آندری کورتونوف در یادداشتی که وب شورای امور بین‌الملل روسیه آن را منتشر کرد؛ نوشت: به نظر می‌رسد که همه آنها متقاعد شده‌اند که ترامپ «بهترین دوست پوتین» در واشنگتن محسوب می‌شود و بنابراین، کرملین همانطور که در رقابت انتخابات ریاست جمهوری 2016 ظاهرا با بی‌احترامی به استقلال آمریکا شدیدا از ترامپ حمایت کرد، از انتخاب مجدد او در سال 2020 نیز حمایت خواهد کرد.

فرض کنیم که ولادیمیر پوتین از منابع، مهارت و زیرساخت‌های لازم برای تعیین رئیس کاخ سفید پس از 20 ژانویه 2021 برخوردار است. آیا برای روابط بهتر بین روسیه و آمریکا، پوتین باید از ترامپ به عنوان بهترین گزینه حمایت کند؟

هیچ کس نمی‌تواند این واقعیت آشکار را انکار کند که روابط روسیه-آمریکا طی سه سال گذشته پس از به قدرت رسیدن ترامپ به هیچ وجه بهتر نشده بلکه در حقیقت به طور چشمگیری بدتر هم شده است. دیدار هلسینکی تنها دیدار رو در رو بود که آن هم به یک شکست مفتضحانه تبدیل شد؛ دولت آمریکا بی‌وقفه تحریم‌های متعددی علیه مسکو اعمال کرده است؛ پیمان کنترل تسلیحات راهبردی دوجانبه بیش‌تر مرده است تا زنده و سفارت آمریکا و روسیه به ترتیب در مسکو و واشنگتن دی سی به قلعه‌های محاصره شده شبیه هستند تا مراکز دیپلماتیکی مهم.

استدلال مخالفان ترامپ احتمالا این است که همه این‌ها پیامد سیاست‌های ترامپ نبوده بلکه نتیجه تلاش‌های موفقیت‌آمیز گروه مخالف دولت در کنگره و دولت سایه برای جلوگیری از اقدامات بی‌محابا و خطرناک رئیس جمهور این کشور جهت درخواست کمک از ولادیمیر پوتین و خشنودی کرملین بوده است. درواقع، تیرگی فعلی روابط بین مسکو و واشنگتن، صرف نظر از مقصر آن، به یک امر دوپهلو شبیه است. با این حال، در این روابط نمی‌توان کنگره را پلیس بد و کاخ سفید را پلیس خوب قلمداد کرد.

به عنوان مثال، خروج آمریکا از پیمان سلاح‌های هسته‌ای میان برد با روسیه (آی ان اف) و ایجاد شک و تردید در سودمندی توافق استارت نو برای آمریکا، طرح کاخ سفید بوده است نه کنگره. آغاز مخالفت شدید با خط لوله جریان شمال-2 و راه اندازی پویش «فشار حداکثری» علیه ایران، شریک راهبردی روسیه در خاورمیانه، کار کاخ سفید بوده است. در بسیاری از مسائل، دولت ترامپ بیش از سیاستمداران باتجربه و باتدبیر کنگره، کرملین را به چالش کشیده است.

علاوه بر این، آنچه دموکراتها اغلب آن را«هدیه ترامپ به پوتین» می‌نامند، از نمای نزدیک هدیه ارزشمندی به نظر نمی‌رسد. برای مثال، آیا خروج برنامه ریزی شده آمریکا از افغانستان یا حتی سوریه واقعا به نفع روسیه بوده است؟ به احتمال زیاد اینطور نیست. در هر دو مورد، خلاء راهبردی ناشی از خروج آمریکا بیش‌تر توسط دشمنان مسکو پر شده است تا متحدان آن.

شاید ترامپ شخصا از پوتین خوشش بیاید و احساس وی نیز ممکن است دوطرفه باشد. این دو نفر در مورد جهان و نحوه پیشبرد سیاست خارجی دیدگاه‌های مشترک زیادی دارند. هر دو طرفدار استقلال هستند، هر دو منافع ملی را بر منافع غیرملموس جهانی ترجیح می‌دهند. هر دو طرفدار رویکردهای تعاملی بوده و به چندجانبه گرایی تمایل زیادی ندارند. با این حال، اشتراک یا شباهت دیدگاه‌ها باعث اتحاد طبیعی پوتین و ترامپ نمی‌شود، چراکه آنها چیز زیادی برای ارائه به یکدیگر ندارند. ترامپ نمی‌تواند پوتین را به جدایی از پکن، تهران یا دمشق متقاعد سازد و پوتین هم نمی‌تواند انتظار داشته باشد که ترامپ گروه‌های ضد روسی موجود در واشنگتن را برچیند و روابط دوجانبه‌ای با روسیه برقرار سازد.

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا نه تنها این کشور بلکه باقی کشورهای جهان ازجمله اروپا، چین، خاورمیانه و غیره را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. روسیه هم استثنا نیست، اما تاثیر این انتخابات برای روسیه در مقایسه با بسیاری از بازیگران بین‌المللی کمتر است.

صرف نظر از اینکه چه کسی در سال 2021 در کاخ سفید خواهد نشست، روابط آمریکا-روسیه همچنان خصمانه خواهد بود. در این برهه، تلاش برای مدیریت این دشمنی و کاهش ریسک و اجتناب از هزینه سنگین رویارویی کنترل نشده، بهترین کاری است که می‌توان انجام داد. امید است که هدفی بالاتر از این در انتخابات بعدی در سال 2024 (که سال انتخاباتی هر دو کشور آمریکا و روسیه است) فراهم شود.