جارت بلانک در یادداشتی که اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: من در هفته اول اکتبر، برای شرکت در نشست سالانه اجلاس ایران – اروپا، (کنفرانس تجاری بزرگ) زوریخ را ترک کرده بودم. در نشست 2016، علیرغم تعهد دولت اوباما به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، مردم تا حد زیادی نگران رویکرد آمریکا نسبت به این توافق بودند.

اما در اجلاس سال جاری (2017) در سالن ها و لابی های محل برگزاری کنفرانس، موضوع گفتگوها متفاوت بود. مدیران و مسئولان از سراسر قاره اروپا، درباره قراردادهای واردات، صادرات و سرمایه گذاری با ایران رایزنی می کردند. در آنجا بی اختیار به یاد ای اف هوتون، شرکت کارگزاری قدیمی آمریکایی افتادم که در دهه های 1970 و 1980، تبلیغات آن در همه جا به چشم می خورد که «وقتی ای اف هوتون حرف می زند، مردم گوش می کنند».

اما پیش از فروپاشی بازار بورس در سال 1987، این شرکت گرفتار دعاوی حقوقی به خاطر صدور چک بی محل و پول‌شویی شد. چنانکه به دنبال ورشکستگی اخلاقی در نهایت شرکت فروپاشید.

از دیرباز هنگامی که رئیس جمهور آمریکا و یا نمایندگان وی حرفی می زدند، دیگران گوش می کردند. اگرچه قانون اساسی آمریکا، یک مدیر اجرایی ضعیفی معرفی کرده است، اما رئیس جمهور آمریکا از لحاظ معنوی «رهبر دنیای آزاد» محسوب می شود. برخورداری از قدرت سخنوری در عصر حاضر برای ریاست جمهوری امری ضروری است.

موضوع ایران، حاکی از آن است که قدرت ریاست جمهوری آمریکا در حال تحلیل است. رئیس جمهور ترامپ نهایت تلاش خود را علیه ایران انجام می دهد، اما کسی به حرف های او گوش نمی کند.

ترامپ به شکل مشخص، به تضعیف افرادی می پردازد که قرار است از جانب او حرف بزنند. ترامپ مواضع آنها را در مسائل حیاتی از جمله در رویکرد آمریکا در قبال بحران بین متحدان این کشور در خلیج فارس و امکان مذاکرات برای کاهش تنش در شبه جزیره کره، نقض می کند. اگر موضوع همین بود، ترامپ احتمالا می فهمید که تداوم حمله وی به کابینه خود باعث تضعیف این تشکیلات می شود. اما رئیس جمهور، خود را نیز تضعیف می کند.

در ماه ژوئیه، دولت آمریکا گواهی تایید پایبندی ایران به تعهدات خود در برجام را به کنگره ارائه کرد. اما مدتی پس از آن، ترامپ به وال استریت ژورنال گفت که اگر تهران تا ضرب الاجل بعدی در ماه اکتبر به برجام پایبند بماند وی «شگفت زده خواهد شد»، هرچند که هیچ دلیل متقاعد کننده ای دال بر نقض توافق توسط ایران وجود ندارد.
در آن زمان چنین به نظر می رسید که ترامپ برای انجام وعده های انتخاباتی خود مبنی بر خروج از برجام، برنامه ریزی می کند. همین اواخر، معلوم شد که دولت آمریکا عملا سودای دومینوی روب گلدبرگ را در سر می پروراند، بطوری که، می خواهد پایبندی ایران را تایید نکند، و به طور همزمان جمهوریخواهان کنگره را ترغیب کند که تحریم های لغو شده در برجام را مجددا اعمال نکنند تا این توافق فعلا پابرجا بماند – البته اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود.

این تهدید، که از سوی رئیس جمهور جدید آمریکا مطرح می شود، زلزله ای در سراسر جامعه کسب و کار اروپا ایجاد خواهد کرد که به دنبال همکاری با ایران هستند. شرکت های بزرگ باید تا زمان اعلام تصمیم گیری قاطع و روشن آمریکا در مورد برجام و تحریم ایران، فعالیت های توسعه تجاری خود را متوقف سازند. علیرغم عدم نقض واقعی توافق هسته ای توسط ایران، آمریکا می خواهد به ایران و دیگر مخالفان احتمالی صلح و آرامش یادآوری کند که آمریکا ازتوسعه اقتصادی آنها جلوگیری خواهد کرد.

اما، [جلوگیری از توسعه اقتصادی] اتفاق نمی افتد. چرا که نمایش آماری رئیس جمهور دقیق نیست. بخشی از لیستی که درباره روابط اقتصادی با ایران وجود دارد، شامل موارد زیر است:

  • غول نفتی توتال با قرارداد 5 میلیارد یورو پیشتاز است.
  • سازمان اعتباری صادرات دانمارک 100 درصد بودجه قرارداد های صادرات از جمله ریسک مجازات آمریکا را تضمین می کند.
  • دانسک بانک (Danske Bank)، بزرگترین بانک دانمارک، یک خط اعتباری 500 میلیون یورویی در اختیار قراردادهایی داده است که برخی از بزرگترین بانک های ایران را شامل می شود.
  • اوبربانک استرالیا تمهیدات مشابهی با بانک های ایران انجام داده است تا اعتبارات لازم را برای شرکت های استرالیایی سرمایه گذار در ایران فراهم کند، که ظاهرا بالغ بر 1 میلیارد یورو می باشد.
  • بانک بی پی آی (BPI)، به عنوان بانک سرمایه گذاری دولتی فرانسه، نیز سالانه تا 500 میلیون یورو اعتبار در اختیار فعالان حوزه کسب و کار فرانسه در ایران می گذارد.
  • یک شرکت بریتانیایی تا 500 میلیون یورو برای ساخت مزرعه برق خورشیدی در ایران سرمایه گذاری می کند که احتمالا بزرگترین مزرعه برق خورشیدی جهان خواهد بود.
  • یک شرکت مالی ایتالیا، به عنوان اولین اپراتور بین المللی، برای خرید سهام یک شرکت خدمات مالی ایران، اقدام کرده است.

البته این به معنای وجود فرصت های طلایی گسترده در ایران نیست. هنوز فعالیت تجاری در ایران دشوار است که عمدتا از مشکلات داخلی این کشور ناشی می شود. روابط بانکی بین المللی نیز یک چالش عمده محسوب می شود که دلیل آن صرفا تداوم تحریم های اولیه آمریکا نیست. با این حال، به نظر نمی رسد که اروپایی ها از سخنان ترامپ دغدغه ای داشته باشند، چنانکه آمریکا باید بخاطر آینده نفوذ خود، نگران سخنان ترامپ باشد.

اگر آمریکا (رئیس جمهور یا کنگره) تحریم های لغو شده در برجام را دوباره اعمال کند، فقدان اعتبار و اقتدار ریاست جمهوری بیش از پیش اهمیت می یابد. بسیاری از تحریم های هسته ای [عیله ایران] تحریم های ثانویه بودند که  شرکت های غیر آمریکایی را از معامله با ایران باز می داشتند. شرکت های آمریکایی عمدتا از تعامل با ایران، به جز در بخش های انگشت شمار، منع شده اند. تحریم های ثانویه برای دولت ها و کسب و کار اروپا شدیدا نامطلوب است و آنها این تحریم ها را تلاشی برای صدور قوانین آمریکا قلمداد می کنند.

مقامات اروپایی قبلا هشدار داده اند که آنها هر نوع تحریم ثانویه احتمالی را با طرح اقدامات متقابلی که شرکت های اروپایی را به عدم پایبندی به قوانین آمریکا ترغیب می کند، پاسخ خواهند داد. اقدامات پیشگیرانه برای متوقف کردن تحریم های آمریکا عبارتند از جریمه شرکت هایی که به قراردادهای خود با ایران متعهد نباشند، پرداخت غرامت به شرکت هایی که توسط آمریکا مجازات می شوند و اقدامات متقابل علیه شرکت های آمریکایی رقیب.

با توجه به آنکه، این اقدامات متقابل هنوز به طور کامل آزمایش نشده اند، معلوم نیست که بخش خصوصی اروپا چه واکنشی نشان خواهد داد. پیش بینی پیامدهای کلان-اقتصادی یک مناقشه تجاری در عمل در مقایسه با پیش بینی تصمیمات خرد-اقتصادی شرکت های جداگانه، ساده تر است. حداقل تا حدودی تصمیمات شرکت ها به اعتبار نسبی آمریکا و اتحادیه اروپا در تهدید به مجازات و تشویق به حمایت، بستگی دارد. در شرایط عادی، احتمال می رود که سازمان های نظارتی و اجرایی قدرتمند آمریکا، تعادل را به سمت پایبندی به قوانین آمریکا تغییر دهند.

با وجود این، معاملات شرکت های اروپایی با ایران حاکی از آن است که اعتبار آمریکا پایین است و رهبران اروپا قادرند روسای شرکت ها را به نادیده گرفتن واشنگتن ترغیب کنند.

نفوذ و قدرت ممکن است از دست برود اما با تصمیمات تاکتیکی و راهبردی ضعیف، به سرعت از دست می رود. اگر ای اف هاتون امروز فعال بود، احتمالا به ما هشدار می داد که ورشستگی اخلاقی نه تنها بد است بلکه تاثیری منفی بر کسب و کار برجای می گذارد.