بین‌المللی حائز اهمیت هستند، اما ازنظر آمریکا، این کشور باید نخست و در درجه اول به منافع امنیت ملی خود بیندیشد.

در حال حاضر، چین نسبت به آمریکا و روسیه سلاح هسته‌ای کمتری دارد و تابه‌حال تمایلی به مذاکرات و کاهش آن‌ها نشان نداده است. دکترین چین این تسلیحات را محدود و مقرر کرده است که چین به حمله نخست هسته‌ای اقدام نخواهد کرد و تنها به تأمین تسلیحات هسته‌ای کافی برای پاسخ به حمله هسته‌ای نخست کشوری دیگر، خواهد پرداخت. ازنظر چین، دکترین این کشور موجب اطمینان خاطر جامعه بین‌المللی است، اما ازآنجاکه چین به ساخت سامانه‌های تحویل هسته‌ای بیشتری (ازجمله موشک‌های بالستیک دوربرد پرتاب‌شونده از زیردریایی) مبادرت کرده است، بیم آن می‌رود که دکترین این کشور تغییر کند.

از میان کشورهایی که سلاح هسته‌ای آزمایش کرده‌اند، کشمکش بین آمریکا و اتحاد شوروی سابق بسیار شدید بوده است، زیرا آن‌ها بیشترین آزمایش‌ها را انجام داده و دارای بزرگ‌ترین زرادخانه‌ها هستند.

نشست «گلسبورو» یکی از مهم‌ترین تحولات در تاریخ کنترل تسلیحات است که 25-23 ژوئن 1967 در کالج ایالتی گلسبورو در نیوجرسی اتفاق افتاد. در این دیدار آمریکا برای اولین بار پیشنهادی به رهبران شوروی ارائه کرد که در کاهش موشک‌های بالستیک دفاعی و سامانه‌های تسلیحات هسته‌ای تهاجمی حائز اهمیت بوده است. در مه ‌1972 شوروی متقاعد شد که محدودیت سامانه‌های دفاعی و تهاجمی ضروری است، به‌طوری‌که این دو کشور پیمان موشک‌های ضد بالستیک و پیمان کنترل تسلیحات راهبردی (سالت 1) را امضا کردند. چیزی نگذشت که در سال 1979 پیمان سالت 2 هم تکمیل شد که اولین پیمان کاهش سلاح‌های راهبردی تهاجمی محسوب می‌شود، هرچند که این پیمان به خاطر حمله شوروی به افغانستان اجرایی نشد.

تولید موشک‌های میان‌برد زمین پایه (موشک‌های بالستیک و کروز) در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 پدیده‌ای بی‌ثبات کننده به شمار می‌رفت. این موشک‌ها ازاین‌جهت بی‌ثبات‌کننده بودند که زمان پروازی کوتاهی داشته و به‌سرعت به هدف می‌رسیدند (موشک‌های بالستیک) و یا پرتابه‌هایی پنهان‌کار بودند (سامانه‌های کروز قادر به پرواز پایین‌تر از خط پوشش راداری هستند). در هر دو حالت، این موشک‌ها فرصت تصمیم‌گیری در موردحمله هسته‌ای را از رهبران سلب می‌کرد؛ بنابراین، در تئوری، این موشک‌ها می‌توانستند برای یک ضربه نخست «فلج‌کننده» به کار گرفته شوند و پتانسیل کنترل و فرماندهی کشور دیگر را نابود و توان حمله متقابل را از طرف مقابل سلب کنند.

امضای پیمان سلاح‌های هسته‌ای میان برد (آی ان اف) توسط آمریکا و شوروی در سال 1987 این تسلیحات را در جهان ممنوع ساخت. اجرای موفقیت‌آمیز این پیمان ازآن‌جهت بود که استقرار این تسلیحات در اروپای ناتو، شوروی را با تهدید نابودی اهداف کنترل و فرماندهی در مسکو به‌واسطه یک حمله ناگهانی مواجه می‌ساخت. این پیمان به مدت بیش از سه دهه برقرار بود تا اینکه دولت دونالد ترامپ در اوت 2019 در حمایت از متحدان خود از آن خارج شد.

و در آخر اینکه، بررسی پیمان‌های کاهش تسلیحات راهبردی (استارت، سورت و استارت نو) نیز حائز اهمیت است. پیش‌بینی مفاد لازم برای بازرسی و نظارت بر کاهش تسلیحات موضوع این پیمان‌ها (ازجمله بازرسی از سایت‌ها، اطلاع‌رسانی، مکاتبه و استفاده از فن‌آوری‌های رادار و ماهواره)، موفقیت اجرای آن‌ها را تضمین کرد. بااین‌حال، این پیمان‌ها بر نابودی وسایل تحویل (مانند موشک‌ها) و لانچرها متمرکز شدند، زیرا مشاهده آن‌ها توسط ابزار تکنیکی ملی و شمارش حذف آن‌ها آسان بود؛ اما اگر کلاهک‌ها از وسایل تحویل برچیده شوند، انبار شده و دیگر موضوع این پیمان‌ها نخواهند بود.

ما در طول زمان روش‌های بهینه بررسی و بازبینی را یاد گرفته‌ایم. اکنون می‌توانیم کلاهک‌ها را نیز کنترل و محدودسازیم، زیرا از توان بازرسی این فرایند برخوردار هستیم، چراکه هوشمندی و دامنه پوشش ابزار تکنیکی ملی، ماهواره‌ها و رادارها که در کنترل دولت هستند، بسیار پیشرفت کرده است. اکنون می‌توانیم پیمان‌هایی منعقد سازیم که محدودیت واقعی و نابودی سامانه‌های موشکی، بمب‌افکن‌ها و زیردریایی‌های تسلیحات هسته‌ای را تضمین کند.

اکنون زمان آن است که تجربه طولانی خود در عرصه کنترل تسلیحات هسته‌ای را به کار بگیریم و به پیمان‌هایی بهتر در آینده بیندیشیم. علیرغم چالش‌های موجود، آینده مذاکرات هسته‌ای چندان تیره‌وتار نیست. این مذاکرات هنگامی پیچیده‌تر می‌شود که کشورهای بیشتری، نظیر چین، به میز کنترل تسلیحات دعوت شود. در ابتدا، باید پکن را متقاعد کرد که پیوستن به این مذاکرات در راستای منافع چین است. در نهایت، تأثیر مذاکرات کنترل تسلیحات بر منافع امنیت ملی آمریکا، همواره یک عامل تعیین‌کننده خواهد بود. پیمان‌های کنترل تسلیحات هسته‌ای تنها راه استقرار باثبات و قابل‌کنترل این سلاح‌های مهیب بوده و تنها راه جلوگیری از ورشکستگی ناشی از مسابقه تسلیحات هسته‌ای است.