علی تویگان در مطلبی که مرکز مطالعات سیاست خارجی و اقتصادی (ایدام) مستقر در استانبول منتشر کرد، نوشت: بیداری اسلامی در دسامبر 2010 در تونس با تظاهرات گسترده آغاز شد و حکومت بن علی را ساقط کرد.

سپس در فوریه 2011، تظاهرات گسترده حکومت حسنی مبارک را به زیر کشاند. در ادامه بیداری اسلامی و در ادامه اعتراضات در لیبی، فرانسه، انگلیس با پشتیبانی آمریکا تصمیم گرفتند به این کشور به بهانه حمایت از غیرنظامیان حمله کنند. درنتیجه این حمله حکومت قذافی سقوط کرد.

در یمن نیز به بهانه تظاهرات، عربستان سعودی با حمله به این کشور قدرت را از علی عبدالله صالح به معاونش هادی منصور سپرد. در سوریه نیز اعتراضات به جنگ داخلی کشیده شد و خسارات مادی و جانی زیادی به این کشور تحمیل گردید.

از موارد فوق تنها تونس به‌عنوان تنها کشوری است که امید به تثبیت حکومت مردمی در آن می‌رود.

در مصر، السیسی با حمایت ارتش علیه دولت دمکراتیک و مردمی محمد مرسی کودتا کرد و توانست با خشونت حکومت اقتدارگرایی خود را تحمیل کند.

یمن و لیبی همچنان درگیر جنگ و خرابی هستند. امروزه، لیبی یک دولت شکست‌خورده است. سازمان ملل متحد در سپتامبر 2019، هشدار داد که تشدید خشونت و گسترش بحران انسانی در لیبی این کشور را در آستانه بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار قرار داده است.

در حال حاضر یمن به‌واسطه جنگ ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی، محل بدترین فاجعه انسانی جهان است.

پس از نه سال بیداری اسلامی سؤال این است اگر قدرت‌های خارجی در این کشورها دخالت نمی‌کردند وضعیت کشورهای یادشده چگونه می‌شد؟ آیا بدون دخالت خارجی وضعیت کشورهای مذکور بهتر یا بدتر می‌شد؟

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه ازجمله مقامات غربی منتقد حمله ترکیه به سوریه بوده است. مکرون در مصاحبه با اکونومیست گفت ناتو دچار مرگ مغزی شده است. وی معترض بود که با ناتو در خصوص حمله ترکیه به سوریه مشورت به عمل نیامد.

اگر ناکامی سیاست ترکیه در قبال سوریه و غیرمعقول بودن این سیاست را نادیده بگیریم، باید از مکرون پرسید ناتو در جنگ علیه لیبی مشارکت داشت و عواقب این حملات فاجعه‌آمیز بوده است. در حقیقت حمله به لیبی در چارچوب عملیات ناتو، مداخله به رهبری سارکوزی بود که بُعد سیاست داخلی داشت و بعداً اوباما آشکارا به ناکامی حمله ناتو به لیبی اعتراف کرد.

مکرون هم در مصاحبه با اکونومیست به اشتباهاتش اعتراف کرد و چنین گفت: ما برخی مواقع با تحمیل ارزش‌های خود به دیگران از طریق تغییر رژیم بدون حمایت و پشتیبانی مردمی اشتباهاتی مرتکب شده‌ایم.

اظهارات مکرون درباره اشتباهاتی که مرتکب شده‌اند درست است، اما اشاره وی درباره ارزش‌ها درست نیست، چراکه حمله به لیبی به‌واسطه ارزش‌ها نبوده است.

اخیراً جرمی کوربین، رهبر حزب مخالف انگلیس در خصوص حمله ناتو به لیبی نیز گفت: من ازجمله معدود افرادی در مجلس بودم که علیه حمله ناتو به لیبی هشدار دادم. انگلیس نباید در این حمله شرکت می‌کرد، حمله‌ای که خلأ حکمرانی گسترده‌ای در لیبی ایجاد کرده، موجب بدبختی در منطقه شده و امنیت اروپا را نیز به خطر انداخته است.

کشورهای مداخله‌کننده در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باید بپذیرند که مداخله آن‌ها برای دمکراسی، حقوق و بشر و آزادی نیست، بلکه برای جایگزین ساختن دولت‌های دست‌نشانده بجای دولت‌هایی است که مطلوب نظرشان نیست. اگر بپذیریم این امر، مأموریت و هدف کشورهای مذکور بوده است، باید بگوییم مأموریت با نابودی عراق و تخریب سوریه انجام شد که از حیث تاریخی قلب جهان عرب به شمار می‌روند.

متحدان غرب در منطقه باید بپذیرند که نسبت به آنچه در خاورمیانه رخ داده است تعمق و اندیشه کنند که سیاست‌های آن‌ها اشتباه بوده و برای کار با یکدیگر در مواجهه با چالش‌های بیرونی و درونی ناکارآمد هستند.

برداشت ترکیه از بیداری اسلامی نادرست بوده و خیلی زود خود را در هزارتوی سوریه یافته و در نتیجه مسیر خود را گم کرده است.

نکته پایانی اینکه غرب باید دست از مداخلات آشکار و پنهان در منطقه دست بردارد.