آلیس اکمان و همکاران وی در یادداشتی که موسسه امور بین المللی ایتالیا (IAI) آن را منتشر کرد؛ نوشتند: به نظر می رسد که اتحادیه اروپا و ژاپن در جنگ حفاظت از نظم بین المللی لیبرال، متحدان طبیعی قلمداد می شوند؛ چرا که آنها با مشکلات مشابهی مواجه بوده و از ارزش های دموکراتیک، حقوق بشر و لیبرالیسم یکسانی برخوردار هستند.

اتحادیه اروپا و ژاپن در مخالفت با چین نیز موضع مشترکی دارند که یکی از بزرگترین تهدیدات مشترک در حوزه نفوذ آنها محسوب می شود. آشوب در نظم بین المللی از جمله مناقشات هسته ای کره شمالی و تنش در دریای چین جنوبی، اتحادیه اروپا و ژاپن را به پذیرش مسئولیت هرچه بیشتر سوق داده است.

 

همکاری اروپا – ژاپن در دوره ترامپ

اخیرا روابط بین اتحادیه اروپا و ژاپن به واسطه امضای دو توافق نامه مهم دوجانبه، یعنی توافق همکاری اقتصادی (EPA)[1] و توافق مشارکت راهبردی (SPA)[2]، افزایش یافته است. بی شک، دولت ترامپ یکی از عوامل محرکه این موافقت نامه ها بوده است. در حوزه تجاری، حمایت فزاینده دولت ترامپ از تولید داخلی و لحن و اقدامات یکجانبه-گرایانه وی موجب نگرانی های جدی شده است. بروکسل و توکیو به این نتیجه رسیدند که باید به خود و به جهان نشان دهند که ایده تجارت آزاد مبتنی بر چند- جانبه گرایی همچنان زنده است. به عبارت دیگر، منافع راهبردی ژاپن-اتحادیه اروپا ناگهان افزایش یافت و طرفین نیز این فرصت را مغتنم شمردند.

با توجه به اینکه اتحادیه اروپا و ژاپن تقریبا 30 درصد از تولید ناخالص داخلی جهان و بیش از یک سوم حجم تجارت جهانی را به خود اختصاص داده اند، اهمیت بروکسل و توکیو در آینده اقتصاد و تجارت بین المللی چشمگیر است. با نزول جایگاه رهبری آمریکا در جهان، دیگر کشورهای همسو و در صدر آنها ژاپن و کشورهای اروپایی، می توانند این شکاف در مسئولیت بین المللی را پر کنند.

با این حال، اوضاع در حوزه امنیت و دفاع ( بویژه در آسیا) کاملا متفاوت است. علیرغم اظهارات سیاسی برای هسته ای- زدایی شبه جزیره کره، ژاپن با تهدید مستقیم کره شمالی مواجه بوده و زرادخانه مهلک کره شمالی ازجمله موشک های بالستیک و تسلیحات هسته ای این کشور همچنان پابرجاست. موضع تهاجمی چین نیز، بویژه در حوزه دریایی، باعث نگرانی توکیو شده است.

همه اینها حاکی از آن است که اتحادیه اروپا و ژاپن باید در درجه اول در حوزه تجاری و اقتصادی و سپس در حوزه امنیتی و دفاعی، مسئولیت بین المللی بیشتری بر دوش گیرند. به همین خاطر، توکیو از بروز تنش در روابط فراآتلانتیک نگران است، زیرا اولا، جدایی آمریکا از اروپا باعث درونگرایی اروپا شده و میدان را برای روسیه و چین باز می گذارد. ثانیا، در نبود آمریکا، اروپا برای مدیریت تحولات جهانی نظیر تغییرات اقلیمی، تجارت و اقتصاد، ناگزیر دست به دامن چین خواهد شد. ثالثا، تنش در روابط فراآتلانتیک ممکن است باعث نزدیکی اروپا به روسیه شود و این چیزی است که مسکو همواره به دنبال آن بوده و تلاش کرده است تا بین آمریکا و اروپا شکاف ایجاد کند.

 

آیا سیاست «اول آمریکا»ی ترامپ مایه نزدیکی ژاپن و اتحادیه اروپا می شود؟

تجارت و سرمایه گذاری «موتور اصلی رشد اقتصادی» هستند. تمایل آمریکا به عنوان متحد نزدیک اتحادیه اروپا و ژاپن، به حفظ نظام قانون- محور پس از جنگ جهانی دوم، ظاهرا نسبت به گذشته کمتر شده است. سیاست «اول آمریکا»ی ترامپ به معنای جدایی و خود- محوری در حوزه تجارت است و این موضع برای اتحادیه اروپا و ژاپن اصلا خوشایند نیست. اتحادیه اروپا و ژاپن حامیان پروپا قرص نظام تجاری مبتنی بر اقتصاد باز لیبرال هستند.

با این حال، نزدیکی اتحادیه اروپا و ژاپن تنها به واسطه سیاست های ترامپ در حوزه تجاری نبوده است. بلکه، ترامپ دیگر توافق های چند- جانبه در حوزه های امنیت و اقلیم را نیز نادیده گرفته است. در حال حاضر، دولت ترامپ وجود تغییرات اقلیمی را از اساس منکر شده و یافته های تحقیقات اخیر چند سازمان دولتی آمریکا در مورد تاثیر مخرب این پدیده بر اقتصاد آمریکا در سال های آینده را رد می کند.

توافق هسته ای ایران نیز مساله دیگری است که دولت ترامپ به آن علاقه نداشته و از آن خارج شده و اعلام کرده است که آمریکا کشورهای تجارت کننده با ایران را تحریم خواهد کرد. با این وجود، فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از برنامه های متنوع برای نجات توافق هسته ای با ایران از طریق دور زدن تحریم های مالی آمریکا خبر داده که ژاپن نیز از این اقدام حمایت می کند.

هرآنچه در رابطه با ایران پیش بیاید، برای روابط با کره شمالی نیز پیامدهایی خواهد داشت. ژاپن رسما حامی فرایند دیپلماسی بین آمریکا و کره شمالی است، اما در پشت صحنه در خصوص مساله هسته ای کره شمالی عمیقا شکاک و نگران است. در این خصوص، ژاپن از دوستی اتحادیه اروپا برخوردار است که تحریم های دوجانبه (بسیار موثرتر از سیستم تحریم های چندجانبه سازمان ملل) علیه کره شمالی را همچنان ادامه می دهد.

 

روابط ژاپن-اتحادیه اروپا و «رویای چینی» شی جین پینگ

موضع «اول آمریکا»ی ترامپ موجب شرمساری متحدان این کشور از جمله ژاپن شده است. خروج آمریکا از توافق چند-جانبه پاریس و توافق همکاری بین اقیانوس آرام، نماد تضعیف نظم بین المللی لیبرال قلمداد می شود. در آسیا، فقدان تمایل ترامپ به این منطقه باعث ناامیدی برخی از رهبران اتحادیه کشورهای جنوب شرق اسیا (آسه آن) شده و باعث کاهش نفوذ آمریکا به نفع چین شده است.

در حال حاضر، آمریکا برای حفاظت از نظم بین المللی لیبرال اراده ای ندارد. همزمان، چین از نظم موجود ناراضی بوده و خواهان اصلاح و تغییر آن است. در چنین شرایطی، ژاپن برای حفاظت از نظم بین المللی لیبرال تلاش می کند تا همکاری با قدرت های غربی نظیر استرالیا، هند، و اتحادیه اروپا را تقویت کند.

ژاپن طرفدار طرح هند-اقیانوسیه آزاد (FOIP)[3] است که هدف آن ارتقای ثبات، رفاه، و ارزش های جهانی بوده و دارای جنبه های اقتصادی و امنیتی است. این طرح لزوما در تقابل با طرح جاده و کمربند (BRI)[4] چین نیست، اما به دنبال آن است تا گزینه ای در اختیار کشورهای درحال توسعه قرار دهد تا صرفا به چین وابسته نباشند. از این رو، طرح هند-اقیانوسیه آزاد و راهبرد ارتباطاتی اتحادیه اروپا اساسا فصل مشترکی دارند. هم اتحادیه اروپا و هم ژاپن باید با دقت کشورهای درحال توسعه را متقاعد کنند که«رشد کیفی» در راستای منافع ملی آنهاست. تاکید بیش از حد به «درستی» رویکرد اتحادیه اروپا و ژاپن احتمالا نتیجه معکوس داده و این کشورها را به طرف چین سوق دهد. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا و ژاپن نمی خواهند که اقتصاد چین دچار رکود شود. با تشدید رویارویی چین و آمریکا، نگرانی ها از آینده اقتصاد چین افزایش یافته و باید سیاستی اتخاذ شود که از یک طرف، فعالیت های تهاجمی چین را متوقف کند و از طرف دیگر مانع ایجاد بی ثباتی در چین شود.

 

رویای پکن برای ارائه یک نظام حکومت و توسعه جایگزین «الگوی» چین

در حال حاضر، سه تحول نشان می دهد که چین به دنبال صدور مدل اقتصادی و سیاسی خاصی است. اولا، گفتمان سیاست خارجی چین آشکارا گویای این مدل است، بطوریکه مقامات چین به کررات تاکید کرده اند که چین قادر به ارائه «الگوی چینی» برای جهان است. ثانیا، پکن به پیشبرد اقداماتی می پردازد که کشورهای دیگر را به پیروی (مستقیم یا غیر مستقیم) از شیوه حکومتی چین ترغیب می کند. پکن حزب کمونیست خود را برای نمایندگان احزاب سایر کشورها یک الگو معرفی می کند. ثالثا، چین در حال انجام مجموعه ای از طرح ها در خارج از این کشور است که این طرح ها بر اساس پروژه های انجام گرفته در سرزمین چین شکل گرفته اند. به عنوان مثال، ساختار «مناطق همکاری اقتصادی و تجاری» که چین به پیشبرد آنها طبق طرح جاده و کمربند می پردازد، مستقیما بر تجارب برآمده از ساخت مناطق مشابه در چین استوار است. ساختار و مکان این مناطق کاملا به پیشبرد مدل توسعه خاصی می پردازد که از رویکرد اقتصادی خاص چین پیروی می کند. بطور کلی، فعالیت های زیرساختی چین در خارج بر اساس زیرساخت های توسعه یافته در داخل انجام می گیرد.

 

شبه جزیره کره بعد از دیدار ترامپ-کیم

شبه جزیره کره صلح آمیز و عاری از سلاح هسته ای برای همه جذاب و خواستنی است. اما برخی مسائل بنیادین راهبرد منطقه ای و جهانی هنوز پابرجاست. واضح است که کاهش نیروهای آمریکا یا عدم حضور آنها در شبه جزیره کره مطلوب چین و روسیه است، اما برعکس، برای امنیت ژاپن و آمریکا و همچنین منطقه، تهدیدی جدی بشمار می رود. علاوه بر این، در نبود نیروهای آمریکا، توازن قدرت بین آمریکا و چین قطعا تعویض خواهد شد. علیرغم چندین دیدار پیدا و پنهان بین آمریکا و کره شمالی در سطح بالا، احتمال پیشرفت سریع کاملا بعید به نظر می رسد.

ژاپن معتبرترین متحد آمریکا در کمک به اجرای راهبرد آمریکا در این منطقه و در قبال کره شمالی محسوب شده و حضور نیروهای آمریکا در این منطقه را ممکن می سازد. در خصوص روابط ژاپن-کره جنوبی، برخی ابرهای سیاه و متراکم سیاسی بر این دو کشور سایه انداخته است اما ژاپن باید از واکنش به مانورهای سیاسی کره جنوبی (چه خوشبینانه و چه بدبینانه) خودداری کند.

 

روابط امنیتی ژاپن-اتحادیه اروپا و آینده شبه جزیره کره

در سال 2018 تحولات بی سابقه ای چشم انداز سیاسی شبه جزیره کره را شدیدا تغییر داد. پس از سال ها تنش، در کمتر از ده ماه سه دیدار بین دو کره و یک دیدار بی سابقه بین رئیس جمهور آمریکا و رهبر کره شمالی برگزار شد. رئیس جمهور کره جنوبی راهبرد بلندمدتی برای کشیدن پیونگ یانگ به میز مذاکره با واشنگتن آغاز کرده و فعالیت های دیپلماتیکی دشواری را برای اعتماد سازی بین دو کره به پیش برد. از آن زمان، اتحادیه اروپا از طرح دیپلماتیکی کره جنوبی حمایت کرده اما ترجیح داده است که تحریم ها را لغو نکند. با این حال، همانطور که گذشته نشان داده است، این اقدامات برای کشاندن رژیم کره شمالی به میز مذاکره کافی نیست. ژاپن و دیگر بازیگران دخیل در این بن بست هسته ای، اتحادیه اروپا را عمدتا یک شریک تجاری قلمداد کرده و فضایی کافی برای میانجیگری فعال این اتحادیه در این مناقشه ایجاد نکردند. برای اینکه بروکسل بار دیگر از این فرایند تنش زادیی کنار گذاشته نشود، اتحادیه اروپا باید به ارائه راهبرد مشترکی بپردازد که نقش خود در طرح های آتی ایجاد صلح را بطور نظری و عملی مشخص کند.

 

بازی قدرت های بزرگ و همکاری ژاپن-اتحادیه اروپا

ظهور چین یکی از عوامل تغییر در فضای امنیتی بین المللی بوده است. همسایگان چین ازجمله ژاپن باور نمی کنند که موضع چین دفاعی است. زیرا چین به تقویت نیروهای نظامی و توسعه عملیات های آنها پرداخته و پکن در دریای چین جنوبی و دریای چین شرقی رفتار تهاجمی در پیش گرفته است.

چین تلاش می کند تا قوانین بین المللی تازه ای ارائه کند؛ چراکه از نظم موجود و قوانین و هنجارهای مربوط به آن راضی نیست. اگرچه چین قصد ندارد که یگانه حاکم جهان باشد اما سعی می کند تا یکی از کشورهایی باشد که قادر به طرح نظم بین المللی هستند. چین می خواهد تا حمایت کشورهای درحال توسعه را جلب کند تا اینکه این کشور بتواند به طراح نظم جهانی تبدیل شود. از این رو، ژاپن و اتحادیه اروپا باید برای جلوگیری از تغییر نظم جهانی باهم همکاری کنند تا حاکمیت قانون بر نظم جهانی همچنان تداوم یابد، در غیر اینصورت، تقابل موثر با چین غیرممکن خواهد بود.

 

تهاجم فزاینده چین در دریای چین جنوبی و راه های همکاری بین اتحادیه اروپا و ژاپن

دولت ترامپ عملیات آزادی کشتیرانی در دریایی چین جنوبی را همانند گذشته تقویت کرده و تعداد متحدان آمریکایی شرکت کننده در این عملیات ها افزایش یافته است. این موضع تقابلی روزافزون واشنگتن و متحدان آن در قبال پکن در دریای چین جنوبی باعث افزایش سطح تنش ها و تشدید خطر درگیری ناخواسته بین نیروی دریایی آمریکا و چین شده است.

تیرگی روزافزون روابط اروپا و آمریکا به همراه تضاد منافع چین و اروپا، اتحادیه اروپا را بر ان داشته است تا به دنبال روابط نزدیک با کشورهایی از آسیا، مانند ژاپن، باشد که با ارزش های سیاسی و اقتصاد لیبرال اروپا سازگاری داشته باشد.

[1] Economic Partnership Agreement

[2] Strategic Partnership Agreement

[3] Free and Open Indo-Pacific initiative

[4] Belt and Road Initiative