جدیدترین مطالب

همگام با غزه؛ یک گام تا پیروزی

مردم یمن امروز در صنعا با برگزاری راهپیمایی میلیونی با عنوان «همگام با غزه؛ یک گام تا پیروزی» بر ادامه حمایت از مردم مظلوم یمن تاکید کردند.

همگام با غزه ؛ یک گام تا پیروزی

مردم یمن امروز در صنعا با برگزاری راهپیمایی میلیونی با عنوان “همگام با غزه ؛ یک گام تا پیروزی ” بر ادامه حمایت از مردم مظلوم یمن تاکید کردند .

Loading

أحدث المقالات

فرانسه با انعقاد قراردادهای نظامی با ارمنستان قدم در حیاط خلوت روسیه می‌گذارد

فرانسه و ارمنستان روز جمعه ۲۳ فوریه از همکاری‌های نظامی رو به رشد دو کشور در میانه تنش‌ها میان ایروان و مسکو استقبال کردند. در دیدار سباستین لوکورنو، وزیر دفاع فرانسه با همتای ارمنی او در ایروان در ۲۲ فوریه موافقت شد تا پاریس یکسری تجهیزات دفاعی به ارمنستان تحویل دهد.

ازسرگیری مذاکرات آتش‌بس غزه در پاریس

یک مقام حماس روز جمعه اعلام کرد که این جنبش در انتظار دریافت پیشنهادات جدید برای آتش‌بس در غزه از سوی میانجی‌گران است. یک منبع مطلع به خبرگزاری رویترز اعلام کرد مذاکرات هر یک از میانجی‌گران – آمریکا، مصر و قطر – بر سر آتش‌بس در غزه به طور جداگانه با رئیس سرویس اطلاعاتی موساد آغاز شده است.

Loading

اقتصاد چین از آمریکا پیش افتاده است؟

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورا آنلاین – ترجمه: صندوق بین‌المللی پول، به طور رسمی در سال 2014 چین را به عنوان قدرت اقتصادی اول جهان شناخته است. این محاسبه بر اساس مقایسه قدرت خرید کشورها در آمریکا و چین، به این صورت است که پول چین به دلار تبدیل می شود.

کلود مه یر در مقاله‌ای در اندیشکده فرانسوی ایفری (موسسه مطالعات بین المللی فرانسه) این سوال را مطرح کرده است که آیا آنچنان که آمارهای صندوق بین المللی پول بیان می دارند، چین از آمریکا پیش افتاده است؟

در این مطلب با اشاره به نحوه محاسبه تولید ناخالص داخلی در صندوق بین المللی پول بر اساس قدرت خرید در هر کشور آمده است: اگر این تبدیل به نرخ بازار صورت پذیرد ( حدود شش یوآن برای هر دلار) یا بر اساس برابری قدرت خرید (هر دلار حدود سه ممیز هفت یوآن) ماجرا متفاوت است.

معیار اخیر که با محاسبات پیچیده ای همراه است، نشان می دهد که با داشتن مبلغ یوآن مشابه می توان در پکن دو همبرگر و در نیویورک یک همبرگر خرید. واقعیت این است که مقایسه دو کشور بر اساس یوآن تبدیلی به نرخ برابری قدرت خرید در درازمدت کارایی اقتصادی یک کشور را بدون در نظر گرفتن آثار تبدیل ارزی در نظر می گیرد و بالاخص اجازه می دهد که تولید ناخالص داخلی سرانه یک کشور را و در نتیجه سطح زندگی یکی را با دیگری مقایسه کرد.

 

معیاری قابل توجه

اما تبدیل به نرخ بازار شاخصی است که وزن و قامت هر کشور را در اقتصاد جهانی نشان می دهد که قدرتمندی اقتصادی در جهان در این معیار قابل توجه است. بر اساس این معیار دوم، چین در سال 2014 همچنان قدرت دوم اقتصادی جهان است و میزان تولید ناخالص داخلی اش 40 درصد از آمریکا کمتر است.

این رده بندی اعتبار بیشتری در جهان دارد در غیر این صورت اگر معیار برابری قدرت خرید را در نظر بگیریم فرانسه از ششمین قدرت اقتصادی در جهان به رده هشتم می رود و هند با هفت پله صعود به رده سوم می رسد.

دو استدلال این جایگاه دومی چین را قوت می بخشد. محاسبه برابری قدرت خرید خیلی پیچیده است و گاه در آن بازنگری های عمده صورت می گیرد. بر این اساس پیش بینی صندوق بین المللی پول درباره میزان تولید ناخالص چین در سال 2014 در یک گزارش منتشرشده این سازمان در آوریل رقمی خیلی پایین تر از گزارش مشابه در اکتبر این سال را نشان می دهد.

وانگهی پکن خودش را به هیچ وجه در آمار و ارقام صندوق بین المللی پول شناسایی نمی‌کند و همچنان خودش را بر اساس اعلام 23 ژانویه گذشته نخست وزیر این کشور در داووس قدرت دوم اقتصادی جهان تلقی می کند.

 

سرنوشت محتوم چین

با همه این اوصاف این نکته را نمی توان رد کرد که چین در 10 سال آینده از هر جهت قدرت اول اقتصادی جهان خواهد شد. پیش بینی می شود که تولید ناخالص داخلی این کشور بر اساس محاسبه ارزی به نرخ بازار در نیمه اول دهه آینده از آمریکا بیشتر شود. وقتی این اتفاق رخ دهد یک پرانتز خیلی طولانی بسته خواهد شد، زیرا چین تا اوایل قرن نوزدهم میلادی قدرت اقتصادی اول جهان بود.

بازگشت این کشور به جایگاه نخست به دلیل گستردگی سرزمینی و جمعیتی این کشور از آن زمان به این طرف کامل قابل توضیح است. به علاوه اینکه باید منابع مالی عظیم چین را نیز در نظر بگیریم. با همه این احوال این مقایسه ها در زمینه کمی صورت می پذیرد و فاصله کیفی چین با آمریکا همچنان خیلی زیاد است. در سال 2030 میزان درآمد سرانه در چین تنها یک سوم درآمد مشابه در آمریکا خواهد بود.

در میان انواع چالش هایی (اعم از رشد پایدار، محیط زیست، تامین اجتماعی و غیره) که پیش روی توسعه چین وجود دارد، جبران عقب ماندگی فن‌آوری اصلی ترین اولویت چین برای به دست آوردن مزیت رقابتی است. برنامه گسترده این کشور برای سال های 2005 تا 2020 پیشرفت های بزرگی را برای چینی ها به همراه آورده است تا جایی که چین در سال 2013 به اولین اعطا کننده مجوزهای تجاری در جهان تبدیل شد.

در این زمینه نیز باید توجه داشت که عمده این مجوزها برای بازار داخلی بوده است و از این جهت چین در عرصه اقتصاد خارجی از آمریکا و ژاپن خیلی عقب تر است. با این حال چین در نهایت در عرصه فن‌آوری نیز حرف اول را خواهد زد، همچنانکه در گذشته چنین بوده است و در جریان بازی های المپیک 2008 پکن این نمونه های تاریخی را که شامل چهار اختراع بزرگ چینی ها بود در معرض تماشا گذاشتند: قطب نما، کاغذ، چاپ و باروت.

 

نتیجه گیری

غول چینی با دو برابر کردن بودجه تحقیقات و توسعه در 15 سال آینده زمینه لازم را برای جبران عقب‌ماندگی در حوزه فن‌آوری فراهم کرده است. در افق 2030 چین به طور گسترده از نظر اقتصادی آمریکا را پشت سر خواهد گذاشت و یک قدرت نظامی بزرگ خواهد شد. اما سوال این است که آیا چین برای تبدیل شدن به ابرقدرت جهانی و به عهده گرفتن مسئولیت رهبری جهانی آمادگی خواهد داشت؟ مقامات چینی مرتبا می گویند که کشورشان فقط می خواهد به جایگاه شایسته و بایسته خود برسد و جاه طلبی هژمونیک ندارد. بر همین اساس خواستار گفتگوی برابر با آمریکا در مسایل جهانی هستند.

0 Comments

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *