در گزارشی که فارین پالسی منتشر کرد، آمده است: نام بردن از این نشست با عنوان داووس صحرا برای افرادی که مجمع جهانی اقتصاد در داووس را برگزار می‌کنند، آزاردهنده است، زیرا آن‌ها هم مانند باقی کشورهای جهان که نگران حفظ برند خود هستند، اما در سال‌های گذشته نمی‌خواستند با عربستان و ولیعهدش کار زیادی داشته باشند.

بااین‌حال ممکن است چنین گرایشی رو به پایان باشد. در ریاض همه‌چیز بیش‌ازپیش به حالت معمول بازگشته است. آن روزهایی که رهبران صنعت خدمات مالی بعد از قتل جمال خاشقچی از بیم خدشه‌دار شدن اعتبارشان به دلیل ارتباط با بن سلمان، از این کشور دوری می‌کردند، گذشته است. بقایای جسد خاشقچی هنوز پیدا نشده، اما حالا سرمایه‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که باید معاملاتشان را از سربگیرند.

در واشنگتن به‌طورکلی انتظار می‌رود سعودی‌ها با دولت جدید بایدن اوقات سختی داشته باشند.

گرچه بن سلمان تغییرات اجتماعی را پیگیری کرده است، اما این امر تمایل منطقی برای مسئول دانستن سعودی‌ها در تجاوزات بسیار او را از بین نمی‌برد. بااین‌حال ظاهراً چنین کاری دشوارتر از چیزی است که به نظر می‌رسد. هرگز این احتمال وجود نداشته که جامعه جهانی فعال در عرصه کسب‌وکار، عربستان را کنار بگذارد. حتی در اوج خشم بعد از قتل خاشقچی هم، عربستان همچنان جایی بود که بسیاری باور دارند می‌توانند از طریق آن پول به دست بیاورند. بن سلمان هرگز به آن انزوای بین‌المللی که برخی امیدوار بودند، دچار نشد.

باوجود مشکلات اقتصادی، عربستان همچنان بزرگ‌ترین اقتصاد خاورمیانه است و شریکی جذاب برای آن‌هایی است که در نشست ریاض حاضر شدند. گرایش رهبران تجاری به همراهی با سعودی‌ها به معنای آن نیست که آمریکا هم مجبور است همان کار را انجام دهد؛ اما نمی‌توان گفت واشنگتن آزاد است هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد، زیرا با محدودیت‌های ژئوپلیتیک روبه‌رو است. درعین‌حال که رهبران صنعتی با عربستان دمخور هستند، نیروی نظامی آمریکا نیز حضورش در عربستان را تقویت می‌کند. از نظر آمریکا، عربستان شریکی در سیاست مربوط به ایران است. این امر سیاست‌های بالقوه ایران در دولت بایدن را نیز شامل می‌شود، چه شامل بازگشت به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ باشد یا مذاکره درباره یک توافق جدید.

جنگ یمن به ژئوپلیتیک منطقه مرتبط است. جنگ یمن جنگی بی‌برنده است و سعودی‌ها باید از آن خارج شوند، اما آیا می‌توانند این کار را بدون کمک آمریکا انجام دهند؟ سعودی‌ها تمایل دارند این کمک را در قالب تقویت امنیت مرزی ازجمله سیستم‌های تسلیحاتی دریافت کنند. این با توجه به خصومت با سعودی‌ها در واشنگتن و سیاست اعلام‌شده گروه بایدن در خصوص عربستان، تصمیم سختی برای آمریکا خواهد بود.

به نفع آمریکاست که عربستان از یمن خارج شود و روابط خوبی با واشنگتن داشته باشد. درهرحال، عربستان مخاطب اول واشنگتن در منطقه است و توافق آمریکا با ایران هم‌دست کم تا حدودی از یمن می‌گذرد.

اما آیا آمریکا باید عربستان را از سیستم‌های تسلیحاتی محروم کند؟ این موضوع دیگر در عرصه فرضیات قرار ندارد. در تجدیدنظر در مورد عربستان، نحوه استفاده این کشور از تسلیحات آمریکایی ارزیابی می‌شود. با توجه به خساراتی که عربستان به یمن زده این‌یک تسویه‌حساب مناسب به نظر می‌رسد؛ اما حتی اگر این کار به آمریکایی‌ها اجازه دهد گام‌های بیشتری به‌سوی خاتمه همدستی با عربستان در فروپاشی یمن بردارند، باید اذعان کرد که به جنگ یمن خاتمه نخواهد داد.

آنچه در مذاکرات مربوط به مسئولیت‌پذیری مغفول مانده، مشکل تعیین شکل این مسئولیت‌پذیری است. آیا منتقدان عربستان می‌خواهند شاهد تغییر ولیعهد باشند یا برجای ماندنش؟ آمریکا قصد ندارد رهبر عربستان را تعیین کند. حتی اگر جامعه اطلاعاتی آمریکا آنچه را درباره مرگ خاشقچی می‌داند، منتشر کند هم، محمد بن سلمان همچنان ولیعهد خواهد ماند. شکی نیست که این امر نارضایتی بین‌المللی را به دنبال خواهد داشت و آن‌هایی را که در نشست داووس صحرا شرکت کرده‌اند، مجبور می‌کند چند سالی یا بیشتر از عربستان دوری کنند؛ اما مادامی‌که محاسبه کنند این کار برای تجارتشان خوب است، راهشان را به‌سوی عربستان بازخواهند کرد.

پیامدهای احتمالی تحمیل مسئولیت‌پذیری نیز در گفت‌وگوها درباره مسئولیت‌پذیری مغفول مانده است و این به معنای رد ایده فراخواندن عربستان و خودداری از فروش سلاح به آن‌ها نیست، بلکه یک درخواست برای بررسی سود و زیان این رویکرد است. ممکن است سعودی‌ها به همکاری با آمریکا در یک توافق هسته‌ای جدید با ایران تمایل نداشته باشند یا حتی بکوشند یک توافق را تضعیف کنند. ممکن است احساس کنند که باید به سمت رقبای واشنگتن برود. شاید در واشنگتن این را یک تهدید بی‌معنا تلقی کنند، اما چینی‌ها پیشنهادهای زیادی برای عرضه دارند. روس‌ها نیز از تنش بین آمریکا و شرکای سنتی‌اش در منطقه بهره می‌برند. دست‌کم روابط محکم‌تر میان سعودی‌ها، چینی‌ها و روس‌ها می‌تواند اوضاع را برای آمریکا سخت‌تر کند؛ به‌ویژه با توجه به اینکه در حال حاضر رقابت قدرت‌های بزرگ باید چارچوب سیاست خارجی آمریکا را شکل دهد.

سیاست‌گذاران آمریکایی ممکن است به خطرات مضر مسئول دانستن سعودی‌ها توجه نکنند. منابع انرژی خلیج‌فارس همچنان برای آمریکا مهم است، اما نه مانند گذشته. این امر ضرورت مرتبط با خاورمیانه و اهمیت روابط نزدیک با کشورهایی مانند عربستان را کمرنگ می‌سازد. ممکن است موانع دیگر آن‌قدر سخت نباشد و به گروه بایدن فضای بیشتری برای مانور بدهد. به نظر می‌رسد که تاکنون معدودی در واشنگتن با دقت در خصوص اینکه معنای مسئولیت‌پذیری چیست، کارکرده‌اند و این باعث تأسف است.