ناتانیل مایرز در پژوهشی که اندیشکده کارنگی منتشر کرد، نوشت: این کمک های موسوم به کمک سخت اهدافی دارد و با چالش هایی مواجه است که آنها را از طرح های کمکی توسعه ای و بشردوستانه متعارف متمایز می‌سازد.

با این حال، واشنگتن برای پیشبرد اهداف خود در بحران کشورهایی نظیر سوریه و یمن به این سیستم ها و ساختارهای کمکی سخت تکیه کرده است.

هر چند که این رویکردهای موقتی از نظر سیاسی و اجرایی ساده هستند، اما اثربخشی راهبردی را کاهش داده و اقدامات توسعه ای بلندمدت را تحلیل می برند. بنابراین هم اقدامات اجرایی و هم قانونگذاری باید این ناکامی ها و پیامدهای آن را مدنظر قرار دهند.

پیامدهای رویکرد فعلی

تلفیق کمک سخت با کمک توسعه‌ای موجب کاهش تاثیر راهبردی در کوتاه‌مدت می شود.

  • کارکنان باید به سیستم ها و ابزار برنامه‌ریزی متعارف غیرمقبول تکیه کنند.
  • منابع محدود و نقش های مبهم موجب ایجاد تنش اداری داخلی و ناکارآمدی می شود.
  • ریسک پذیری پایین و الزامات دست و پا گیر مانع از برنامه ریزی می شود.

سوالات راهبردی کلیدی بی‌پاسخ می ماند.

  • آیا اهداف راهبردی روشن و قابل دستیابی وجود دارد؟ یا اینکه این امر صرفا کمکی نمادین است؟
  • آیا برای دستیابی به این اهداف راهبردی معین، منابع کافی وجود دارد؟

اقدامات توسعه ای بلندمدت به تحلیل می روند.

  • اولویت بندی نیازهای فوری موجب تغییر اولویت های ستادی و تخصیص بودجه می شود.
  • تمرکز بر منافع کوتاه‌مدت آمریکا موجب تغییر در نگرش به کمک های آمریکایی در خارج و توجیه قانونگذاران می شود.

اصولی جهت راهنمایی برای اصلاحات

در این طرح مرز بین کمک سخت و طرح های توسعه ای متعارف پیچیده و نامشخص است، حال آنکه تفاوت بین این دو واقعی و مهم است. بنابراین، سیستم ها، راهبردها و انتظارات باید این امر را مد نظر قرار دهند.

مسئولیت ها و نقش های واضح نهادی موجب بهبود تاثیر آن خواهد شد که با تعیین دفتر اصلی برای اجرای طرح کمک سخت آغاز می شود. در حال حاضر، موثرترین ابزار در این مورد عبارت است از دفتر ابتکارات انتقال در آژانس توسعه بین المللی آمریکا.

کمک های سخت، ابزاری تاکتیکی محسوب می شود. این امر نبایستی جایگزین اقدامات نظامی یا فعالیت دیپلماسی شود و تنها باید بخشی از یک راهبرد فراگیر موثر قلمداد شود.

طرح ها و اهداف راهبردی باید واقعیت های بودجه ای را مد نظر قرار دهد. سیاستگذاران باید اهداف روشنی را تعریف کنند و با توجه به منابع موجود از عملی بودن آنها اطمینان حاصل کنند.

دستیابی به اهداف کوتاه‌مدت در مناطق پرآشوب مستلزم نهایت انطاف پذیری و خلاقیت است. باید انگیزه و اشتهای لازم برای ریسک پذیری وجود داشته باشد. به منظور کمک های متعارف، موانع اجرایی باید به صورت مناسب اصلاح شوند.

پیگیری اهداف کوتاه مدت نباید به ضرر توسعه بلندمدت تمام شود. تاکید روشن مقامات رده بالا بر اهمیت راهبردی طرح های توسعه بلندمدت (حتی در کشورهای بحران زده ای مثل یمن) بیانگر لزوم ایجاد تعادل بین اولویت های کوتاه‌مدت و بلند‌مدت است.

نتیجه گیری  

پیگیری رویکرد موثر کمک سخت که بر اصول مذکور استوار است نخست و مهم‌تر از همه بر تایید ضرورت این اصلاحات وابسته است. سیاستمداران باید بدانند که پیشبرد منافع عاجل آمریکا در جاهایی نظیر سوریه و یمن صرفا با سرازیر کردن پول به دستگاه کمک رسانی موجود و انتظار نتیجه متفاوت داشتن تامین نمی شود.

طیف تهدیدها و چالش های فرا روی واشنگتن در سال های آتی افزایش خواهد یافت و در رابطه با هر دو منافع بلندمدت و فوری آمریکا، کمک های خارجی به عنوان ابزار اصلی در جعبه ابزار امنیت ملی عمل خواهد کرد. با این حال، اهمیت و شدت تاثیر آن تنها به عملکرد کارکنان این کمک ها در واشنگتن وابسته نیست، بلکه به تصمیم‌های روسا و بالادستی های آنها در کنگره و بخش های اجرایی و اراده آنها در تهیه ابزار طراحی و راهنمایی های لازم برای به حداکثر رساندن این تاثیر هم وابسته است. هر چند که طی این زمان چالش برانگیز از آمریکا کاری بر نمی آید.